نخستین بناهای ملی مشهد
نخستین چارچوب قانونی ثبت یک اثر در فهرست آثار ملی با «قانون حفظ آثار ملی» در سال۱۳۰۹ شکل گرفت. طبق این مقررات، هر بنا یا محوطه که از نظر تاریخ ملی ایران واجد اهمیت تشخیص داده میشد، پس از بررسیهای کارشناسی، جهت ثبت پیشنهاد میگردید وبا تصویب نهایی، اثر در فهرست آثار ملی غیرمنقول قرار میگرفت و حفاظت از آن نیز تحت پوشش قوانین مربوط در میآمد.
این فهرست در طول نزدیک به یک قرن بسیار گستردهتر شده است. در آخرین آمار مشخصی که از مسئولان وزارت میراث فرهنگی در سال ۱۴۰۴ اعلام شده، بیش از ۴هزارو ۶۰۰ اثر در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است؛ عددی که مجموعه آثار منقول، غیرمنقول، طبیعی و ناملموس را دربرمیگیرد، بنابراین نباید آن را معادل تعداد بناهای تاریخی دانست. در خراسان رضوی نیز آخرین آمار اعلامشده از سوی مدیرکل میراث فرهنگی استان، ۲ هزارو۲۹۸ اثر تاریخی ثبتشده را نشان میدهد.
امروز اگر نام مشهد را در فهرست آثار ملی جستوجو کنیم، با هزاران صفحه سند و پرونده روبهرو میشویم؛ اما این دفتر از کجا آغاز شده است؟ در نخستین سالهای شکلگیری فهرست آثار ملی، بناهایی در مشهد و پیرامون آن یکی پس از دیگری شماره گرفتند؛ چهارطاقی بازههور با شماره ۳۹، حرم مطهر امام رضا (ع) با شماره ۱۴۰، مصلای پایین خیابان با شماره ۱۴۱، آرامگاه خواجه ربیع با شماره ۱۴۲ و بنای هارونیه با شماره ۱۷۳. پشت این شمارهها، فقط چند تاریخ و مشخصات ثبتی نیست؛ هر کدام بخشی از تاریخ معماری، مذهب و شهر مشهد را روایت میکنند.
یکی از آنها بنایی باستانی در مسیر مشهد است و باقی، بناهایی از دوران نخست اسلام و عهد ایلخانی و صفوی است که هنوز در سیمای شهر و توس دیده میشوند. در نوشتار پیشرو نگاهی داریم به پنج اثر تاریخی که نام مشهد و خراسان را وارد لیست آثار ملی ایران کردهاند.

بازههور؛ آغاز راه در خراسان
اگر قرار باشد داستان ثبت ملی آثار در خراسان را از نخستین شماره آغاز کنیم، باید به جنوب مشهد برویم؛ جایی در نزدیکی رباط سفید، در مسیر قدیمی مشهد به تربت حیدریه. چهارطاقی بازههور که با شماره ۳۹ در ۲۴شهریور۱۳۱۰خورشیدی ثبت شده، به عنوان نخستین اثر ثبتشده خراسان در فهرست آثار ملی شناخته میشود.
این بنا در محوطهای تاریخی قرار دارد که اهمیت آن در سالهای اخیر بیش از گذشته آشکار شده است. بازههور تنها یک چهارطاقی منفرد نیست؛ کاوشهای باستانشناسی دانشگاه تهران در این محوطه به شناسایی مجموعهای از بقایای معماری، سکونتگاه، گورستان و یک آتشکده بزرگ ساسانی انجامیده است.
این بنای چهارطاقی که در فهرست آثار ملی با عنوان «بنای سنگی بازههور، خرابههای عهد ساسانی» ثبت شده، در منابع مختلف بهعنوان آتشکده شناخته شده است؛ هرچند درباره کاربری دقیق آن میان پژوهشگران دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. اهمیت بازههور البته با ثبت سال۱۳۱۰ خورشیدی تمام نشده و کاوشهای باستانشناسی بعدی در بخش جنوبی محوطه بازههور نیز به شناسایی بقایای یک آتشکده ساسانی انجامیده است؛ بنایی که فضای داخلی آن با گچبریهای نفیس تزیین شده و قطعات گچ دارای نوشته به خط فارسی میانه نیز از آن به دست آمده است.
در میان یافتههای این بخش، یک پانل گچبری با تصویر چهار شخصیت نیز کشف شده که پژوهشگران درباره هویت شخصیت نشسته در آن، از جمله احتمال ارتباط او با یزدگرد سوم، فرضیههایی مطرح کردهاند.
حرم مطهر رضوی؛ نمونه فاخر هنرهای مختلف
تنها چند ماه پس از بازههور، نوبت به یکی از مهمترین بناهای تاریخی و مذهبی ایران رسیده است. مجموعه حرم مطهر امام رضا (ع) در ۱۵دی ۱۳۱۰خورشیدی با شماره ۱۴۰ در فهرست آثار ملی قرار گرفته است. ثبت حرم را نمیتوان ثبت یک بنای منفرد به معنای معمول دانست؛ در پیرامون روضه منوره، صحنها، ایوانها، رواقها و بناهایی قرار گرفتهاند که هرکدام حاصل دورهای از تاریخ معماری ایران هستند از همین رو آنچه در پرونده با این شماره قرار گرفته، مجموعهای تاریخی است که در طول قرنها شکل گرفته و گسترش یافته است.
اهمیت این مجموعه نیز دقیقا در همین لایههای تاریخی است. از بقایای معماری و تزیینات دورههای نخست اسلامی تا گسترش حرم در دوره تیموری، صفوی، افشاری و قاجاری و سپس توسعههای معاصر، حرم رضوی را باید مجموعهای دانست که تاریخ معماری مشهد در آن به صورت پیوسته دیده میشود.
در واقع، شماره ۱۴۰ فقط یک شماره ثبتی نیست؛ سندی است بر اینکه در نخستین سالهای شکلگیری نظام ثبت ملی، حرم امام رضا (ع) به عنوان یکی از عناصر مهم میراث تاریخی و معماری ایران، جای خود را در این فهرست پیدا کرده است؛ بنای ارزشمندی که نمونههای فاخری از انواع هنرهایی، چون آیینهکاری، کاشیکاری، گچکاری، طلاکاری، منبتکاری، حجاری، خوشنویسی، نقاشی، تذهیب و ... در آن به نمایش درآمده است.

مصلای پایین خیابان؛ جایگاه نماز اعیاد
شماره بعدی تقریبا بلافاصله به بنایی تعلق گرفته که زمانی در حاشیه شهر قرار داشته و امروز در دل مشهد جای گرفته است؛ مصلای پایین خیابان در ۱۵دی ۱۳۱۰ خورشیدی با شماره ۱۴۱ ثبت شد. ساخت این مصلا به دوره شاه سلیمان صفوی و سالهای ۱۰۸۶ و ۱۰۸۷قمری بازمیگردد. در آن زمان، بنای مصلا در بیرون از حصار شهر و در نزدیکی دروازه پایین خیابان قرار داشته است؛ موقعیتی که باعث میشده زائران و مسافرانی که از مسیرهای شرقی وارد مشهد میشدهاند، آن را در مسیر خود ببینند.
اسناد میگویند که این مصلا در دورهای ساخته شده که مصلای قدیمی طرق، به دلیل فاصله از شهر و ناامنیهای ناشی از حملات ازبکها، دیگر پاسخگوی نیاز شهر نبوده است. میرزاابوصالحبنمحمدمحسنرضوی، از نقبای سادات رضوی و بانی مدرسه نواب، در شکلگیری این بنای تازه نقش داشته و حاجی شجاع بنای اصفهانی از معماران قرن یازدهم و از معماران برجسته دوره پایانی صفویه نیز طراحی و معماری آن را انجام داده است.
ساختمان مصلا در میانه، ایوانی بلند دارد که دو ایوانچه در دو سوی آن قرار گرفتهاند و فضای اصلی نماز در انتهای همین ایوان اصلی شکل گرفته است. کاشی معرق، گچبری، مقرنس و کتیبههای قرآنی از مهمترین آرایههای آن هستند. همین ترکیب معماری و تزیینات، مصلا را به یکی از نمونههای قابل توجه معماری مذهبی صفوی در مشهد تبدیل کرده است.

خواجهربیع؛ آرامگاهی صفوی با امضای علیرضا عباسی
ثبت حرم را نمیتوان ثبت یک بنای منفرد به معنای معمول دانست
یک شماره بعدتر، یعنی ۱۴۲، نوبت به آرامگاه یکی از چهرههای شناختهشده تاریخ اسلام رسیده است. آرامگاه خواجهربیع که در ۱۵دی ۱۳۱۰ ثبت ملی شده است. آنچه امروز در شمال مشهد میبینیم، بنایی صفوی است که به دستور شاه عباس و با توصیه شیخ بهایی شکل گرفته است. بنای کنونی در فاصله سالهای ۱۰۲۶ تا ۱۰۳۱ قمری ساخته و تکمیل شده و میرزا اُلغ رضوی، از سادات رضوی مشهد، بر روند ساخت آن نظارت داشته است.
آرامگاه از نظر معماری، بنایی هشتضلعی در نمای بیرونی و چهارایوانی در فضای داخلی است که گنبد فیروزهای آن، مهمترین نشانه بصری بنا به شمار میرود، اما یکی از ارزشمندترین بخشهای آن را باید در کتیبههایش جستوجو کرد؛ کتیبههایی که با خط ثلث علیرضا عباسی، خوشنویس مشهور عصر صفوی، اجرا شدهاند و تاریخهای ۱۰۲۶ و ۱۰۳۱ قمری را بر خود دارند.
کاشیکاریهای معرق و الوان، نقاشیهای طلایی داخل گنبد و ترکیب نقوش هندسی و گیاهی، آرامگاه خواجهربیع را از نمونههای شاخص هنر تزیینی دوره صفوی در مشهد کرده است. به همین دلیل، ارزش این بنا فقط به شخصیت مدفون در آن، محدود نمیشود و خود آرامگاه نیز سندی از هنر و معماری عصر صفوی است.

هارونیه؛ یادگار رازآلود تاریخ
در میان این پنج بنا، شاید هیچکدام به اندازه هارونیه با ابهام و روایتهای گوناگون همراه نباشد. این بنا با شماره ۱۷۳ در ۱۵دی ۱۳۱۰خورشیدی ثبت شده است. هارونیه در قلب توس، در نزدیکی آرامگاه فردوسی قرار دارد؛ بنایی آجری و باشکوه که درباره تاریخ دقیق ساخت و کاربری اولیه آن اتفاق نظر کاملی وجود ندارد.
معماری بنا معمولا به دوره ایلخانی، بهویژه سده هشتم هجری، نسبت داده میشود و برخی پژوهشها نیز احتمال دادهاند که بخشهایی در دورههای بعد به آن افزوده شده باشد. نام «هارونیه» بیش از آنکه ریشهای قطعی در منابع تاریخی داشته باشد، نامی متأخر است و نسبت دادن بنا به زندان هارونالرشید پشتوانه تاریخی محکمی ندارد. همین نکته یکی از مهمترین تفاوتهای میان روایت عامه و پژوهش تاریخی درباره این بناست.
در کاوشهای انجامشده در اطراف بنا نیز شواهدی از دورههای مختلف به دست آمده و همین موضوع، پیچیدگی تاریخ این بخش از توس را بیشتر کرده است. از سوی دیگر، پیوند دادن بنا با خانقاه یا آرامگاه امام محمد غزالی نیز در منابع مختلف مطرح شده، اما نمیتوان آن را با قطعیت به عنوان کاربری اولیه بنا اعلام کرد.
هارونیه امروز بیش از هر چیز یادگاری از شهر تاریخی توس است؛ بنایی که حتی درباره نام، تاریخ و کاربری آن هنوز پرسشهایی باقی مانده و همین پرسشها، بخشی از جذابیت تاریخی آن را ساختهاند.
از نخستین ثبتها تا میراث جهانی
حفاظت قانونی از آثار تاریخی ایران، به شکل امروزی، از اوایل قرن چهاردهم شمسی آغاز شد. نقطه عطف این روند، تصویب «قانون راجع به حفظ آثار ملی» در ۱۲ آبان ۱۳۰۹ بود؛ قانونی که دولت را موظف میکرد آثار تاریخی و فرهنگی شناختهشده کشور را شناسایی و در فهرستی رسمی ثبت کند و آثار تازهشناختهشده نیز به این فهرست افزوده شوند.
پس از تصویب قانون، نخستین نظامنامه اجرایی در همان سال و نظامنامه اصلاحشده در سال۱۳۱۱ تصویب شد. بر اساس این مقررات، برای هر اثر غیرمنقول باید پروندهای شامل نام اثر، موقعیت جغرافیایی، نام بانی و سازنده، تاریخ ساخت، نقشه، عکس و وضعیت مالکیت تهیه میشد. بررسی و پیشنهاد ثبت بر عهده اداره عتیقات بود و پس از تأیید وزارت معارف و طی مراحل قانونی، اثر در فهرست آثار ملی قرار میگرفت.
از نخستین سالهای اجرای قانون حفظ آثار ملی، ثبت بناها و محوطههای تاریخی در نقاط مختلف کشور آغاز شد. شمارههای ابتدایی فهرست به محوطهها و تپههای باستانی اختصاص دارد؛ از جمله تپه سلیمان و تپه بکسایه که با شمارههای یک و دو در سال۱۳۱۰ ثبت شدند. در همان سال، آثار شاخص دیگری نیز به فهرست پیوستند؛ از جمله پاسارگاد با شماره ۱۹ و تخت جمشید با شماره ۲۰ که هر دو در ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ به ثبت رسیدند.
در میان شناختهشدهترین آثار ثبتشده ملی، بناها و محوطههایی از دورههای مختلف تاریخی دیده میشود؛ از تخت جمشید و پاسارگاد، یادگارهای دوره هخامنشی تا تخت سلیمان، ارگ بم، گنبد قابوس، بازار تاریخی تبریز و مجموعههای تاریخی اصفهان. در کنار این آثار، بناهای مذهبی، آرامگاهها، پلها، کاروانسراها، خانههای تاریخی و محوطههای باستانشناسی نیز بخش مهمی از فهرست را تشکیل میدهند.
از نظر قدمت تاریخی نیز این فهرست دامنهای گسترده دارد؛ از محوطههای پیشاتاریخی و آثار تمدنهای باستانی تا بناهای دوره اسلامی و آثار تاریخی معاصر. بنابراین، قدیمیترین اثر از نظر زمان شکلگیری الزاما همان اثری نیست که زودتر در فهرست ثبت شده؛ شماره ثبت، ترتیب اداری ثبت آثار را نشان میدهد، نه قدمت تاریخی آنها را.
نسبت دادن بنای هارونیه به زندان هارونالرشید پشتوانه تاریخی محکمی ندارد
فهرست آثار ملی امروز بسیار گستردهتر از آن چیزی است که در نخستین دهههای شکلگیری آن تصور میشد. بر اساس اعلام معاون میراث فرهنگی کشور در سال۱۴۰۴، بیش از یک میلیونو ۳۱۰ هزار اثر تاریخی در ایران شناسایی شده و حدود ۴۳هزارو ۶۰۰ اثر در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این فهرست فقط به بناهای تاریخی محدود نیست و آثار منقول، محوطهها و بناهای تاریخی، آثار طبیعی و میراث ناملموس را نیز دربرمیگیرد.
از میان استانها، فارس از نظر شمار آثار ثبتشده ملی در شمار استانهای پیشتاز قرار دارد؛ بیش از ۳ هزارو۲۰۰ اثر تاریخیفرهنگی این استان در فهرست ملی قرار گرفته و مسئولان میراث فرهنگی فارس در سالهای اخیر همچنان از ثبتهای جدید و جایگاه نخست استان در این زمینه سخن گفتهاند. استانهایی مانند اصفهان و خراسان رضوی نیز به دلیل گستردگی محوطهها، بناها و آثار تاریخی خود، سهم قابلتوجهی از این فهرست دارند.
اما ثبت جهانی یونسکو با ثبت ملی تفاوت دارد. ایران در سال۱۹۷۵ به کنوانسیون میراث جهانی پیوست و در سال۱۹۷۹، تخت جمشید، چغازنبیل و میدان نقش جهان اصفهان، نخستین آثار ایران بودند که در فهرست میراث جهانی قرار گرفتند. پس از آن، آثاری مانند پاسارگاد، بم، بیستون، گنبد قابوس، میدان امام اصفهان، باغ ایرانی، قنات ایرانی، راهآهن سراسری و هگمتانه نیز به این فهرست افزوده شدند.
همچنین روند ثبت جهانی نیز با ثبت ملی متفاوت است. کشورها ابتدا آثار پیشنهادی خود را در فهرست موقت یونسکو قرار میدهند و سپس برای هر پرونده، مستندات و پروندهای جامع درباره ارزش جهانی، اصالت، یکپارچگی و برنامه حفاظت تهیه میشود. پروندهها پس از ارزیابی نهادهای تخصصی مانند ایکوموس یا اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت، در کمیته میراث جهانی بررسی و درباره ثبت آنها تصمیمگیری میشود. اکنون، ایران ۳۰ اثر در فهرست میراث جهانی یونسکو دارد؛ ۲۸ اثر فرهنگی و ۲ اثر طبیعی.
* این گزارش شنبه ۱۱ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۸۷۲ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.