فروشنده - صفحه 6

پدرم همیشه وقتی در نانوایی بود می‌گفت، مراقب باش نان حلال برای خانواده ببری، در شغل ما یکی از مصادیق نان حلال این است مردم نانی که سر سفره می‌برند، با خدابیامرزی بخورند.
محمدابراهیم میرزازاده از کاسبان خوب محله کوشش و متعصب به سلامت جوانان است، کسی که دلش برای از بین رفتن سلامتی جوانان می‌سوزد و به کسی سیگار نمی‌فروشد.
افزایش نرخ دلار، بند شدن سرمایه مردم در بنگاه‌های سرمایه‌گذاری، بی‌پول شدن و در نتیجه کاهش قدرت خرید مردم از جمله مواردی است که بیشتر کسبه هفده شهریور آنها را دلیل هیاهوی بی‌مایه این روز‌های کاری‌شان عنوان می‌کنند.
حسن جوان ۵۰ سال است که با پیچ و مهره و ابزار سر و کار دارد. او بزرگ و معتمد محله است؛ به‌گونه‌ای که در اختلافات همسایگی همیشه به‌عنوان قاضی و معتمد محله وارد میدان می‌شود.
مهدی رأفتی‌زاده، پستچی محله المهدی می‌گوید: نامه‌هایی داشتم که فرستنده و گیرنده نامه یک خانه بوده است. به‌عنوان مثال زوجی بودند که نمی‌توانستند حرفشان را رودررو بیان کنند، فرستنده نامه، آقا بوده، گیرنده هم خانمش.
معروف شدن حسین محمدنژاد به حسینِ آره به اوایل انقلاب برمی‌گردد؛ زمانی که قصد ثبت‌نام در پایگاه بسیج محله را داشت، وقتی نامش را صدا زدند و قصد پرسش نام خانوادگی‌اش را داشتند، در جواب گفت: «آره»
حاج‌حسن معینی‌یزدی سال‌هاست سماورسازی می‌کند. کارش را از ده‌سالگی با شاگردی نزد اولین استادش در گاراژ اتحادیه یزدیان شروع کرده و حالا ۷۰ سال از آن زمان می‌گذرد.
سلمان حسن‌زاده، میوه‌فروش جوانی است که روش کار و کاسبی‌اش کمی از دیگران متمایز است، در مغازه او فروش میوه از روز پنجشنبه تا ظهر جمعه به قیمت میدان‌بار است.
کوی کارگران یکی از آن محلاتی است که نامش اتفاقا هم با شغل و هم با اصلیت تعدادی میوه‌فروش طبسی گره خورده است، به‌طوری‌که پیر و جوان و کوچک و بزرگ، اینجا را به خانواده میوه‌فروشان و طبسی‌ها می‌شناسند.
آقای موسوی کاسب با انصاف و باتجربه محله پنجتن است. او ۷۷ ساله است. او در طول عمر خود شغل‌های مختلفی را تجربه کرده است و این روز‌ها در تعویض روغنی خود کار مردم را راه می‌اندازد.
محمدرضا نوروزی پس از بازنشستگی مغازه فروش محصولات فرهنگی را راه انداخته است. هرچند دخل و خرجش به هم نمی‌خورد، اما او دوست دارد سهمی در هدایت درست جوانان داشته باشد.
رمضان حیدری، بیشتر از ۳۰ سال می‌شود که سرکوچه قدیمی یکی از خیابان‌های پیروزی، بقالی دارد. او به‌دلیل اینکه قبلا نانوا بوده، طبق همان عادت دیرینه صبح زود مغازه‌اش را باز می‌کند.
لحاف دوزی در خانواده جواد ممدی از گذشته جریان داشته است. او ۱۸ سال است که دراین کار فعالیت دارد و خانواده‌اش نیز خرج خودشان را با هنر لحاف‌دوزی درمی‌آوردند.
شاید بار‌ها برای علی مُرگانی که بیماری cp  یا همان فلج مغزی کنترل حرکتی‌اش را مختل کرده، نزدیک میدان شریعتی در محله احمدآباد در حالی که کاغذ‌های تبلیغاتی مغازه‌ها را به دست مردم می‌دهد، دیده‌اید.
سعید زمانی، کاسب محله فاطمیه بیش‌از ۳ هزار جلد کتاب خوانده است. او که تحصیل‌کرده رشته مرمت آثار تاریخی است تا کنون برای مرمت به شهرهای مختلفی سفر کرده اما در مشهد ماندگار شد تا در کنار مغازه‌داری بتواند بیشتر کتاب بخواند.
حسن منتخبی می‌گوید: دلم می‌خواهد آدم مشتری‌داری باشم؛ اینکه تا چه حد موفق بوده‌ام، خدا می‌داند، اما دوست دارم کسانی که به هر بهانه‌ای از دستم دلگیر شده‌ مرا حلال کند. 
رضا زمانی با آنکه سن زیادی ندارد، آن زمانی را به یاد دارد که برخی لحاف‌دوز‌ها به خانه‌ها می‌رفتند؛ هم پنبه می‌زدند و هم سفارش لحاف و تشک می‌گرفتند.
حاج‌محمد‌حسن نوری به دلیل آشنا بودن با گله‌های گاو و گوسفند از دوران کودکی‌اش و مهارت در پخت گوشت آن‌ها، به مغازه حاج‌اصغر کله‌پز در فلکه حضرت رفت و کنار او شاگردی کرد تا شبی ۵‌قران دستمزد حاصلش شود.
زهرا نیکبخت از خیاطان قدیمی محله جاهدشهر است که غیر از لباس‌های پر زرق و برق مجلسی، بابت دوخت انواع چادر شهره شده است.
حسین فروردین از فروشندگان خیابان شریعتی، انصافش زبانرد اهالی است. او در مغازه فروش پوشاک، بیش از ۱۰۰ عنوان کتاب دارد که همراه با خرید به مشتریان به صورت رایگان اهدا می‌کند.