کد خبر: ۶۴۳۶
۱۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
دکتر نصیریان

دکتر نصیریان، خالق دفترچه درمان بود

دکتر محمد نصیریان از نخستین پزشکان مشهد، معتقد بود تا جایی که می‌تواند باید دست نیازمندان را بگیرد. از همین رو علاوه بر ویزیت رایگان بی‌بضاعت‌ها، به آن‌ها رایگان دارو می‌داد و بینشان بسته‌های غذایی توزیع می‌کرد.

امروزِ روز اگر به سراغ محله و کوچه پس‌کوچه‌های قدیمی بروید، هرکدامشان زبان گویای خاطرات و آدم‌های یک دوره هستند. افرادی که بعد از مدتی بسته به زندگی و کارشان به یک یا چند خصلت شناخته می‌شدند و نامشان ماندگار می‌شد.

برای همین کافی است یک به یک اسامی محلات قدیمی شهر را در ذهنتان مرور کنید، مکان‌هایی را پیدا می‌کنید که تاریخچه اسامی‌شان به اهالی چند نسل گذشته و قدیمی‌شان برمی‌گردد. کوچه دکتر نصیریان یکی از همین محله‌هاست. کوچه‌ای در دل خیابان نوغان که مشهدی‌های قدیم آن را به واسطه دکتر نصیریان و مطبش می‌شناسند.

«دکتر محمد نصیریان» جزو نخستین پزشکان ایران بود که بعد از گذراندن دوره بهداری؛ دوره تکمیلی پزشکی خود را با پذیرفته شدن در دانشگاه فردوسی در مشهد گذراند و به استخدام بیمارستان آمریکایی‌ها درآمد و بعد از مدت کوتاهی در اوایل سال‌های دهه ۳۰ شمسی نخستین مطب را در خیابان چهارم نوغان راه انداخت. محکمه‌ای که علاوه بر درمانگاه، خیریه هم محسوب می‌شد؛ چرا که دکتر نصیریان معتقد بود تا جایی که می‌تواند باید دست نیازمندان را بگیرد. از همین رو علاوه بر ویزیت رایگان بی‌بضاعت‌ها، به آن‌ها رایگان دارو می‌داد و بینشان بسته‌های غذایی توزیع می‌کرد.

نصیریان حتی برای کمک بیشتر به مردم مشهد؛ نخستین بار دفترچه‌هایی مشابه دفترچه‌های درمان امروزی راه انداخت که این دفترچه‌ها به بیماران مطب تعلق می‌گرفت تا هر زمان بیمار شدند و دست و بالشان خالی از پول بود بتوانند با ارائه آن، رایگان درمان شوند و دارو بگیرند.

قدیمی‌های نوغان هنوز هم خوب به خاطر دارند که دکتر با همین روحیه چندین بی‌بضاعت را با خرید مسکن، خانه‌دار کرد. او در بیش از نیم قرن پزشکی گمنام تلاش کرد و با همین خدمات باعث شد تا نامش باگذشت ۱۳ سال از فوتش همچنان در نوغان و بین مردم زنده بماند. سال ۱۳۸۴ بود که دنیای پزشکی یکی از سمبل‌های اخلاقش را از دست داد؛ نصیریانی که همیشه تأکید می‌کرد رابطه با بیمار باید دوستانه باشد، نه مادی و او آمده تا با خلق خوش باری از دوش مردم بردارد.

همین گشاده‌دستی‌های دکتر و نامی که هنوز از او در بین مردم پابرجاست، بهانه‌ای شد تا پای صحبت طاهره، سیمین و نسرین، دختر‌های دکتر محمد نصیریان، بنشینیم و آن‌ها از پدری بگویند که توصیه همیشگی‌اش این بود: فراموش نکنیم اصل محبت‌کردن است.

 

دکتر نصیریان

 

آشنایی با دکتر محمد نصیریان

محمد نصیریان سال ۱۲۹۹ در تهران متولد شد. محمود، پدرش، از تاجر‌های پایتخت بود که در بازار بزرگ تهران حجره داشت. او که خودش باسواد بود فرزندانش را هم پی تحصیل فرستاد و از بین آن‌ها، محمد، پزشک شد. محمد نصیریان بعد از گذراندن دوره بهداری برای تحصیل در رشته پزشکی عمومی در دانشگاه فردوسی وارد مشهد و سال ۱۳۳۴ از این دانشگاه دانش‌آموخته شد. هم‌زمان با دانش‌آموختگی کتابی از ۷۰ پزشک نخست ایران منتشر شد که نام او در کنار دکتر یغمایی و شیبانی آمد.

دکتر نصیریان در اواخر دوران تحصیلش به استخدام بیمارستان آمریکایی‌های مشهد درآمد و در این شهر ماندگار شد. چند سال در این بیمارستان کار کرد و در سال ۱۳۳۵ نخستین مطب را در خیابان نوغان با تابلوی پزشک عمومی، اطفال و چشم راه انداخت. مطبی ۲ طبقه در کوچه چهارم. طبقه اول با ۴ اتاق (پزشک، انتظار، تزریقات و آذوقه) و طبقه دوم هم با چند اتاق دیگر که ویژه زائران بود. عباس، منشی مطب، علاوه بر ویزیت بیماران وظیفه داشت زائران بی‌بضاعت را که محلی برای خواب نداشتند، شناسایی کند و رایگان در طبقه بالای مطب جا بدهد.

چند ماه بیشتر از حضور دکتر در این محل نگذشته بود که کوچه چهارم نوغان نام دکتر نصیریان را گرفت. بعد از آن شهربانی تابلویی در ورودی این کوچه نصب کرد و کوچه را به نام او زد. البته خانه دکتر در خیابان مهدیه، پشت باغ نادری بود. در ورودی این کوچه هم تابلوی کوچکی نصب شده بود که روی آن نام و تخصص دکتر نوشته شده بود.

 دکتر نصیریان در حیاط منزلش هم اتاقی برای بیماران داشت؛ به این صورت که اگر بیماری در روز تعطیل یا حتی شب مراجعه می‌کرد، بی‌منت پذیرش و در همان اتاق درمان می‌شد.دکتر نصیریان در طول بیش از ۵۰ دهه پزشکی کردن با وجود داشتن خانواده پرجمعیت که شامل ۸ فرزند می‌شد، صد‌ها خانواده را تحت‌پوشش خودش قرار داد؛ طوری‌که بخش زیادی از درآمدش صرف مایحتاج این خانواده‌ها می‌شد. او حتی وصیت کرد تا بعد از مرگش حدود یک‌سوم اموالش صرف نیازمندان شود.

 

دکتر نصیریان

 

خالق دفترچه درمان

ما بچه‌ها چندان در جریان کار‌های خیرخواهانه پدرم نبودیم. چرا که همیشه خودش می‌گفت به مردم کمک کنید، اما هیچ‌وقت کمکتان را داد نزنید. به دلیل همین خود ما هم بعد از فوت آقاجان با مراجعه‌هایی که به مطب ادامه داشت و چیز‌هایی که عباس منشی‌اش تعریف می‌کرد با بیشتر این کار‌ها آشنا شدیم.

پدرم در این راه برای اینکه کمی رنگ امید به چهره‌های مردم نیازمند ببخشد تا می‌توانست از درآمد پزشکی‌اش برای رفاه حال آن‌ها خرج می‌کرد. در همان سال‌های ابتدایی که مطب را راه انداخت و با سیل مردم فقیر نیازمندِ درمان آشنا شد، خودش دفترچه‌هایی مشابه دفترچه‌های درمان امروزی ابداع کرد که براساس آن بیماران را رایگان درمان می‌کرد. به این صورت که بیمار بعد از یک‌بار مراجعه به مطب در صورت نیازمندشناخته شدن دفترچه می‌گرفت تا در نوبت‌های بعدی مراجعه نیاز نباشد برای بی‌پولی‌اش توضیح بدهد.

دفترچه‌هایی مشابه دفترچه‌های درمان امروزی ابداع کرد که براساس آن بیماران را رایگان درمان می‌کرد


بیماران نیازمند در مطب دکتر نصیریان علاوه بر پرداخت

 نکردن ویزیت، دارو‌های رایگان هم می‌گرفتند. به دلیل همین خدمات رایگان مطب دکتر در ۲ نوبت صبح یعنی ۸ تا ۲ و ۳ بعدازظهر و بعدازظهر یعنی ۱۷ تا ۲۱ و ۲۲ شب باز و البته همیشه شلوغ بود.


از توزیع بسته‌های غذایی تا فراهم کردن جهیزیه نیازمندان

آقاجان همیشه می‌گفت بیشتر از آنکه از بیماری مردم رنج ببرم، از فقر آن‌ها ناراحتم. به همین دلیل مطب را که در خیابان نوغان خرید، ساختمانش را به هم زد و دستور ساخت چند اتاق داد. یکی از این اتاق‌ها محل ذخیره آذوقه شد. هر سال در چند نوبت به صورت کلی سفارش خرید برنج، انواع حبوبات، روغن و گوشت می‌داد. برنج و حبوبات که می‌رسید؛ همه بسته‌بندی و به اتاق آذوقه مطب منتقل می‌شد.

بیمار‌هایی که دفترچه داشتند و رایگان درمان می‌شدند و همچنین بیمار‌های فاقد دفترچه که نیازمند بودند بعد از مراجعه به مطب، نامشان به وسیله عباس در دفتر ثبت و بسته آذوقه شامل برنج، حبوبات، روغن و گوشت می‌گرفتند.

البته گوشت، چون فاسد می‌شد از قبل خریداری نمی‌شد. رو به روی مطب آقاجان گوشت فروشی بود. فردی که بسته آذوقه می‌گرفت با برگه دست‌نویس آقاجان به قصابی می‌رفت و سهمیه گوشتش را می‌گرفت؛ در صورت تعطیل بودن مغازه، پول میزان سهمیه گوشت به فرد پرداخت می‌شد تا از مغازه دیگری در شهر تهیه کند.

علاوه بر این موارد که به صورت ثابت و ماهانه به نیازمندان تعلق می‌گرفت، دکتر تهیه بخشی از جهیزیه بسیاری از نیازمندان را هم عهده‌دار می‌شد. گویا در حیاط خانه دکتر اتاقی پر از بخاری، اجاق‌گاز، فرش و لوازم بزرگ آشپزخانه بود که سالانه به نوبت چند زوج بی‌بضاعت با گرفتن آن سر خانه و زندگی‌شان می‌رفتند.

هر سال با آغاز سال تحصیلی، فهرستی از دانش‌آموزان که دوست داشتند تحصیل کنند، اما بی‌پول بودند، تهیه می‌کرد

 

پول تحصیل می‌داد تا بی‌سواد کم شود

تعداد خواهر و برادر‌ها زیاد بود. با وجود این آقاجان تفاوتی بینمان قائل نمی‌شد، حتی در تحصیل. البته این حساسیت فقط روی بچه‌های خودش نبود، بلکه روی بچه‌های بی‌بضاعت هم بود. هر سال با آغاز سال تحصیلی، فهرستی از دانش‌آموزان که دوست داشتند تحصیل کنند، اما بی‌پول بودند، تهیه می‌کرد. هم‌زمان با خرید مدرسه برای ما از همان نوع برای این بچه‌ها هم خرید می‌کرد. این لوازم تحریر بسته‌بندی می‌شد و خانواده‌ها از مطب تحویل می‌گرفتند.

البته آقاجان در دهه ۴۰ و ۵۰ برای تعدادی از افراد که به مطبش مراجعه می‌کردند و بی‌بضاعت بودنشان هم ثابت شده بود، در محدوده طلاب خانه خرید. این اواخر عمر هم خواب دیده بود که مردم یکی از شهر‌های خراسان تشنه هستند. خواب رابرای ما دختر‌ها تعریف کرد و گفت که قصد دارد برای این شهر چند آب‌سردکن بخرد. این وسایل خریداری و برای نصب به آن شهر ارسال شد.

 

پدر سر زائو هم می‌رفت

خانه‌مان پشت باغ نادری بود که سرکوچه تابلوی کوچکی روی دیوار با نام و تخصص آقاجان داشت. به همین دلیل مردم زیادی می‌دانستند خانه‌مان کجاست. در روز‌های تعطیل و حتی نصف شب اگر کسی بیمار بد احوال داشت در خانه می‌آمد. آقاجان هم داخل حیاط برای خودش اتاقی درست کرده بود تا مزاحمتی برای خانواده ایجاد نشود. شاید باورتان نشود که در تمام سال‌ها هیچ‌وقت ندیدیم پدرم به دلیل آمدن بیمار در خانه ناراحت شوحتی چندین بار پیش آمد که ساعت ۲ و ۳ نیمه شبدر خانه را زدند و بیمار آوردند، اما بازهم آقاجان روی خوش نشان داد. دورانی هم آقاجان سر زائو می‌رفت.

 به‌ویژه زائو‌هایی که دچار مشکل می‌شدند. در محل زندگی‌مان هم بسیاری از بچه‌ها را آقاجان به دنیا آورد. خوب یادم هست که چند تا از بچه‌های یکی از مشاهیر که از دوستان خانوادگی‌مان هم محسوب می‌شد با کمک‌های آقاجان به دنیا آمدند.

 

دکتر نصیریان


بخشش یک‌سوم اموال

آقاجان روی اخلاق نیکو همیشه تأکید می‌کرد. خودش هم، مهربان بود و با مردم کوچه و بازار هم همین‌طور برخورد می‌کرد.  
این اواخر که قلبش را عمل کرده بود و دوست داشت پیاده تا مطب برود از در خانه تا خود مطب به هرکس می‌شناخت، سلام می‌داد و احوال‌پرسش می‌شد و فرقی هم نمی‌کرد آن فرد کارتن‌جمع‌کن باشد یا دکتر و مهندس.

البته با کارگر‌های خانه هم خیلی مهربان بود. هیچ‌وقت نشد قبل از کارگر خانه غذا بخورد. همیشه می‌گفت اول باید کارگر‌ها از خودشان پذیرایی کنند بعد ما غذا بخوریم.

حتی روی حرف زدنمان هم حساسیت نشان می‌داد و اجازه نمی‌داد پشت سر کسی صحبت کنیم یا فردی را قضاوت کنیم.علاوه بر این‌ها آقاجان ۱۰۰ تخته فرش خریده بود که مختص مراسم‌های مذهبی بود. هر سال در اعیاد یا ایام محرم و صفر و رمضان که می‌خواست مراسم بگیرد، این تخته فرش‌ها را از زیرزمین درمی‌آورد و کل حیاط را فرش می‌کرد و در خانه روضه برپا می‌کرد. معتقد به برکت این مراسم‌ها بود.

آقاجان هیچ‌وقت دست از کار نکشید. همان روز هم که متوجه فوتش شدیم، در مطب ۳۳ بیمار داشت. بیمار‌هایی که از صبح تا ظهر منتظر دکتر بودند. بعد از فوتش هم وقتی وصیت‌نامه‌اش را باز کردیم، از روی نوشته‌های خودش متوجه شدیم کلی نیازمند از محل درآمد آقاجان زندگی می‌گذراندند. نیازمند‌هایی که آقاجان وصیت کرده بود تا حدود یک‌سوم اموالش را صرف آن‌ها بعد از فوتش کنیم.
درخت‌های توت به یادگار مانده جاده ازغد

 آقاجان عاشق گل و گیاه بود. به هرجا هم می‌رسید و اجازه داشت درخت می‌کاشت. حیاط خانه خودمان که بزرگ بود با درخت کاری‌های آقاجان تبدیل به جنگل شده بود، علاوه بر این مسیر ترددمان به باغ مادرم که در نزدیکی روستای ازغد بود با درخت‌کاری پدرم سبز شد. هنوز هم اگر از جاده امام‌زاده یاسر و ناصر به این روستا بروید درخت‌های توتی را که پدرم در این مسیر کاشته است.  ‌
می‌بینید.


خاطرات ننه ربانی، کارگر خانه دکتر
جان بچه و زندگی‌ام را مدیون دکتر هستم

آقای دکتر دلسوز و مهربان بود. هر وقت بیماری مطبش می‌آمد و می‌گفت ندار هستم، بدون سخت‌گیری و تحقیق، رایگان ویزیت می‌کرد و حتی اگر به دارو نیاز داشت و آن دارو را خودش در اتاق داشت، می‌داد. در این راه هم دنبال این نبود از کسی کمک بگیرد یا نیازمندی را به خیریه معرفی کند. خودش کمک می‌کرد.

خود من هم با کمک‌های آقای دکتر سرپا شدم. یکی از بچه‌هایم بیمار شده بود، پول هم نداشتم. پیت روغن خانه را برداشتم و به مطبی در شهر رفتم. به منشی‌اش گفتم من پول ندارم، اما این روغن را به ازای پول ویزیت می‌دهم. منشی قبول نکرد.

 یکی از بیمار‌های همان مطب گفت تو نوغان دکتری به نام نصیریان مطب دارد که نیازمند‌ها را رایگان درمان می‌کند. روغن را برداشتم و آمدم مطب آقای دکتر. دکتر تا مرا با این پیت روغن دید. گفت بچه را رایگان ویزیت می‌کنم، دارو‌ها را هم خودم تو مطب دارم، بهت می‌دهم. یک بسته آذوقه هم می‌دهم. علاوه بر این پول پیت روغن را بهم داد و گفت روغن را هم ببر خودت مصرف کن؛ این پول هم کمک دستت باشد. بعد از آن چندبار دیگر هم مطب آقای دکتر رفتم و، چون دنبال کار بودم، من را به عنوان کارگر به خانه‌اش برد که با پول آن زندگی‌ام ‌می‌چرخید.

*گفتنی است؛ شهرآرامحله ضمن تشکر از سیما نصیریان که در تهیه این گزارش همکاری کرد، پیگیر بازگشت نام دکتر نصیریان به تابلوی کوچه چهارم نوغان از شهرداری است



این گزارش پنجشنبه  ۱۹ مهر ۱۳۹۷  شماره ۲۹۸ شهرآرا محله منطقه ثامن  به چاپ رسیده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام