کد خبر: ۷۲۵۴
۰۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰
احداث مدرسه، کار نیک مادر و پسر واقف در نیکروز

احداث مدرسه، کار نیک مادر و پسر واقف در نیکروز

احداث و ساخت مدرسه لابه‌لای زندگی روستایی اهالی نیکروز ۲ سال است که نور امیدی به دل خانواده‌ها انداخته است. محمد کمالی گلشن و مادرش واقف زمین هستند ایمان دارند این کار نیک هم دست خودشان را خواهد گرفت و هم امواتشان.

بچه‌های «نیکروز» مدرسه درست و حسابی نداشتند. دانش‌آموزان که باید مسیر چند کیلومتری را برای رفتن و رسیدن به مدرسه به جان می‌خریدند. او می‌دانست دانش‌آموزان اینجا چقدر به فضای آموزشی نیاز دارند.

مدت‌ها پیش تصمیمش را گرفته بود و با ساختن یک مدرسه در این نقطه می‌خواست به آبادی محله‌اش کمک کند. این اخلاق را از پدر مرحومش به ارث برده بود که در زندگی از کار خیر دریغ  نداشت و تا می‌توانست به همت اهالی آبادی برای کار خیر قدم بر می‌داشت.

وقتی تلاش و همت پدر و دیگران را برای افتتاح و پا گرفتن مسجد به خاطر آورد، جای درنگی برایش نماند و به همین دلیل زمینی را برای تحصیل، وقف کار مدرسه‌سازی کرد؛ به خاطر شادی روح پدر و برادرش.

 

وقف زمین برای شادی روح پدر

در بولوار شهید آوینی (گلشهر) هستیم. منطقه‌ای که پیش از این «قلعه نیکروز» نامیده می‌شد و حالا در بافت شهری جایی برای خود باز کرده است. فضا هنوز روستا گونه و بوی نامطبوع و جولان پشه‌ها آزاردهنده است.

اهالی می‌گویند پیش از این چهارگاوداری در این حوالی مستقر بوده که یکی از آن‌ها نقل مکان کرده  است، اما بقیه هستند. کمی پایین‌تر از مدرسه که تازگی وقف و تأسیس شده، خانه بهداشتی است که از ظواهر امر پیداست چندان فعال نیست.

کوچه‌های فرعی، هنوز خاکی است. احداث و ساخت مدرسه لابه‌لای همین زندگی روستایی ۲ سال است که نور امیدی به دل خانواده‌ها انداخته است. اهالی امید دارند به برکت همین وقف اوضاع و احوال محله‌شان کمی بهتر شود لااقل کوچه‌های اطراف آسفالت شود.

محمد کمالی گلشن و مادرش واقف زمین هستند نه اینکه فکر کنید شرایط مالی خیلی خوبی دارند، نه. اما ایمان دارند این کار نیک هم دست خودشان را خواهد گرفت و هم امواتشان.

مثل خیلی‌ها دوست دارند کاری برای آخرتشان انجام دهند. می‌گویند قصدشان آمرزش اموات و ذخیره‌ای برای آخرتشان است، اگر خدا قبول کند. پیرزن کمتر حرف می‌زند و بیشتر پسرش گوینده است.

محمد کمالی می‌گوید: موضوع اهدا را که با مادرم در میان گذاشتم، برای شادی روح پدر و برادرم رضایت داد هزار متر از زمینی که قبلا محل دامداری بوده، وقف مدرسه‌سازی شود. خدا را شکر کار‌ها زود ردیف شد و مدرسه «لیلا صالح زهی» پا گرفت و دانش‌آموزان در ۲ شیفت مشغول تحصیل هستند.

 

کار نیک در نیکروز

 

پایان دغدغه خانواده‌ها

محمد کمالی صحبتش را این‌گونه پی می‌گیرد: اینجا به دنیا آمده و بچه و بزرگ شده این محله هستم. تا چندی پیش نیک‌روز روستایی نزدیک مشهد بود و حالا در تقسیم‌بندی جدید جزو شهر قرار گرفته است.

البته خیلی تلاش کردند فضای روستا مانند تغییر کند و مناسب‌سازی شود، اما هنوز کار‌های زیادی مانده است. از آسفالت کوچه‌ها و بهبود وضعیت بهداشت گرفته تا ارائه خدماتی مثل بانک که باید بالاخره حل شود.

منطقه ما منطقه‌ای کم‌برخوردار و محروم است با مردمانی مهاجر وکم درآمد. وقتی مدرسه هنوز تأسیس نشده بود با خانواده‌های زیادی روبه‌رو می‌شدم که هزینه گرفتن سرویس برای بردن بچه‌هایشان به نزدیک‌ترین مدرسه را نداشتند به هرحال برای کودک دبستانی، دوری راه خانه تا مدرسه با توجه به  قرار گرفتن کارگاه‌های بزرگ و زمین‌های رها شده و یا کشاورزی بزرگ در مسیر می‌توانست خطر‌های مختلفی داشته باشد.

خیلی از دانش‌آموزان به همین علت ترک تحصیل کردند. خوشبختانه با تأسیس این مجموعه آموزشی بخشی از دغدغه‌های پدر و مادر دانش‌آموزان کمتر شده است.

 

کمک جمعی برای وقف مسجد

کمالی ادامه می‌دهد: این‌ها را توضیح دادم تا بدانید این محدوده به فضای آموزشی تا چه اندازه نیازمند است. می‌دانستم پا گرفتن و تأسیس این مدرسه چقدر کمک حال خانواده‌ها خواهد بود.

از طرفی دلم می‌خواست برای اموات و شادی روحشان کاری انجام دهم. یقین داشتم مرحوم پدرم هم خوش‌حال خواهد شد. او در کار‌های خیر بود و سال‌ها قبل از این به کمک چند نفر از دامداران مسجد امیرالمومنین (ع) را در همین محدوده بنا کردند.

پدرم عهده‌دار آهن مسجد شد و مرحوم حاج حسن نوروزی زمین آن را اهدا کرد و بقیه مردم هم پای کارآمدند و مشارکت کردند تا مسجد پا بگیرد از همان زمان من به فکر مدرسه و مدرسه‌سازی هستم.

بر همین اساس ۲ سال پیش زمین را اهدا کردیم و یک سالی هم زمان برد تا آموزش و پرورش آن را تکمیل کند و به اینجا برساند. ارزش زمین چند صد میلیون بود و ۸۰ میلیون تومان هم بنیاد صالح زهی اعتبار صرف کرد و بخشی از هزینه را آموزش و پرورش متقبل شد.

 

سرمایه‌ای که تمام نمی‌شود  

وی ادامه می‌دهد: به نظرم تنها سرمایه‌ای که همیشه برایمان ماندگار است، همین زمین است و تمام. هیچ چیز جز این برایمان نمی‌ماند. دنیا روال طبیعی خودش را طی می‌کند و اموال و مال و منال ما به نسل بعدی ارث می‌رسد.

همین که می‌بینم بچه‌ها راحت‌تر می‌توانند مدرسه بروند و درس بخوانند و چیزی یاد بگیرند، حس خیلی خوبی دارم و البته قدردان تلاش همه کسانی هستم که در این راه به یاری ما آمدند. امیدوارم به کار بچه‌های محصل نیکروز بیاید و گره‌ای از مشکل خانواده‌های زحمتکش این محدوده باز کند.

 

کار نیک در نیکروز

 

بنیادی که به کمک آمد

 این خیر در ادامه می‌گوید: وقتی کار خیر راه می‌افتد خدا هم کمک می‌کند و اسباب کار فراهم می‌شود. ماجرای ساخت مدرسه هم این گونه بود که برادر «مرحوم لیلا صالح زهی»  موضوع وقف و اهدای زمین را فهمیده بود، به ما مراجعه کرد و گفت: اگر موافقت می‌کنید به نام مؤسسه، هزینه تأسیس را می‌دهیم.

آن‌ها چندین مدرسه در مناطق کم برخوردار مشهد و دیگر شهر‌ها و روستا‌ها  به یاد خواهر نیکوکار و خیرشان ساخته بودند و دوست داشتند در این راه هم مشارکت داشته باشند.

با خودم گفتم مهم نیست نام مدرسه به نام خانوادگی ما باشد یا نه. مهم این است که زمین بی‌کار نیفتد و حتی اگر یک سال زودتر مدرسه به بهره‌برداری برسد خیر و برکتش برای محله و اهالی بی‌نهایت مثبت خواهد بود و موافقت کردیم.

کار را اگر می‌خواستیم با بودجه‌های رسمی پیش ببریم خیلی طول می‌کشید، اما کمک‌های نیکوکارانه کار را خیلی سریع پیش برد.  البته اداره نوسازی مدارس هم در تأسیس این مدرسه در پرداخت هزینه‌ها نقش داشته است.

این را هم بگویم که لیلا صالح زهی سال ۱۳۸۶ در جوانی  بر اثر سانحه‌ای دارفانی را وداع گفته است. بنا به نقل قول‌ها و اخبار، زنده‌یاد در آخرین سال‌های حیاتش در مدرسه کودکان معلول و نیازمند مشغول به کار بوده است و خانواده‌اش برای نکوداشت او و کار‌های خیرش این بنیاد را راه انداختند.

 

جای دبیرستان خالی است

وی ادامه می‌دهد: مدرسه به صورت دو شیفت جدا از هم پذیرای دانش‌آموزان و کمبود مدارس ابتدایی را جبران کرده است. اما در مقاطع بالاتر و دبیرستان کمبود داریم و خوب است نیکوکاران و خیران به فکر مدرسه‌سازی در این نقاط باشند.

البته با توجه به الحاق به شهر مشکلات ریز و درشت زیادی داریم که همت مسئولان را می‌طلبد. در بخش خدماتی مثل شعب ادارات و بانک‌ها متناسب نیاز‌های شهری باید اقداماتی انجام شود.

همچنین راه‌اندازی درمانگاه هم از ضرورت‌هاست. مهم این است که مسئولان شهری منطقه ما را عملا جزو شهر بدانند و همان اقداماتی را که برای بقیه نقاط شهری در نظر دارند از اهالی اینجا هم دریغ نکنند.

برادر «مرحوم لیلا صالح زهی»  وقتی موضوع وقف را فهمید، گفت: اگر موافقت می‌کنید به نام مؤسسه، هزینه تأسیس را می‌دهیم

 

تلاش داریم کسی ترک تحصیل کند

 از گفته‌های اهالی و مادران دانش‌آموزان پیداست که چقدر تأسیس این مجموعه آموزشی در فصل پاییز و سرما کارشان را راحت کرده است. «بخشی»، عضو انجمن اولیای مدرسه، به نمایندگی از آن‌ها حرف می‌زند.

او در گفتگو با ما درباره کمبود فضای آموزشی می‌گوید: با توجه به بافت جمعیتی منطقه ما هم‌اکنون به صورت جدی به دو دبیرستان دخترانه و پسرانه نیاز داریم.

در بخش ابتدایی هم نیاز موجود در منطقه ایجاب می‌کند که شیفت مخالف مدرسه که در سال قبل در بخش دبستان دخترانه با حضور یک‌صد و هفتاد دانش آموز دختر فعال بوده است به دانش‌آموزان پسر در مقطع ابتدایی اختصاص یابد.

هرچند بر اساس سیاست‌های آموزش و پرورش مدارس باید به سمت تک‌شیفتی شدن حرکت کنند، اما ضرورت‌های محلی باعث شده است این مدرسه که در ابتدا به صورت تک شیفتی استفاده می‌شد از سال جاری به صورت دو شیفتی استفاده شود. واقعیت این است که هنوز در این منطقه خانواده‌ها، پرشمار هستند و فضای آموزشی کم است.

وی با اشاره به مدرسه کانکسی که به صورت مختلط است، می‌گوید: همین نزدیکی مدرسه‌ای است ترکیبی از کلاس‌های فرسوده و کانکس که با  تلاش و مرارت زیاد مدیرش مهیا شده است و ارائه خدمت می‌کند.

با این حال اولیای مدرسه چندان از مختلط بودن آن راضی نیستند. به همین‌دلیل با  وجود اینکه هر خانواده‌ای باید در محدوده زندگی‌اش به ثبت‌نام فرزندش در مدرسه اقدام کند در اقدامی غیرقانونی از مدرسه می‌خواهند که فرزندشان را ثبت‌نام کند و این مدرسه هم باید پاسخ‌گوی دانش‌آموزانی باشد که در محدوده‌اش قرار دارد و هم دانش‌آموزانی که خارج از محدوده است.

 بخشی می‌گوید: بخشی از بافت جمعیتی منطقه مهاجران افغانستانی هستند. نزدیک به هفتاد درصد دانش‌آموزان تباری افغانستانی دارند، هرچند شاید اغلب زادگاهشان ایران باشد.

فقر وجه مشترک بیشتر خانواده‌های مهاجر ساکن در این محدوده است. فقر بر فرهنگ خانواده و در نتیجه تعاملات دانش‌آموزی تأثیر گذار است. می‌دانید وقتی فقر در خانواده‌ای پا می‌گذارد همراهش ناهنجاری‌هایی همچون اعتیاد و طلاق به دنبال دارد.

ما دانش‌آموزانی از چنین خانواده‌هایی داریم. فقر و بی‌سوادی والدین باعث می‌شود که پدر و مادر چنین دانش‌آموزی نتواند در تعلیم فرزندش همراه با مدرسه گام بردارد.

نتایج ضعیف تحصیلی نیز در بین چنین دانش‌آموزانی ریشه در همین مورد دارد. این‌ها را گفتم تا بدانید متولیان و مسئولان  این مجموعه چقدر وظایفشان سنگین است، بعضی مدارس شهری تنها به این فکر می‌کنند که آموزش‌هایی با کیفیت‌تر ارائه دهند.

مسئولان آموزشی اینجا در کنار این مسئله تلاش دارند که بچه‌ها لااقل در دوره دبستان ترک تحصیل نکنند و خانواده‌ها به این درک برسند که کودکانشان باید درس بخوانند و در این مسیر به هر دلیلی عقب نیفتند.

حتی سعی می‌کنیم با کمک خیران مبالغی که لازمه تحصیل دانش‌آموزان است، تأمین کنیم تا بهانه‌ای برای جذب بچه‌ها به بازار کار و دوری از مدرسه نباشد.

 

کار نیک در نیکروز

 

خیران نباشند کار مدرسه لنگ خواهد ماند

وی می‌افزاید: خدا را شکر ما هنوز آدم‌های خوبی که به فکر دیگران باشند، کم نداریم. شبیه همین خیرانی که گمنام به مدرسه کمک می‌کنند چه در تهیه و توزیع نوشت افزار و چه در بحث تغذیه بچه‌ها.

پارسال به کمک همین بانیان خیر، مدرسه تکمیل و تجهیزتر شد و بچه‌ها از سرمای زمستان در امان ماندند. بعضی‌ها غذای گرم می‌آورند و برخی هم پیشقدم برای خرید پوشاک و ... می‌شوند. خدا را شکر هنوز همکاری‌ها زیاد است.

بخشی همچنین با رد کردن این ادعا که از کودکان مهاجر مبالغ اضافی دریافت می‌شود، می‌گوید: در مدرسه از این خبر‌ها نیست. تنها مبلغی برای کتاب و بیمه بچه‌ها دریافت می‌شود، اما حتی اجبار نمی‌کنیم که بچه‌ها به مدرسه کمکی کنند.

به دلیل شرایط خانواده‌ها هرکس بخواهد و تمایل داشته باشد خودش پیشقدم می‌شود و گرنه اجباری در کار نیست. این‌ها واقعیت این محدوده شهری است. اگر خیران نباشند کار مدرسه لنگ خواهد بود.

 

پاییز و حال و هوای «نیکروز»

کمالی هنوز هم همراه ماست و خوش‌حال از آمدن فصل دانش‌آموزان. یاد پدر و برادرش که برایش زنده می‌شود شادی و غم در نگاهش می‌نشیند، غم جای خالی‌شان و اینکه کنارشان نیستند و شادی از اینکه ثواب این کار حتما روحشان را آرام و خشنود می‌کند. پاییز و فصل مدرسه‌ها که می‌شود «نیکروز» حال و هوای تماشایی‌تری پیدا می‌کند.





* این گزارش یکشنبه ۱ مهر سال ۱۳۹۷ در شماره ۳۱۰ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.  

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام