کد خبر: ۷۰۰۷
۲۸ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
آموزش ریاضی به کودکان با بازی

آموزش ریاضی به کودکان با بازی

محبوبه حیدری در پیش‌دبستانی‌اش به اسم «کودک نابغه»، علم را، به‌خصوص در ریاضیات، با عشق و بازی و حال خوب آمیخته است و به بچه‌هایش می‌آموزد.

زنگ‌های ریاضی و هر درس دیگرِ مشتق‌شده از آن، از همان سال‌های اول و دوم دبستان تا سال‌های تحصیلی بالاتر، همیشه با کلی تُف و لعنت همراه بوده است. حالا یا این بدوبیراه‌ها نثار خود درس و کتابش می‌شد یا نثار معلمانش. اصلا یک گونه قانون نانوشته بوده است.

یک گونه جبر که همه از یکدیگر به ارث می‌برند و خلافی در آن نیست؛ «ریاضی همیشه مزخرف است.» حق هم دارند البته. زمخت بودن و نچسب بودن و سخت بودن، همیشه با ریاضیات عجین بوده است؛ آن‌قدر که هرکه در این درس قوی باشد و در سه‌سوت مسئله‌ها و سوال‌های مربوط به آن را پاسخ بدهد، برچسب مخ بودن و خرخوان بودن به او می‌خورد.

نظام آموزشی و پیش‌برندگان آن هم که همیشه خدا درمورد رویکردشان حرف‌وحدیث وجود دارد. این نظام خواسته یا ناخواسته به بچه‌ها القا کرده است که ملاکشان حفظ کردن باشد تا لذت بردن و درک کردن. حالا، وسط این معرکه، در دل گلشهر، جایی و کسی پیدا شده است که دقیقا دارد خلاف این رویه عمل می‌کند؛ یعنی جبری در کار نیست.

حفظ کردنی در کار نیست. محبوبه حیدری در پیش‌دبستانی‌اش به اسم «کودک نابغه»، علم را، به‌خصوص در ریاضیات، با عشق و بازی و حال خوب آمیخته است و به بچه‌هایش می‌آموزد.

 

عِلم‌بازی

 

می‌دانستم که برای موفقیت باید چیزی در آستین داشته باشم

محبوبه فوق‌لیسانس ریاضیات دارد. گرایشش ریاضیات عددی است و دوران دوست‌داشتنی دانشجو بودنش را در دانشگاه خواجه‌نصیرالدین طوسی تهران گذرانده است.

بچه زرنگ دانشگاه و از دانشجو‌های فعال دوره خودش بوده است؛ آن‌قدر که در تمام مدت تحصیلش، از همان سطح کارشناسی، شروع به تدریس در موسسات و آموزشگاه‌های مختلف می‌کند.

او هم مثل تمام هم‌سن‌ها و هم‌فکر‌های خودش مدام در پی این بوده است که بعد از فراغت از تحصیل، شرایطی را برای خودش فراهم کند تا بتواند از تجربیاتی که طول این سال‌ها جمع‌آوری کرده است، بهترین استفاده را بکند. مدتی این در و آن در می‌زند، اما راه به جایی نمی‌برد.

با وجود این، کنار نمی‌کشد و این‌بار عزمش را جزم می‌کند تا خودش حرکتی را شروع کند. با علم به اینکه باید درزمینه آموزش گامی بردارد و همچنین با بهره‌گیری از تجربیات ده‌ساله‌اش در این حوزه، اقدام به تأسیس پیش‌دبستانی کودک نابغه می‌کند. او می‌گوید: «می‌دانستم که برای موفقیت باید چیزی در چنته داشته باشم.»

و درنهایت با اتکا به همان آموخته‌هایش در طول ۱۰ سال به این نتیجه می‌رسد که بله، ریاضیات از پایه مشکل دارد. این می‌شود که به‌طور خاص دست می‌گذارد روی بحث آموزش ریاضیات و بعد از آن علوم؛ البته نه به آن شکل‌وشمایلی که مقصود، فقط جاانداختن مجموعه‌ای عدد و رقم و واژه علمی در مغز بچه‌ها باشد. محبوبه حیدری می‌گوید: «سعی می‌کنم تمام مفاهیم را با بازی، قصه، آزمایش و به شیوه‌ای که خیلی ملموس و دست‌یافتنی باشد، برای بچه‌ها بازگو کنم.»

 

عِلم‌بازی

 

شرایط رفتن به خارج از کشور را داشتم، اما نرفتم

محبوبه، عاشق پزشکی بوده است و البته کماکان هم هست، به‌حدی که معتقد است اگر مسیرش با این رشته گره می‌خورد، الان برای خودش یک‌پا خانم دکتر حاذق و مجرب بود. جالب اینکه موضوع پایان‌نامه‌اش هم تلفیقی از ریاضیات و پزشکی بوده است. (برآورد قطر ملکول اکسیژن برپایه معادلات دیفرانسیل و آنالیز عددی.)

او معتقد است که علم ریاضی برای خیلی‌ها یک نقطه ضعف بزرگ است. می‌گوید: «ریاضیات عشق می‌خواهد.» و البته که خودش عاشق است. اشتیاق و انرژی کلامش اصلا رو به زوال نمی‌رود. از آن‌هایی است که می‌توان درموردش گفت یک‌جا بند نمی‌شود.

خودش هم به این روحیه‌اش اشراف و اذعان دارد. برایش به‌روز بودن خیلی مهم است. آن‌طور که خودش می‌گوید، مدام در اینترنت چرخ می‌زند و با استادان مختلف ریاضی به‌صورت آن‌لاین در ارتباط است. خواندن مقالات علمی را فراموش نمی‌کند.

در گروه‌های مختلف مجازی عضو است و مدام از تجربه هم‌صنف‌های خودش استفاده می‌کند. با وجود اینکه در مدیریت پیش‌دبستانی‌اش تنها یک سال تجربه دارد، همکاران باسابقه‌تری دارد که در کارشان از او کمک و مشورت می‌خواهند؛ اتفاقی که درست در آغاز این گفتگو هم روی می‌دهد.

او، هم به‌دلیل موقعیت علمی و تحصیلی خودش و هم به‌علت حضور برادرش در مونیخ، شرایط رفتن به آن‌سوی آب را داشته، اما تصمیم نهایی‌اش، ماندن در همین‌جا بوده است. می‌گوید: «خدا من را در این موقعیت قرار داده است که به خواسته‌هایم جامه عمل بپوشانم. همه بچه‌ها را مثل دختر‌ها و پسر‌های خودم دوست دارم.»

 

درس ریاضی در ذهن بچه‌ها عمیق ثبت نمی‌شود

محبوبه می‌گوید: «شاید شما اگر الان به خیلی از بچه‌ها بگویید مثلا تا ۵۰ یا ۱۰۰ بشمارند، مثل بلبل این کار را برایتان انجام بدهند، اما همین که یک عدد را بگذاری جلویشان و از آن‌ها بخواهی که بخوانندش یا از رویش بنویسند، مات به آن نگاه کنند.

خب، تمام این‌ها به‌خاطر این است که ریاضیات برای همه تبدیل به یک درس زمخت و فرمول‌وار شده است. در ریاضی کسی به‌دنبال مفهومی شدن و ثبت عمیق مطلب در ذهن بچه‌ها نیست، درصورتی‌که از پایه خیلی راحت می‌شود مفاهیم شمارش اعداد را و مجموعه‌ای اطلاعات دیگر مثل مفهوم کوچک‌تر و بزرگ‌تر بودن را در ذهن بچه‌ها بایگانی کرد، به‌طوری‌که وقتی بزرگ‌تر شدند و به مدرسه راه یافتند، لنگ نزنند.»

صحبت به اینجا که می‌رسد، محبوبه به دخترش که در تمام مدت گفتگو بغل‌دستش نشسته است، رومی‌کند و از او می‌خواهد که دفتر‌های نارنجی بچه‌ها را بیاورد و می‌گوید: «بچه‌ها برای کار با این دفتر، خیلی ذوق و شوق دارند.»

دفتر را می‌گیرد روبه‌رویش و باز می‌کند. تویش پر است از شکل‌ها و عدد‌ها و چوب‌خط‌ها. مجموعه‌ای سرمشق اولیه را هم کار کرده‌اند. برای یک بچه حدود چهارپنج‌ساله انصافا زیادی تمیز و مرتب است. تمامشان را هم با قصه‌سازی و قصه‌گویی انجام داده‌اند.

ورق می‌زند. آناتومی بدن را هم کار کرده‌اند. با چسباندن لوبیا و حبوبات. ورق می‌زند. یکسری نقاشی بچگانه هم به‌چشم می‌خورد. محبوبه می‌گوید: «تمام این کار‌هایی که با بچه‌ها انجام می‌دهیم، خیلی به ما کمک می‌کند تا متوجه بشویم که هرکدام از آن‌ها علاقه و استعدادشان در چه زمینه‌ای است؛ درواقع جرقه‌اش می‌خورد.

اینکه هنگام نقاشی کردن از آن‌ها می‌خواهیم آرزوهایشان را نقاشی کنند یا مثلا اینکه اگر کلی پول داشتند با آن چه می‌کردند، تمام گرایش‌های ذهنی آن‌ها را برایمان روشن می‌کند و این کارها، تعامل ما را با بچه‌ها نتیجه‌بخش‌تر می‌کند.»

علاوه‌بر تمام این‌ها، سمینار دادن توسط خود بچه‌ها از کار‌های آموزشی جدید این پیش‌دبستانی است.

خانم حیدری در این مورد می‌گوید: «ابتدا خودم به خانواده‌ها و بچه‌ها آموزش می‌دهم. بعد نوآموز درباره موضوع، یک نقاشی می‌کشد و خودش مجدد برای بچه‌ها توضیح می‌دهد. این کار به افزایش قدرت سخن‌وری آن‌ها و اعتمادبه‌نفسشان کمک شایانی می‌کند.»

 

عِلم‌بازی

 

جزیره گنج در مشهد

مسابقه «جزیره گنج» یکی از ایده‌ها و بازی‌های جذاب ریاضی بود که به مرحله عمل رسید. محبوبه حیدری با مشورت پروفسور وزیری که از استادان ریاضی دانشگاه فردوسی و بنیان‌گذار شهر ریاضی است، طرحش را با اداره مطرح می‌کند و درنهایت بعد از سه ماه دوندگی، این مسابقه با حذف برخی سوال‌ها و رساندن سطح مسابقه به سطح بچه‌های پیش‌دبستانی، برای اولین دفعه در این سطح و این مقطع برگزار می‌شود.

مسابقه جزیره گنج در ورزشگاه الغدیر و با مشارکت سه مرکز پیش‌دبستانی برگزار شد. روال مسابقه هم به این صورت است که بچه‌ها طی شش مرحله، ازطریق بازی و ریاضی، طبق نقش‌هایی که پیش‌رویشان است و برخی الگو‌ها و آشنایی با مفهوم شمارش و اعداد، مراحل را یکی‌یکی پشت‌سر می‌گذارند.

محبوبه می‌گوید: «مسابقه‌ای که در حالت عادی، بچه‌هایی با سن بیشتر در مدت یک ساعت‌ونیم به پایان می‌رساندند، بچه‌های پیش‌دبستانی توانستند در یک بازه ۴۵ دقیقه‌ای به اتمام برسانند.

این مسابقه یک قدم نو و منحصربه‌فرد در علم ریاضی بود و به معنای تمام، اهداف یازده‌گانه آموزش‌وپرورش را برای گروه سنی پیش‌دبستانی محقق کرد.

چیز‌هایی مثل پرورش حواس و مهارت استفاده از آن‌ها، درک مفاهیم اساسی علوم و ریاضی، شناخت محیط، مقررات و قوانین اجتماعی و توسعه روابط اجتماعی، توسعه توانایی‌های ذهنی، توسعه توانایی‌های جسمی‌حرکتی و....»

 

پای سمینار بچه‌ها در دانشگاه فردوسی می‌نشستم

پیش‌دبستانی کودک نابغه، پذیرای ۴۰ کودک است. با یک مربی قرآن، یک مربی ریاضیات که خود محبوبه حیدری است، یک مربی زبان و تعدادی کمک‌کار. شیوه انتخاب مربی‌ها هم البته جالب توجه است. محبوبه می‌گوید: «در مدت تحصیل در دانشگاه تهران، موفق شدم مدت کوتاهی در مشهد و در دانشگاه فردوسی مهمان شوم.

وقتی بچه‌ها سمینار داشتند، می‌رفتم پای برنامه آن‌ها می‌نشستم. با خودم صحبت‌هایشان را سبک‌وسنگین می‌کردم و کلنجار می‌رفتم که آیا می‌توانم روی کمک آن‌ها حساب کنم یا نه. درنهایت من همیشه تلاشم بر این بوده است که از افراد مجرب و کاربلد برای موضوع مهم آموزش به کودکان استفاده کنم.»

مِلکی که پیش‌دبستانی کودک نابغه در آن برپاست، اجاره‌ای است و طبق گفته محبوبه، تمام این شرایط و امکاناتی که برای راه‌اندازی اینجا فراهم شده، به همت و هزینه خودشان بوده است. نرخی هم که آموزش‌وپرورش برای شهریه معین کرده بود، با هزینه کتاب «هوش و خلاقیتی» که خودش پرداخته بود، ۸۴۰ تومان می‌شد، اما آن‌ها ۷۰۰ تومان شهریه می‌گیرند و آموزش زبان و ریاضیات را هم گذاشته‌اند کنارش.

 

خانم معلم جاروبه‌دست‌

نمی‌شود آدم برای یک مدت طولانی با بچه‌ها زندگی کند، با آن‌ها اخت شود و سروکله بزند، اما خاطره یا اتفاق جالبی برای تعریف کردن نداشته باشد.

اطره زیر یکی از اتفاقات جالبی است که محبوبه، تصمیم به بیانش می‌گیرد و هنوز کلمات به زبانش جاری‌نشده، خنده عمیقی روی لب‌هایش می‌نشیند: «یک روز از بچه‌ها خواستیم همین محیطی را که در آن هستند، نقاشی کنند.

همین پیش‌دبستانی خودشان را. خیلی جالب بود که تعدادی از بچه‌ها مربی‌هایشان را نقاشی کرده بودند و جالب‌تر آنکه هرکدام از مربی‌ها را با وسیله‌ای کشیده بودند که مثل یک نماد در ذهنشان ثبت شده بود.

مثلا من را کشیده بودند با یک بادکنک در دستانم و علت وجود آن بادکنک، این بود که در یکی از روز‌های جشن، من با بادکنکی در دستم با بچه‌ها کلی بازی کردم و آن روز در ذهن آن‌ها به یک خاطره خوش تبدیل شده بود.

یا یکی دیگر از مربی‌ها را که خیلی به تمیز بودن معروف است -درحدی که به‌محض دیدن زباله روی زمین خم می‌شود و آن را برمی‌دارد- با یک جارو در دست کشیده بودند.»

محبوبه حالا با همان ژستِ «به‌آینده‌فکرکُن‌ها» و با خنده‌ای بر لب، چشمانش برقی می‌زند و از برنامه‌هایی می‌گوید که دوست دارد در آینده رقم بزند: «در دوره‌وزمانه الان که همه‌چیز پیشرفت کرده است و روزبه‌روز تمام اطلاعات و امکانات درحال تغییر و تحول است، به‌روز بودن، نیاز کل مراکز آموزشی است.

من هم این نیاز را احساس می‌کنم و امیدوارم که در آینده نزدیک بتوانم اینجا را هوشمند کنم. در این صورت هرجا که لازم باشد، می‌توان سریع به دنیای گسترده اطلاعات وصل شد و نکته‌های لازم را درجا و عینا به بچه‌ها آموزش داد و البته همین قضیه خودش باعث می‌شود که کودکان با سیستم و رایانه هم سروکله بزنند و بیشتر و بهتر آشنا شوند.»

اما این تمام آرزو‌های او نیست. خیلی گسترده‌تر و بزرگ‌تر و البته آرمانی‌تر فکر می‌کند؛ «باور کنید دوست دارم بچه‌ها عاشق ریاضی بشوند. می‌خواهم اگر کسی از ریاضی نفرت دارد، اصلاحش کنم.

دوست دارم این عشقی که اینجا در وجودشان به این درس و به این رشته شکل می‌گیرد، همیشه همراهشان باشد و‌ای کاش خانواده‌ها و معلم‌ها هم در دوران مدرسه برای طی این مسیر به آن‌ها کمک کنند!»

 

*این گزارش دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ درشماره ۲۸۳ شهرآرامحله منطقه ۵ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام