دوخت منش پهلوانی در کارگاه تولید لباسهای ورزش باستانی
ورزش باستانی یکی از ورزشهایی است که در ایران طرفداران زیادی داشته است؛ ورزشی که حضور در زورخانهاش آداب خاصی میخواهد. یکی از این آداب، پوشیدن لباس مخصوص است؛ لباسی که نهتنها برتن کردنش سلسلهمراتبی دارد، بلکه دوخت ودوزش هم دنیایی دارد؛ چراکه طرحهایش منحصربهفرد و طراحانشان خاص هستند. این هفته بهسراغ یکی از همین تولیدکنندگان در مشهد رفتهایم؛ کسی که کارگاهش تنها تولیدی لباسهای ورزش باستانی استان محسوب میشود و خانوادگی میچرخد.
کتوشلواردوزی که باستانیکار شد
غلامرضا عامریمنش ساکن محله بالاخیابان مشهد از آن دسته آدمهایی است که بهخاطر عشقش به ورزش باستانی، حرفه اصلی خود را که از کودکی به آن مشغول بوده، رها کرده است؛ عشقی که وقتی پای صحبتهایش مینشینیم، از آغاز آن چنین برایمان میگوید: من در خانوادهای متولد شدم که به ورزش باستانی بسیار احترام میگذاشتند و پدرم مرا همیشه به زورخانه میبرد. این علاقه به ورزش باستانی از کودکی با من همراه بود، اما دست روزگار مرا بهسمت دیگری برد. بهجای آنکه ورزشکار شوم، خیاط شدم و در دوخت کت و شلوار مهارت پیدا کردم، اما از این موضوع چندان راضی نبودم.
یک روز که بعد از سالها به زورخانه رفتم، گویی کسی آن خاطرات قدیم را در من زنده کرده باشد، عشق زورخانه و ورزش آن در وجودم شروع به جوشیدن کرد. همانجا بود که با دیدن لباسهای کهنه و رنگورورفته ورزشکاران به این فکر افتادم که خودم لباسهای ورزش باستانی را با طراحیهای جدید تولید کنم. همین تصمیم عملیاتی شد و بعد از ۱۷ سال کارگاه خیاطیام را به دوخت لباسهای ورزش باستانی اختصاص دادم. اکنون از سال ۸۹ تاکنون بدون داشتن تحصیلاتی مرتبط با طراحی لباس، لباس سنتی و باستانی ورزشکارانِ زورخانهها را طراحی و آماده میکنم.
او ادامه میدهد: البته من قبل از اینکه دوخت لباسهای ورزش باستانی را آغاز کنم، دو سال به این ورزش مشغول بودم و تحقیقاتم روی دوخت لباس زورخانه را هم در همین مدت انجام میدادم؛ چراکه دوخت شلوارک یا لباس این ورزش، بسیار پیچیده است و فوتوفنهای خاص خودش را میخواهد.
با اینکه کتوشلواردوزی سود بسیار خوبی داشت و من از ابتدا کتوشلواردوز بودم و در این کار نیز مهارت زیادی داشتم، به عشق ورزش باستانی وارد این حرفه شدم و الان هم از کارم راضی هستم و وقتی کسی به من میگوید که چرا کت وشلواردوزی را رها کردی، میگویم من به عشقم که انجام کارهای هنری بود، رسیدم و پشیمان نیستم. بهعقیده من، باید ورزشکار باستانیکار باشید تا بتوانید این لباس را خوب و دلپسند دربیاورید. شاید جالب باشد که بگویم خیلی از افرادی که وارد این حرفه شدند، در مقطعی خوب کار کردند، اما چون ورزشکار این ورزش نبودند، بعد از مدتی دیگر نتوانستند کار کنند و از این حرفه کناره گرفتند.
طراحیهایم، ذوقی است
میگوید کارش را یکنفره شروع کرده و بهتنهایی و با تشویق و حمایتهای همسرش توانسته است در این حرفه موفق شود؛ همسری که گاهی در طراحیها به کمکش میآید: «ذوق هنری زیادی دارم و طراحی از رشتههای موردعلاقهام است. همسرم هم مثل خودم هنرمند است و در نقاشی و بافندگی فرش سررشته دارد. هنر ایشان درکنار ذوق هنری من، مکملی است تا طرحهای متفاوتی بر روی پارچه خلق شود؛ طرحهای متفاوتی که تا به امروز با استقبال ورزشکاران این رشته روبهرو بوده است.»
نقش سرو، پرطرفدارترین طرح است
غالبترین نقوش تزیینی در لباسهای ورزش باستانی بهگفته عامریمنش، بته جقه است که به صورتهای گوناگونی بر روی پارچه دوخته میشود، اما نماد سرو یکی از نمادهای پرطرفدار است.
غالبترین نقوش تزیینی در لباسهای ورزش باستانی بته جقه است
عامریمنش در اینباره نیز توضیح میدهد: بتهجقه صورتهای گوناگونی دارد که با حفظ فرم ظاهری خود، اما با درآمیختگی هنر و ذوق، شکلهای متفاوتی را بر روی پارچه به خود میگیرد. نمونه آن بتهجقه قهر و آشتی است که ما در طراحیها و دوختهایمان از آن استفاده میکنیم؛ البته ما بیشتر از نماد سرو استفاده میکنیم که نمادی بهیادگارمانده از ایران باستان است و با حالوهوای این ورزش نیز بسیار همخوانی دارد.
ایرانیها نیز به سرو علاقه زیادی دارند، ضمن اینکه ما در طراحیهای خود از طرحهای فرش و گلهایی که در این طرحها استفاده میشود، هم بهره میبریم.
لباسهای من، بر تن پهلوانان میرود
طراحی لباسهای ورزش باستانی بسیار خاص است و هر طرحی معنی و مفهوم خود را دارد؛ موضوعی که عامریمنش نیز به آن اشاره میکند و در ادامه صحبتهایش میگوید: سعی میکنم در طراحیهایم همیشه حرفی برای گفتن داشته باشم؛ چون من دلی کار میکنم. همیشه در پایان، طرحهایم را ارزیابی و ساعتها به آن فکر میکنم و در بعضی مواقع برخی قسمتهای آن را تغییر میدهم و تا طرحی به دلم ننشیند، اجازه نمیدهم که روی پارچه دوخته شود. همین امر یکی از دلایل پیشرفتم در کار است.
شاید باورتان نشود که من طرحی را برای فروش بیشتر نمیدوزم، بلکه طرحی میزنم و لباسش را بیرون میدهم که برخاسته از فرهنگ این مرزوبوم باشد. همه اینها بهدلیل این است که من برای این لباس، خیلی ارزش و احترام قائلم. همیشه با خودم میگویم لباسی که میدوزم، بر تن پهلوانان ایرانزمین مینشیند و قداست زیادی دارد و باید به طراحی و دوخت آن نیز بسیار توجه شود، ضمن اینکه کارهای هنری هیچوقت از مد نمیافتد و همیشه جذابیتهای خاص خودش را دارد.
دوخت لباس ورزش باستانی، توجیه اقتصادی ندارد
«طراحی و تولید لباسهای باستانی توجیه اقتصادی ندارد؛ چراکه ورزشکاران این رشته هر چند سال یکبار به لباس احتیاج پیدا میکنند.» عامریمنش با بیان این جمله اضافه میکند: ما روزی ۲۰ شلوار تولید میکنیم و از این تعداد فقط ۸ شلوار را میتوانیم به فروش برسانیم و بقیه آنها را در انبار نگهداری میکنیم؛ چون باشگاهها و تیمهای باستانی برای شرکت در مسابقات این رشته خیلی دیر به فکر تهیه لباس میافتند و ما هم مجبور میشویم همیشه لباس آماده داشته باشیم. از این گذشته، لباس ورزش باستانی خیلی کم مشتری دارد.
صادرات به ۳ کشور
در این سالها کشورهای زیادی به ورزش باستانی روی آورده و در این ورزش تاحدی موفقیتهایی را هم کسب کردهاند؛ موضوعی که شاید برای ورزشکاران این رشته کمی نگرانکننده باشد، اما برای تولیدکنندگان لباسهای ورزش باستانی، فرصت خوبی بهحساب میآید.
عامریمنش از این امر چنین یاد میکند: صادرات به چند کشور را مدتی است شروع کردهایم. اگرچه صادرات راهورسم خودش را دارد و برای آن بسیار سختگیری میشود و قوانین کهنه و قدیمی و دستوپاگیری دارد، در این حوزه، موفقیتهایی را کسب کردهایم؛ بهعنوان نمونه درحالحاضر به کشورهای استرالیا، انگستان و آمریکا لباس صادر میکنیم؛ البته منظورم از این صادراتی که میگویم، این است که ازطریق ورزشکاران و نمایندگانی که در کشورهای مختلف داریم و با آنها ارتباط پیدا کردهایم، لباسهای خود را به آن کشورها میفرستیم.
درحالحاضر به کشورهای استرالیا، انگستان و آمریکا لباس صادر میکنیم
لباسهای مشکی ورزش باستانی، حراج است
تولیداتی که عامریمنش از آن صحبت میکند، مستلزم داشتن تیمی حرفهای و باتجربه است؛ موضوعی که خودش هم بر آن صحه میگذارد و توضیح میدهد: همه خیاطهای کارگاه من حرفهای هستند؛ البته بعد از طراحی، ابتدا شیوه دوخت را به آنها آموزش میدهم و ریزبهریز بر کارشان نظارت میکنم تا خوب از کار دربیاید.
قفسههای مغازهاش از لباسهای مشکی لبریز است و او از آنها بهعنوان لباسهای حراج یاد میکند و میگوید: این لباسها همانهایی است که به آنها عنوان حراجی دادهایم و بیشتر هم به رنگ مشکی تولید میشوند.
آنطور که او اشاره میکند، استقبال از لباسهای مشکی بین ورزشکاران این رشته زیاد است، اما او سعی میکند کمتر لباس تیره و مشکی طراحی کند.
این تولیدکننده تاکید میکند: بهعقیده من، دوزنده تصمیم میگیرد در بازار چه رنگی از لباس را وارد کند. اگر همیشه لباسهای رنگ روشن تولید و عرضه شود، کمکم سلیقه و خواست ورزشکاران نیز به همین سمت خواهد رفت و کمتر لباسهای رنگ تیره را انتخاب خواهند کرد.
تولید صددرصد ایرانی
کارگاه کوچک عامریمنش نمونهای از کارگاههایی است که نمیتوان از آن حتی یک تکهنخ خارجی پیدا کرد و همهچیز صددرصد ایرانی است؛ موضوعی که عامریمنش از آن چنین برایمان حرف میزند: تولیدات ایرانی همیشه موردتوجه من بوده است.
به همین خاطر خودم هم کالای کاملا ایرانی تولید میکنم؛ البته مشکلاتی در این راه وجود دارد و آن هم اشتغالزایی کاذب است. نباید اجازه دهیم تولید با اشتغالزایی کاذب اشتباه گرفته شود. باید با حمایت از تولیدکنندههای کوچک، جلوی این امر را بگیریم.
درست است که شرایط سخت است و بهجای ۸ ساعت باید ۱۲ ساعت کار کنیم، اما بهنظرم همین تولیدکنندههای کوچک هستند که هم اشتغالزایی میکنند و هم چرخ تولید را میچرخانند، پس باید این چرخه را کمک کنیم تا خوب و بیشتر بچرخد. یکی از راههایش بیمه کردن کارگران است و راه دیگر معافیتهای مالیاتی است. متاسفانه در کشور ما همیشه تولیدکنندگانی که اشتغالزایی میکنند، بیشتر مالیات میدهند. درحالحاضر طبق قوانین مالیاتی، کارفرما با داشتن پنج کارگر از مالیات معاف است، اما اگر از این تعداد بیشتر شوند، باید مالیات بیشتری بپردازد، درصورتیکه در کشورهای دیگر خلاف این است.
*این گزارش پنجشنبه، ۳ خرداد ۹۷ در شماره ۲۸۲ شهرآرامحله منطقه ثامن چاپ شده است.

