محمدرضا خاوری و زینب صوابی، زوج گرافیست منطقه ۱۰ هستند که با طراحی نقشهای اسطورههای شاهنامه بر روی تیشرت میخواهند پوشاکی با نقش و طرح ایرانی تولید کنند.
مغازه بقالی با چهارچوب فلزی و قابهای شیشهای هنوز هم در خاطرات جواد فرهادی پررنگ است؛ صاحب مغازه، پیرمردی بود که همه «عمو» صدایش میکردند و این هنوز در ذهن جوادآقا ماندگار شده است؛ چون هیچکس اسمش را نمیدانست.
از بانکها و فروشگاههای زنجیرهای متعددی که نیاز اهالی و رهگذران خیابان شهیدمفتح در محلههای طلاب، ایثار و گلشور را رفع و رجوع میکردند، فقط اسکلتهایی سیاه و بدشکل، باقی مانده است.
حجره موسی دستوری پرشده از خورجینهای خوش رنگ و نقش. میگوید: صبحها که به حجره میآیم تا شب به نفس همین روستاییها زندهام، چه آنها که برایم گلیم و نمدبافتهشده میآورند و چه آنها که خریدارند.
حاج رضا صف میگوید: یادم میآید در روزهای اول زندگی مشترکمان، زیراندازمان کارتنهای خالی کیک بود و تمام داراییمان چند قاشق و بشقاب و لیوان، اما همسرم با عشق و مهربانی صبوری کرد.
در اين راسته بازار ميشد دكان رفوگري قالي، حصيربافي، دوچرخهسازي و... را ديد. خيلي از كارهايي كه زماني براي خودشان بروبيايي داشتند و حالا از آنها خبري نيست.
مغازه محمد برزو، برای خیلیها جذاب است، او کارهای بسیاری میکند؛ حکاکی روی سنگ قبر، قلمزنی بر ظروف مختلف، ساخت و فروش صنایع دستی و...اما مهمترین هنری که ما او را با آن میشناسیم، نقاشی است.
میخواهی ماشین ارزان و بدون کمیسیون بخری، جمعهها به زمین پشت نمایشگاه بینالمللی بیا که به آن میگویند جمعهبازار خودرو. اینجا بازار خرید و فروش خودرو داغداغ است و سرمای هوا هم روی آن اثر نمیگذارد.
جواد اسماعیلی میگوید: استقبال مردم از گل دلگرمم میکند، چراکه در دنیای پر دودودم امروز دیدن گل بیش از هر چیزآدمی را آرام میکند.
غلامعلی ریحانی قصاب قدیمی و خوشنام محله طلاب است که از ۲۳ سال پیش این حرفه را دنبال میکند. درست وقتی که یک بره میخرد و با فروش گوشتش به این کار علاقهمند میشود.
حاجحسین نازی پرندهفروشی است که به قول خودش ۵۰ سال قناریباز بوده و به عشق پرندگان زنده است. حالا او ۱۵ سال است که در خیابان خلج علاقهمندان زیادی را از پیر تا جوان برای نگهداری این پرندگان خوشآواز در خانههای خود مشتاق کرده است.
محمد جواندهقان یکی از کفاشهای قدیمی مشهد در محله صاحبالزمان(عج) است. همان مغازه دودهنهای که از دهه۵۰ تا حالا برای پیدا کردن کفش خیلی از عیدها و مراسمهایمان، کفشهایش را دانه به دانه برانداز کرده و پا زدهایم.
دکه کوچک علی ظاهربخش در محله راهنمایی با انبوهی از مجلات، به پاتوق فرهنگی تبدیل شده است. او که ۱۶ سال در کنار پدرش حرفه دکهداری را آموخته، اکنون سکاندار یکی از پربارترین دکههای شهر است.
نبش سهراه راهنمایی مشهد، مغازه کوچکی با مانتوهای اسلیمی وجود دارد، که مدلهای غربی را زیرپا گذاشته و به اصالت ایرانی توجه دارد. اینجا مغازه حسین مهدوی است.
حمیدرضا هادوی ۴۹سال دارد و نزدیک به ۳۰سالی میشود که به این حرفه مشغول است. از آنجا که علاقه شدیدی به کتاب و خواندن آن داشته، شغل کتابفروشی را انتخاب کرده است.
سیدعلیرضا امیری دشتبیاض، کاسب محله امامخمینی (ره) هنرمند برجسته خوشنویسی است. او در سوپرمارکت کوچکش هم مشغول کسب و کار است و هم هنرش را به اهالی آموزش میدهد.
بازاری به رنگ میوه، سبزی، مرغ و ماهی و خواروبار در کنار یک پیادهروی باریک سالهاست که در ابتدای خیابان شهیدهاشمینژاد جاگرفته است. این بازار که از شهید هاشمی نژاد ۵ شروع و تا تامین اجتماعی امتداد دارد، از همه جای شهر مشتری دارد.
ابراهیم تقوی، صاحب مغازه جگرکی محله سعدآباد، اوایل دهه ۵۰ مغازهاش را با دو هزار تومان خرید و حالا ۳۹ سال است که هم محلهایهایمان و خیلی از مردم این شهر با او و دکانش خاطره دارند.
راسته خیابان امام خمینی(ره) ابتدا با فعالیت چهار مغازه فروش لوازمورزشی (تختی- استقلال- پرسپولیس و فروشگاه خادم) شکل گرفت ولی الان به صورت یک راسته منسجم برای عرضه لوازمورزشی فعالیت میکند.
روحبخش، قدیمیترین جوراببافی است که برای نخستین بار جوراببافی را به طلاب آورد، همچنین او جزو نخستین کسانی بود که جدیدترین چرخهای صنعتی جوراببافی را به منطقه ما آورد.