کد خبر: ۱۵۷۳۶
۰۹ آبان ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
محیط بان - حسین مولایی

حسین مولایی سال‌ها با شکارچیان غیرمجاز روبه رو شده است

حسین مولایی  عاشق طبیعت است، عاشق جانورانی که در آن زندگی می‌کنند. خوشی‌ها و ناخوشی‌های زیادی دارد. ناخوشی‌هایی که هر کدام می‌تواند به قیمت جانش تمام شود. یک بار شکارچیان غیرمجاز، خودرو شخصی اش را به آتش کشیدند.

مریم شیعه| مایعی گرم روی پیشانی اش می‌دود. دستش را به سمت صورتش می‌برد. خون است. ضربه چنان محکم بوده که پوست سرش شکافته شده است. شکارچیان فرار می‌کنند. او می‌ماند و سرمای استخوان سوز و طبیعتی که تا کیلومتر‌ها آن طرف تر، هیچ کس نیست. نمی‌تواند جلوی خون ریزی را بگیرد. خودش را با زحمت به دریاچه یخ زده می‌رساند و تکه‌ای از یخ را می‌شکند. یخ را روی پیشانی اش می‌گذارد و وقتی به اولین مرکز درمانی می‌رسد. سرش ۱۰ بخیه می‌خورد. این ۱۰ بخیه یادگار یکی از مأموریت‌هایی است که می‌توانست سرانجام تلخ تری داشته باشد.

با این همه اولین بارش نیست. بار‌ها هنگام گشت زنی و تعقیب متخلفان با موتورسیکلت در مناطق صعب العبور زمین خورد و دست وپایش شکست. یک بار هم در میانه مأموریت، خودرویش در برفی که تا زانو بالا آمده بود از کار افتاد. نه راهی برای تماس داشت و نه کسی از گرفتاری اش باخبر بود. تلفن همراهش آنتن نمی‌داد. نزدیک‌ترین پناهگاه، پاسگاه محیطبانی بود. چاره‌ای نداشت جز اینکه با همان پا‌هایی که به سختی حرکت می‌کرد، خودرو را در برف هل بدهد. شب‌های زیادی در کیسه خواب خوابید.

گاهی پنج شبانه روز، زندگی اش با یک کوله کوچک و یک کیسه خواب گذشت. بار‌ها برای یک هفته یا بیشتر، نمی‌توانست همسر و فرزندانش را ببیند. نمی‌توانست حتی صدایشان را بشنود. بار‌ها زخم برداشت، خودش را میان درگیری دید، طبیعت روی خوشش را از او برگرداند، اما هر طور بود، ادامه داد.

 

این لباس شریف

حسین مولایی  سال ۱۳۶۰ در روستای کلاته بزرگ از توابع تربت جام به دنیا آمد. کودکی اش در نزدیکی دشت‌هایی گذشت که آهوان خراسانی و قوچ‌های وحشی در آن زندگی می‌کردند. تا میانه دهه ۷۰، دیدن این جانوران در طبیعت پیرامون روستا چندان دور از انتظار نبود. آهو‌ها بخشی از چشم انداز آشنای زادگاهش بودند، اما این تصویر آرام آرام تغییر کرد. شکارچیان غیرمجاز برای به دست آوردن گوشت، پوست و شاخ حیوانات، به جان حیات وحش افتاده بودند. نتیجه آن شد که جمعیت جانورانی که روزگاری در این دشت‌ها فراوان بودند، با خطر انقراض رو به رو شدند و آهوی خراسانی برای مدتی به موجودی کمیاب در دشت‌های تربت جام تبدیل شد.

برای حسین مسئله فقط کم شدن تعداد حیوانات نبود؛ انگار بخشی از خاطرات کودکی و هویت زادگاهش داشت از بین می‌رفت. تصمیم گرفت به جای تماشای این اتفاق، کاری انجام دهد. لباس همیاری پوشید و با اداره‌های محیط زیست فریمان و تربت جام همکاری کرد. تخلفات شکارچیان را گزارش می‌داد و در شناسایی شان کمک می‌کرد. سال ۱۳۸۴ به عنوان نیروی خدماتی وارد اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی شد. چند سال بعد در آزمون استخدام محیطبانان شرکت کرد و سرانجام در سال ۱۳۹۱ به یگان حفاظت محیط زیست استان پیوست.

او عاشق طبیعت بود، عاشق جانورانی که در آن زندگی می‌کردند. خوشی‌ها و ناخوشی‌های زیادی داشت. ناخوشی‌هایی که هر کدام می‌توانست به قیمت جانش تمام شود. یک بار شکارچیان غیرمجاز، خودرو شخصی اش را به آتش کشیدند و یک بار همسر و فرزندانش را به مرگ تهدید کردند. در این مسیر شهادت دوستانش را دید. حسین صادقی، محیطبان سبزواری دوست و همکاری بود که وقتی برای گشت زنی به یک خودرو نزدیک شد، شکارچیان غیرمجاز او را به رگبار بستند.

شکارچیان غیرمجاز اغلب برای فرار از مجازات، رفتار‌های خشونت آمیز بروز می‌دهند و جان محیطبانان را به خطر می‌اندازند

صادقی از دنیا رفت و همراهش، محمدابراهیم ابارشی به شدت آسیب دید. محمد عباسی، محیطبان اهل سرخس را کتک زده بودند. دست و پایش را شکسته بودند و همان جا با درد وحشتناک، رهایش کرده بودند. مهدی طاهری، محیطبان اهل سبزوار، در درگیری با شکارچیان ۹ ساچمه به پایش اصابت کرد و این‌ها گوشه‌ای از رنج او و همکارانش است.

 

مردی که جان می‌خرد

سال ۱۳۹۶ به عنوان محیطبان نمونه خراسان رضوی انتخاب شد. این عنوان نتیجه بررسی عملکرد محیطبانان بود؛ پرونده‌هایی که از مقابله با شکارچیان تا نجات حیوانات و جلوگیری از تخریب محیط زیست را در بر می‌گرفت. او برای پرونده هایش هم در طبیعت رد شکارچیان غیرمجاز را می‌گرفت و هم در شبکه‌های مجازی، آگهی‌های خرید و فروش جانوران را دنبال می‌کرد. یکی از این پرونده‌ها با آگهی فروش یک شاهین شکل گرفت. فروشنده برای پرنده ۳۵میلیون تومان قیمت تعیین کرده بود. مولایی در نقش خریدار وارد ماجرا شد. قرار معامله را در شهرک شهید باهنر مشهد گذاشت.

فروشندگان نمی‌دانستند کسی که قرار است پرنده را بخرد، مأمور حفاظت محیط زیست است. دو نفر سوار بر موتورسیکلت به محل قرار آمدند. به محض رسیدن آن ها، عملیات با دستور مقام قضایی انجام شد و هر دو نفر بازداشت شدند. تا سال ۱۴۰۰ در ۱۰۲ مورد از پرونده‌های مرتبط با فروش غیرمجاز حیات وحش، در نقش خریدار ظاهر شد. محیطبانی، مخاطره‌های زیادی دارد. حضور در طبیعت وحشی برای روز‌ها و هفته ها، از عهده هر کسی برنمی آید.

محیطبانی زمستان و تابستان نمی‌شناسد. از طرفی کمبود نیرو و محدودیت‌های شدید قانونی برای استفاده از سلاح، محیطبان‌ها را در عمل بی دفاع می‌کند. شکارچیان غیرمجاز اغلب برای فرار از مجازات، رفتار‌های خشونت آمیز بروز می‌دهند و جان محیطبانان را به خطر می‌اندازند.

حسین مولایی یک نمونه از محیطبانان این مرز و بوم است که با کمترین امکانات، حقوق و مزایا و تنها به عشق میهن و طبیعت ایران برای حفظ محیط زیست سرزمینمان جان فشانی می‌کند. یکی از بزرگ‌ترین آرزو‌های حسین مولایی، روزی است که هر ایرانی، یک محیطبان باشد. روزی که هیچ کس در طبیعت آتش روشن نکند، زباله اش را رها نکند و در برابر تخریب محیط زیست بی تفاوت نماند.

 

* این گزارش پنج‌شنبه ۷ آبان‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۸۹۵ روزنامه شهرآرا صفحه آخر چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام