چادرهای دوخت زهرا خانم در محله جاهدشهر نمونه است
نجمه آخرتی| به دنبال پیداکردن سوژه جدیدی نیستم، فقط گوشه پیادهرو را گرفته و زیر آفتابی نیمهجان به سمت خانه میروم که در نیمه باز یک مغازه را سر راهم میبینم! سرم را که بلند میکنم بانوی خوشبرخوردی به من لبخند میزند. نگاهم از گوشه در به درون مغازه سرک میکشد.
پارچههای نیمهبریده و چند چرخ خیاطی گوشه آن رشته افکارم را به کلاف سوژهای که به دنبالش نبودم گره میزند. سر در مغازه را نگاه میکنم. قسمت است این بار خیاطی حریر ابریشم و صاحب مهربانش میزبان گفتگوی من باشد.
دست روزگار چرخ خیاطیام را میچرخاند
با وجودی که حس میکنم سرش شلوغ است وقتش را در اختیار من میگذارد و از خودش میگوید: «سه سال است که در خیابان بوستان جاهدشهر دست روزگار چرخ خیاطیام را میچرخاند و برای مردم همین کوی و برزن لباسهای مجلسی و... میدوزم.»
دوخت انواع چادر
نکتهای که توجهم را بیشتر از لباسهای پر زرق و برق مجلسی به خودش جلب میکند آگهی دوخت انواع چادر است که پررنگتر از کلمات دیگر بر تابلوی سر در مغازه حک شده است. امالبنین نیکبخت سالهای زیادی است که به دوختودوز مشغول است؛ آنقدر که در ۵۵سالگی یک خیاط خوب و تمام عیار است.
خیاطی کار دل است
زهرا نیکبخت خیاطی را کار دل میداند و میگوید: باید عاشق این کار باشی تا بتوانی یک خیاط دلسوز شوی و به قول خودش همین علاقه است که او را از آرایشگری به خیاطی کشانده است.
دوخت انواع لباس
تغییراتی که در سالهای اخیر در پوشش بانوان ایرانی رخ داده چرخ افکارم را حول محور چادردوزی میگرداند، ناخودآگاه به زبان میآورم چرا چادردوزی؟ «فقط چادر که نمیدوزم، دوخت لباسهای مجلسی و لباس عروس را هم بارها و بارها تجربه کردهام. علاوه بر این تزیین روی لباسهای مجلسی را نیز انجام میدهم.»
خیاطی، هنری شیرین و آسان!
خیاطی در نظر همه هنری دشوار جلوه میکند، اما نظر بانو نیکبخت متفاوت است. میگوید: «با وجودی که تنها کار میکنم، اما خیاطی برایم شیرین و آسان است، درست برخلاف تزیینات روی لباس که کاری دشواری است.»
مشتریهای محله
در میان صحبتهایمان زنگ تلفن به صدا درمیآید. پشت خط یکی از مشتریهای محله است که زمان دقیق آماده شدن لباسش را میپرسد. صحبتهایمان ناخواسته به سمت مشتریهایش کشیده میشود؛ کسانی که پارچههایشان را به سوزن خیاطی نیکبخت میسپارند. او میگوید: «مشتریهای خوبی دارم که بیشتر محلی هستند و من هم سعی میکنم کارشان را به موقع تحویل دهم و تا جایی که ممکن است با آنها راه بیایم.»
دوختی متفاوت
بدون شک همه مشتریها از لباسهای مجلسی استقبال میکنند، اما دوست دارم بدانم چه کسانی برای دوختن چادر به اینجا مراجعه میکنند. بیشتر بانوان این محله از جوانها گرفته تا مسنترها از چادر استقبال میکنند، آن هم به خاطر تنوع و جذابیتی که در دوخت انواع چادرها به وجود آمده است.
اما در این میان جوانها بیشتر چادرهای دانشجویی و عربی را ترجیح میدهند برخلاف مسن ترها که چادرهای معمولی را بیشتر میپسندند.» او با خندهای ریز حرفهایش را اینطور ادامه میدهد: راستش را بخواهید برای خیاط هم دوختن چادرهای معمولی آسانتر است.
هرگز پارچهای خراب نشده است!
به سه چرخ خیاطی چیده شده در مغازه نگاهی میاندازم و با شیطنت میپرسم: تا حالا پارچهای که برای دوخت نزد شما آوردهاند را خراب کردهاید؟ «شاید باور نکنید، اما تاکنون به یاد ندارم پارچهای که برای دوخت به من سپرده شده است را خراب کرده باشم.» پرونده این گزارش هم بسته شد و همدیگر را به خدا میسپاریم و من به سمت خانه راه میافتم.
* این گزارش پنج شنبه، ۲۶ اردیبهشت ۹۲ در شماره ۳۲ شهرآرامحله منطقه ۱۲ چاپ شده است.
