راز نیم قرن رانندگی با تریلی بدون تصادف!
میگویند «بسیار سفر باید تا پخته شود خامی» یا «اگر میخواهی کسی را بشناسی، با او همسفر شو.» جاده و سفر برای بسیاری از ما خلاصه میشود در روزهای خوش و تفریحاتی که در شهرهای گردشگری و زیارتی گذراندهایم، اما برای عبدا... شاکری که ۵۰ سال از عمر خود را در سفر و جاده گذرانده است، جاده معنا و مفهومی فراتر از تفریح و گردش دارد.
او با جاده و سفر زندگی کرده و بیشتر خاطرات تلخ و شیرینش در سفر و جاده اتفاق افتاده است، با این وجود هنوز هم عاشق جاده است و در هفتادودوسالگی با خودروهای ترانزیتی به کشورهای مختلف سفر میکند.
عاشق خودروهای بزرگ بودم
پدر و پدربزرگم کشاورز بودند و من هم از کودکی با آنها همراه میشدم، اما از شغل کشاورزی خوشم نمیآمد و در همان زمان هم به فکر شغل دیگری بودم. خیلی زود با یک اتفاق ساده، من به رانندگی خودرو علاقهمند شدم. یک روز که من و پدرم سر زمین مشغول کار کردن بودیم، یک خودروی ترانزیتی (ماک) کنار زمین ما توقف کرد.
من که تا آن زمان چنین خودروی بزرگی را از نزدیک ندیده بودم، خیلی هیجانزده شدم. دور خودرو میچرخیدم و با دقت به آن نگاه میکردم. این همان شغلی بود که من بهدنبالش میگشتم. بعد از این اتفاق بود که با وجود مخالفتهای پدرم، کشاورزی را رها کردم و بهعنوان شاگردشوفر مشغول کار شدم.
در مدت چندسالی که شاگردشوفر بودم، با فوتوفن رانندگی و انواع خودروهای سنگین و ترانزیتی آشنا شدم. حالا دیگر برای خودم یکپا مکانیک و خبره رانندگی شده بودم و با اینکه هنوز گواهینامه نداشتم، بعضیوقتها جای راننده خودرو مینشستم و خودرو را هدایت میکردم. همین رانندگیهای گاهوگداری من را به یک راننده حرفهای تبدیل کرده بود.
یکضرب گواهینامه پایهیک گرفتم
همانطور که امروز مرسوم است، در گذشته نیز هرکس برای گرفتن گواهینامه راهنماییورانندگی میرفت، ابتدا باید گواهینامه پایه ۲ را میگرفت و بعد از گذشت یکیدوسال، مجاز به گرفتن گواهینامه پایهیک میشد. در آن سالها مکان برگزاری امتحان راهنماییورانندگی در نزدیکی کوهستانپارک فعلی قرار داشت و پر از تپه و گودالهای طبیعی بود. درکنار موانع طبیعی، از موانع و علامتهای مختلف نیز استفاده شده بود.
طی کردن این مسیر سخت برای بیشتر شرکتکنندگان، سخت و غیرممکن بود. همه افراد قبل من رد شده بودند. سرهنگ با غرور نظامی رو به داوطلبان کرد و گفت: شما فکر کردید گرفتن گواهینامه مفت و راحت است؟ من فکر نمیکنم هیچکدام از شما امروز بتوانید در این امتحان موفق شوید.
حرفهای سرهنگ خیلی برای من سنگین بود و منتظر بودم نوبت من بشود تا بتوانم خودم را نشان دهم. سوار خودرو شدم. جناب سرهنگ کنارم نشست. خودرو حرکت کرد و من تکتک موانع را با رعایت کامل قوانین راهنماییورانندگی پشت سر گذاشتم. بدون هیچ نمره منفی مسیر تمام شد و من پیاده شدم.
در این هنگام جناب سرهنگ با صدای بلند گفت: در طول ۲۰ سالی که مسئول گرفتن امتحان عملی رانندگی بودم، چنین رانندگی و دست فرمان تیز و قشنگی ندیده بودم. رانندگی این جوان، من را به یاد رانندگان مسابقات اتومبیلرانی فرمولیک اروپا انداخت.
آفرین! من هم به تلافی این رانندگی زیبا، مستقیم به او گواهینامه پایهیک میدهم. همه بچهها تشویقم کردند. من اولین مشهدی بودم که بدون گرفتن گواهینامه پایه ۲، یکضرب موفق به گرفتن گواهینامه پایهیک راهنماییورانندگی شدم.
رانندگی در شرایط سخت گذشته
بعد از گرفتن گواهینامه با کمک مالی پدر و پساندازی که داشتم، کامیونی خریدم و مشغول کار شدم. رانندگی در آن زمان شغلی سخت و طاقتفرسا بود. خودروهای سنگین آن زمانها مثل امروز اتوماتیک و دارای تکنولوژی پیشرفته نبود. برای چرخاندن فرمان یا عوض کردن دنده باید از تمام قدرت استفاده میکردی.
بیشتر خودروهای ترانزیتی، ماک آمریکایی بود که ۲۰دنده داشت. هدایت این غول آهنی کار هرکسی نبود؛ به همین دلیل همه رانندههای خودروهای ترانزیتی، بسیار قویبنیه و تنومند بودند، اما خودروهای ترانزینی امروز جزو پیشرفتهترین خودروهای ساختهشده هستند و بهصورت هیدرولیک و تمامخودکار عمل میکنند، طوریکه حتی یک پسربچه دهساله هم میتواند آنها را هدایت کند.
مشکل دیگر رانندگی در آن سالها، نبود جاده مناسب و آسفالت بود. اتوبان و بزرگراه مناسبی وجود نداشت و بیشتر راههای روستایی، خاکی و پر از سنگلاخ بود. اگر کامیونی در یکی از این جادههای دورافتاده خراب میشد، کار شوفر و شاگردشوفر تمام بود.
آیتالکرسی همیشه همراهم است
در طول ۵۰ سال رانندگی بهعنوان راننده ترانزیت، به کشورهای مختلفی سفر کردهام و خداراشکر تا امروز دچار حادثه و تصادف خطرناکی نشدهام؛ چون توکلم به خدا بوده است. اولین روزی که بهعنوان راننده ترانزیت سوار خودرو شدم، پدرم که روحانی و فردی معتقد بود، گفت: پسرجان! هرقدر هم که حرفهای و مقرراتی باشی، امکان تصادف و حادثه وجود دارد، پس همیشه به خدا توکل کن و قبل از شروع سفر آیتالکرسی بخوان.
من هم به این وصیت پدرم عمل کردم و همیشه قبل از سفر آیتالکرسی میخوانم. در یکی از سفرها که باری را به مقصد ارمنستان میبردم، خبر دادند که بین دو کشور ارمنستان و گرجستان جنگ و درگیری است. بیشتر رانندهها با شنیدن این خبر از ادامه راه منصرف شدند و برگشتند، اما من یک آیتالکرسی خواندم و راهم را ادامه دادم.
خوشبختانه در چند روزی که آنجا بودم، هیچ خطر و حادثهای برایم پیش نیامد و صحیح و سالم به کشور بازگشتم. در دوران جنگ تحمیلی نیز زمانی که تجهیزات و مواد غذایی برای خط مقدم میبردم، هواپیماهای عراقی دو طرف جاده را موشکباران میکردند، اما هیچ آسیبی ندیدم.
همچنین برخی رانندههای ترانزیتی هنگام ورود به کشورهای خارجی، مورد سوءاستفاده خلافکاران قرار میگیرند و در میان بارشان مواد جاساز میشود، اما تا امروز چنین اتفاقی برای من نیفتاده است. اینها همه از پیامدهای خواندن آیتالکرسی و توکل به خداست. من سه پسر دارم و هر سهنفرشان راننده ترانزیت هستند. به آنها هم توصیه کردهام که قبل از سفر حتما آیتالکرسی بخوانند.
ما رانندههای ترانزیت، نماینده فرهنگ کشورمان هستیم
ما رانندههای ترانزیت، نماینده فرهنگ کشورمان هستیم. هرچه باسوادتر و بافرهنگتر باشیم، بهتر میتوانیم ارزشهای فرهنگی کشورمان را به دیگران انتقال دهیم؛ به همین دلیل من از همان ابتدا آموزش زبان انگلیسی را شروع کردم و امروز بهراحتی میتوانم به این زبان صحبت کنم.
علاوه بر این، یکی از امتیازهای ویژهای که به رانندگان ترانزیتی کمک زیادی میکند، تسلط آنها به زبانهای مختلف بهخصوص زبان انگلیسی است. ازآنجاییکه انگلیسی، زبان بینالمللی است و در بیشتر کشورها بهعنوان زبان دوم آموزش داده میشود، در مواقع اضطراری و مشکلات، میتوان با شهروندان آن کشور ارتباط برقرار کرد و از آنها کمک گرفت.
* این گزارش پنجشنبه، ۱ بهمن ۹۴ در شماره ۱۳۲ شهرآرامحله منطقه ۱۲ چاپ شده است.