محله ایثار - صفحه 2

محله

ایثار

محله ایثار که به بازار‌های مانتوفروشی‌اش معروف است، در گذشته‌های دور نیز بازارچه‌ای به‌نام «شادکن» داشته که در وقف‌نامه‌ها، از مغازه‌های تنباکوفروشی، خبازی، کفش‌دوزی و دلالی آن نام برده شده است. قلعه شادکن تا حدود نیمه قرن چهارده خورشیدی در کوچه ششم بیست‌متری کوی طلاب با هفت‌هشت خانوار برجا بود.

محله ایثار
محمدعلی بیضائی می‌گوید: اوایل کارم هر سه کیلو گندم را با یک قِران آرد می‌کردم، هزینه هر کیلو وات برق دو قِران بود، اما با گذشت زمان قیمت‌ها بسیار تغییر کرد.
مصطفی معلومات می‌گوید: من زاده و بزرگ‌شده منطقه 4 هستم. عمق ظرفیت‌هایش را به‌ویژه در دوچرخه‌سواری می‌دانم. خواستم گروهی تشکیل بدهم که در این منطقه‌، روی فرهنگ دوچرخه‌سواری کار کند، قهرمان‌پرور باشد و الگوی دیگر مناطق شود.
۱۷ سالگی آغاز ورود کریم میرزایی به رشته کوهنوردی بوده و کوهِ «چمن» که بعد از منطقه زشک قرار دارد، اولین فتح اوست. او حالا عضوی از گروه ورزشی رسالت است که بیشتر قله‌های مرتفع ایران را فتح کردند.
باقر احمدی سال ۸۱ عنوان دومین بازیکن لیگ را بعد از محرم نویدکیا از آن خود کرد، اما دچار مصدومیت‌های پی‌درپی شد. او سال ۸۵ وارد تیم استقلال شد، دو سال در این تیم مطرح بازی کرد.
در دل محله ایثار، خانه‌ای شبیه یک حسینیه کوچک هست که دیوارهایش مزین به پرچم‌ها و کتیبه‌های مذهبی است. هر‌کار خیری که قرار باشد خانم‌های همسایه انجام دهند، از همین خانه شروع می‌شود.
راه‌اندازی خیریه امام جواد (ع) به دهه ۶۰ بر می‌گردد. این خیریه در ۲۳ نقطه از مشهد به نیازمندان افغانستانی خدمات ارائه می‌دهد. محمدقاسم هاشمی می‌گوید: نیازمندان افغانستانی مشهد را شناسایی کردیم.
حامد شجاعی معروف به «ابوکوثر» ۲۸ سال دارد و در افغانستان به دنیا آمده است. پایش براثر ترکش خمپاره مجروح شده است و پدرش در دفاع از حرم حضرت زینب (س) شهید شده است.
در کوچه مجلسی شرقی‌۲۶ با ۲۱۰‌متر طول، چهارده‌کوچه یک‌متری طویل وجود دارد که میراث معماری قدیم این محدوده است. در انتهای هر کدام از این کوچه‌باریکه‌های طویل، درِ یک خانه به چشم می‌خورد.
حاج‌محمدرضا نصراللهی تعریف می‌کند: حاج‌اصغر بستنی دقت، یک دوچرخه داشت؛ از آن دوچرخه‌های دومیل تو‌پر. فصل توت که می‌شد، می‌رفت توت می‌تکاند و می‌ریخت توی طبق.
علی‌اصغر غفوری‌مقدم بستنی‌فروشی سیار را توی بشکه‌های چوبی شروع کرد و به مغازه بزرگی در خیابان شاه‌آباد یا همان علیمردانی فعلی در محله ایثار رسید که همیشه خدا صف مشتری‌هایش تا وسط بیست‌متری می‌رسید.
شهیدسیف‌الله درحالی به دنیا آمد که مادرش روزه بود، همین مسئله در زمان شهادتش هم اتفاق افتاد، در ماه رمضان سال ۶۴  با دهان روزه به شهادت رسید.
عباس آقا فراش ثالثی که خادم حرم مطهر امام رضا(ع)، وقتی که دید با حقوق بازنشستگی نمی‌تواند کار خیر بزرگی انجام بدهد، تصمیم گرفت طبقه منزلش را به زائرسرا تبدیل کند.
شهربانو سلیمانی که دو فرزند شهید دارد و یک جانباز می‌گوید: چه دلی داشتم که جواد و مهدی و محمود هر‌سه با هم به خط مقدم رفتند. انگار یکی چنگ می‌انداخت توی قلبم و فکر و خیال دست از سرم بر‌نمی‌داشت.
علی احسان‌پور در آغاز فصل جوانی و درحالی‌که ۳۲ بهار از زندگی‌اش می‌رود، چند مقام کشوری و بین‌المللی را در کارنامه هنری خود دارد و یکی از برترین‌های هنر خوش‌نویسی است.
محمد واثقی، یکی از بنیان‌گذاران و تولیدکنندگان بازار مانتوی طلاب از روی یقین اعلام می‌کند اینجا یکی از قطب‌های پوشاک تولیدی ایرانی است.
محله ایثار که اکنون نزد عموم مردم مشهد و زائران به بازار‌های مانتوفروشی‌اش معروف است، در گذشته‌های دور نیز بازارچه‌ای به‌نام «شادکن» داشته است.
به بولوار ابوریحان، «میلان ششم» می‌گفتند. وجود ساختمان‌های بلند و امروزی و فضای تجاری در مسیر ورودی بولوار، باورش را سخت می‌کند که میلان ششم، یک روز قبرستان بوده است.
سعید بهزادی سی‌وسه‌ساله دارای لیسانس فیزیک اتمی است. او خبرنگاری برای برخی نشریات و مجریگری برنامه‌ای به نام «بدون تعارف» را در رزومه کاری خود دارد و هم‌اکنون تولیدکننده شلوار زنانه و عضو شورای اجتماعی محله و بازار ایثار در منطقه طلاب است.
علی‌اصغر دلاوری را می‌توان بی‌آنکه غلو باشد، «دایره‌المعارف و کتاب نانوشتۀ کفش مشهد» دانست؛ چراکه از ۹ سالگی یعنی سال ۱۳۳۷ در کار تولید و فروش کفش بوده است.
ریحانه قناد، شاعر ۱۹ ساله محلۀ ایثار، شعر‌های زیادی سروده است. اولین شعر او به ۱۰ سالگی‌اش برمی‌گردد.