شاعر جوان محله خاتمالانبیا(ص) از کودکی حافظ و شاهنامه میخواند
شعر تاثیرگذارترین بیان هنری است که با کمترین کلمات از وجود آدمی برمیخیزد و بر جان و دل مخاطب مینشیند. در این میان شعری که از حس نوجوانی سرچشمه میگیرد، بازتابدهنده قلبی روشن و احساساتی بسیار ناب است؛ احساساتی که در آیدا پاکزاد، نوجوان ساکن محله خاتمالانبیا، هم وجود دارد.
او که صورت خندان و پرانرژیاش، نویدبخش گفتوگوی دلنشینی است، حافظ دو جزء از قرآن کریم است. کسب عنوان کتابخوان برتر سال ۹۲ از جشنواره ضریح آفتاب، خبرنگار افتخاری پانا و کسب عنوان همیار سبز برتر در همکاری با شهرداری منطقه ۱۰، بخشی از فعالیتهای اوست که ما را پای صحبتهایش نشانده است.
اشتیاقش به شعر ریشه در کودکی دارد
آیدا پاکزاد، متولد آبان ۱۳۸۱، از کودکی در منطقه قاسمآباد بزرگ شده است و دو سالی است که ساکن محله خاتمالانبیا(ص) مشهد است. اشتیاقش به شعر ریشه در کودکی دارد و از هفتسالگی در برنامههای مدرسه، سرود و شعر میخوانده است. میگوید: «مادرم از کودکی برایم شعر میخواند و تشویقم میکرد که اشعار را تکرار کنم. از همان سال اول مدرسه، همیشه در برنامههای مدرسه مجری بودم. دوست داشتم احساساتم و متنهایی را که مینوشتم، بیان کنم. خانواده و کادر مدرسه همیشه مشوقم بودند.
از سوم دبستان کتابهای حافظ و مولانا را میخواندم، درحالیکه سایر دوستانم اینطور نبودند و خواندن این کتابها برایشان سخت بود. پدر و مادرم بهخاطر علاقهام به شعر، تشویقم کردند تا عضو کانون پرورشفکری کودکونوجوان شوم. از کلاس پنجم در کارگاههای ادبی کانون پرورشفکری کودکان، مرکز ۸ شهرک رازیِ قاسمآباد ثبتنام کردم.
هدف از برگزاری این کلاسها، پرورش خلاقیت در روح و احساس ما بود. ما را در محیطی شاعرانه و احساسی قرار میدادند تا بتوانیم حسمان را رشد دهیم و عواطفمان را روی کاغذ بیاوریم؛ مثلا به باغچه کانون میرفتیم و از حسمان درباره آن مینوشتیم. بازی با کلمات و احساسهای درونی، باعث پرورش ذهن ما میشد. بعد از مدتی باتوجهبه نوشتههایم، مربیان با پدر و مادرم صحبت کردند و گفتند که آیدا درزمینه شعر استعداد دارد و در این مسیر موفق میشود.»
چاپ شعر در روزنامه
در ابتدا متنهایش بهصورت دلنوشته بوده و با تمرین توانسته است اشعار بهتری بسراید و ازطریق کارگاههای ادبی کانون به انجمن ادبی آفتاب معرفی شود. آیدا درباره انجمن میگوید: «این انجمن برای بچههایی است که مراحل کارگاهی را طی کردهاند و میتوانند بهتنهایی شعر بگویند.
تاکنون سه شعر با عنوانهای «هوای بارانی»، «آشنای غریب» و «مینویسم» از من در روزنامه به چاپ رسیده است
اشعار اعضا را در جلسات انجمن که ماهانه یک یا دوبار برگزار میشود، خود بچهها و استادان حوزه شعر نقد میکنند و در آخر جلسه، شعرهای منتخب در روزنامه چاپ میشود. تاکنون سه شعر با عنوانهای «هوای بارانی»، «آشنای غریب» و «مینویسم» از من در روزنامه به چاپ رسیده است.
اوایل، شعرهایم احساسات کودکانه داشت. از گل و گیاه و بازی میگفتم و بهمرور بهسمت احساسات نوجوانان میرفتم و آنوقت از هوای بارانی و موضوعاتی مثل آلودگی هوا و احساسات قلبیام میگفتم. بعد از این نیز تصمیم دارم اتفاقات روزمره را درقالب شعر بیان کنم.»
شعر حسی درونی است
غزلهای فاضلنظری را خیلی دوست دارد. آیدا درباره حسش به این غزلها میگوید: «بعد از خواندن غزلهای ایشان و حس خوبی که بهسراغم آمد، بهسمت سرودن غزل رفتم. ابتدا با شعر نو و سپید شروع کردم. بعد از مدتی تصمیم گرفتم سایر سبکهای سرودن را هم تمرین کنم تا ببینم در آینده با کدام روش بهتر میتوانم با مخاطب ارتباط برقرار کنم. آقای نظری در غزلهایشان، موضوعات سخت را با زبانی روان و گویا بیان میکند. کتاب «سهگانه» ایشان را بارها خواندهام.
رمانهای آقای فرهاد حسنزاده مثل «هستی» و «زیبا صدایم کن» را هم دنبال میکنم؛ البته از کودکی بههمراه مادرم غزلیات حافظ، مثنوی مولانا و شاهنامه فردوسی را هم خواندهام. شعر ما بر اندیشه این شاعران بزرگ بنا شده است، بنابراین خواندن ادبیات غنی آن دوران به بهتر سرودنم، کمک زیادی خواهد کرد. شعر باید از روح سرچشمه بگیرد، ضمن اینکه شاعر بودن مختص به رشته خاصی نیست، بلکه یک حس درونی است و با رشته تحصیلی در وجود آدم شکل نمیگیرد که ملزم به خواندن رشته ادبیات باشد، با این حال مطالعه زیاد در این زمینه، کمک زیادی به یک شاعر در هر رشته تحصیلی یا کاری میکند.»
او سه سال عضو باشگاه صدتاییها در کانون پرورشفکری بوده و هرسال ۱۰۰ عنوان کتاب یا بیشتر را در این باشگاه خوانده است. آیدا باهیجان ادامه میدهد: «در فرهنگسرای شهید خادمالشریعه که در محله خود ماست، بعضی شبها کنار مجری میرفتم و از همسنوسالهای خودم میخواستم کتاب بخوانند و احساساتشان را درقالب شعر بیان کنند. معتقدم اگر کسی چیزی را بخواهد، میتواند با برنامهریزی آن را به دست آورد.»
شعر، بازگوکننده احساسات است
احساساتش را روزنویسی میکند و این موضوع باعث توانمند شدن او در شعرسرایی شده است. آیدا درباره احساسات درونی انسانها میگوید: «شعر، احساسی است که درون همه انسانها وجود دارد و این موضوع بستگی به فرد دارد که بخواهد احساس و نگاهش را به دیگران منتقل کند یا نه. به نظرم افراد شاعر، احساسات درونیشان چه خوب و چه بد را به دیگران انتقال میدهند. اتفاق خوبی است که ازطریق شعر، تمام احساساتمان را به دیگران منتقل کنیم و مخاطب با خواندن شعر با ما همزادپنداری کند و در آن احساس، با ما شریک شود. درواقع شعری که با مخاطب ارتباط برقرار کند، شعر موفق و خوبی خواهد شد.»
آیدا معتقد است هرکس میتواند با یک سبک خاص، احساساتش را بیان کند: «نمیتوانیم بگوییم شعر سپید یا نیمایی، آسان و غزل گفتن سخت است، بلکه هرکس باتوجهبه احساسات، روحیه و تفکراتی که دارد، سبکش را پیدا میکند.»
مخاطبان همسنوسال
با گذشت زمان ساختار ادبی شعرش بهتر شده است و این را مدیون کلاسهای فرهنگسرا و نقدهای کانون انجمن ادبی میداند: «پنجشنبهها در فرهنگسرا با بچههایی که علاقهمند به شعر هستند، محفلی داریم به اسم «پرسه در کوچههای شعر» که هر هفته درباره یک شاعر مطرح صحبت میکنیم یا شعرهایی را که سرودهایم، نقد میکنیم تا کارمان بهتر شود. وقتی میخواهی شعر کسی را نقد کنی، باید تمام تمرکزت را روی تمام کلمات و نحوه بیان شعر و احساس شاعر، بگذاری. همین موضوع باعث میشود که خودت هم بیاموزی و نظم ادبی نقدکننده هم بیشتر میشود.»
با اینکه کتابهای زیادی در حوزه شعر و ادبیات خوانده، تاکنون از کار کسی کپی نکرده است و دوست دارد خالق سبکی نو و جدید در شعر باشد. غزل گفتن را امتحان کرده و غزلی را که بهمناسبت میلاد امامزمان (عج) سروده است، خیلی دوست دارد. بهواسطه این غزل او توانسته است با مخاطبانی در ردههای سنی مختلف ارتباط برقرار کند.
آیدا میگوید: «مخاطب بیشتر شعرهایم در رده سنی خودم یا سنین کمتر است ولی تلاش میکنم که با سرودن شعرهای بیشتر، مخاطبانی از تمام گروهای سنی داشته باشم. بهنظرم یک نوجوان هنوز خودش را آنقدر نشناخته است که بگوید شعرهایش تماموکمال است و در این مسیر باید مطالعات بیشتری داشته باشد و خودش را در سبکهای مختلف محک بزند تا مسیرش را مشخص کند.»
آیدا درکنار سرودن شعر، سفالگری را هم دنبال میکند و دورههای مقدماتی این رشته را در کانون پرورش فکری گذرانده است: «مجسمهها و تندیسهایی را که ساخته خودم است، دوست دارم. درواقع آنچه در ذهن دارم، یا در کلمات بیان میکنم، یا بهصورت نمادین با سازهای نشان میدهم.» این دو هنر، پل ارتباطی بیان احساسهایش با دیگران شده است و به همسالانش نیز پیشنهاد میدهد احساساتشان را با هنری که دوست دارند، به دیگران منتقل کنند.
*این گزارش چهارشنبه، ۲۰ تیر ۹۷ در شماره ۲۹۸ شهرآرامحله منطقه ۱۰ چاپ شده است.