سجلی حاج آقا قمی آن طور که خودش میگوید، در سال ۱۳۱۴ مُهر خورده پس خوب روزهایی که روسهای متفق در خیابانهای شهر جولان میدادهاند را به خاطر دارد.
محمد غلامی میگوید: این سهچرخه پاهایم را جوان نگه داشته، وگرنه شصت و سه سالگی وقت نشستن روی صندلی راحتی است، نه رکاب زدن. او قبل از کاسبان، خودش را به بازارچههای اطراف حرم میرساند و خرده وسایل مورد نیازشان را به دستشان میرساند.
وقتی بچه مدرسهایهایی را میبینم که از چند قدمی مواد فروشان عبور میکنند. در نزدیکی محله چهارمتری کولیها! این همان درد بزرگ ساکنان محلهای است که از روی ناداری و درآمد اندک همسرانشان ناچار شدهاند درخانهای در این محله ساکن شوند.
سال ۸۴ به این محله آمدم و قنادی زدم. میخواستم در جایی این حرفه را راه بیاندازم که اهالیاش از داشتن چنین فروشگاهی محرومند و این شد که قنادی را زدیم و پس از یک سال خانوادهام را هم به همین محله آوردم.
شاید خیلی از اهالی میدان پانزده خرداد (فلکه ضد) ندانند که سعید تقینیا، غزلسرای خوب مشهد، که دستی در خوشنویسی و نقاشی هم دارد و یک مجموعه داستان کوتاه و یک رمان هم برای چاپ آماده کرده مغازهداری در همسایگی آنهاست.
نماز جماعت در یک لبنیاتی! این اتفاق جالب ۲، ۳ سال است که هر روز و به مدت ۱۰ دقیقه در یکی از مغازههای قدیمی محله عنصری تکرار میشود و اتفاقا خوب هم گل کرده. مشتریها اول نماز میخوانند و بعد خریدشان را انجام میدهند.
نیمقرن پیش، در خیابان دانشِ آن روزها ــ که امروز «علامه مصباح یزدی» نام دارد ــ پاساژی شکل گرفت که آرامآرام چهره یک محله را تغییر داد؛ «پاساژ بلور».
آذین زرینپور میگوید اگر طراحی دکوراسیون محله را به او میدادند، درختان را در جای جای محله قرار میداد. تابلوهای مغازهها را یک رنگ و یک اندازه بالا میکشید، خانهها را رنگ بهار، تابستان، پاییز و زمستان میکرد.
سیدعلی سادات حسینی، صاحب مغازه و رئیس اتحادیه خواروبار مشهد که از ۴۰ سال پیش در نبش خیابان شقایق ۴ سوپرمارکت دارد و خیلی از خاطرات این محدوده را به ذهنش سپرده است.
در محله وحید مشهد، ۳ پیرمرد زندگی میکنند که قدیمیهای این محلهاند و از زمان ساخت میدان جوادالائمه در اینجا سکونت داشتهاند، میدانی که ۵ دهه قدمت دارد و آنها در حوالی این میدان کاسبی میکنند.
سید مصطفی طباطبایی که از سال ۱۳۶۸ در مکانی فعلی مشغول قنادی است میگوید: این شغل پدرم و پدربزرگم است، راز موفقیت قنادی طباطبایی جلب اعتماد مشتریهاست
محمدرضا نبیزاده که از ۱۲ سالگی در بازار وزیرنظام به انگشترفروشی مشغولبوده میگوید: چون استادم علاقه زیادی به من داشت در چند سال تمام فوت و فن شناخت سنگهای قیمتی و ساخت انگشتری را به من آموخت.
مسعود محقق میگوید: «آقبابا» پدربزرگم بود. از کلیدسازهای قدیمی مشهد بود. مرد خوب و مهربانی بود، همه دوستش داشتند؛ من هم بیشتر از همه. وقتی این مغازه را راه انداختم، برای اینکه یادش را زنده کنم اسمش را «آقبابا» گذاشتم.
حسین قناد سوهان پزی دارد اما مغازه او بیشتر شبیه موزه است و اشیایی مانند تابلوهای امام حسین (ع) و ائمه (ع)، لباسهای متبرکشده به خاک معصومین (ع)، تکهای از سنگ حرم امام حسن عسکری (ع)، سنگ متبرک از حرم امام جواد (ع) درآن پیدا میشود.
عبدالعلی براری از فروشندگان قدیمی لوازم عزاداری در منطقه ثامن است که در مغازهاش رشتهها دلت را به زنجیر میکشد و چشمهایت با صدای خسته سنج میلرزد. او میگوید هیچ وقت این کاسبی کساد نمیشود.
مسعود کمالآبادی، قدیمیترین شیشهبر قاسمآباد است. مغازهای واقع در فلاحی ۱۰ قاسمآباد و در ضلع غربی مجتمع تجاری محله لشکر مشهد که نزدیک به ۲۴ سال است پذیرای خدمات شیشهای و آیینهای اهالی است.
در بولوار کوشش یک مشتری قدیمی قاطعانه میگوید طعم دیزی «جواد جلال» تهران، به دیزی «سعیدی» نمیرسد! به ویژه اینکه سبک و سیاق و کیفیت دیزیهایی که در قدیمیترین دیزیپزی مشهد طبخ میشود، حالا حدود ۵۰ سالی میشود که همچنان حفظ شده است.
علیاکبر سالاری، مسئول امروز بوفه سینما آفریقا و آپاراتچی دوران گذشته سینماهای مشهد هنوز با شوق و با همان صدای پرانرژی که برای تیزر تبلیغاتی فیلم استفاده میشد، حرف میزند.
بازار طلاب یکی از دو بازار بزرگ عرضه مواد اولیه کفش در مشهد است که هر روز بیش از ۸۰ درصد تولیدکنندگان سرتاسر مشهد به این مکان میکشاند.
از چهار برادر ظریف، سه نفر عطار هستند و در محله خواجهربیع مشهد مغازه دارند. از سه پسر سیداحمد ظریف هم هر سه عطار هستند و دو نفر در مغازهشان در محله خواجهربیع همراه با پدر کار میکنند.