نویسنده محله طلاب پاسخ خیلی از پرسشهایی را که مدتها ذهنش را مشغول کرده بود، در سالهای حضور در حوزه گرفت و باید آنها را به زبان کلمه درمیآورد.
محله
طلاب
محله طلاب اواخر دهه۴۰ با افزایش جمعیت طلاب دینی در مشهد، آیتالله فقیه سبزواری برای اسکان طلبهها از آستان قدس درخواست زمین کرد. مسئولان آستان قدس نیز مزرعه محرابخان همراه با مزارع اطراف را در قالب یک پلاک به ثبت رساندند و به طلاب مشهد اجاره دادند. از آن زمان این محله به کوی طلاب معروف شد.
مهدی عرفانیان، جوان ۲۷ ساله و باغیرت مشهدی پساز مشاهدۀ رنج دوستان و نزدیکان تحصیلکردهاش بهخاطر بیکاری، چندماهی است که مصرف و فروش کالای ایرانی را آغاز کرده تا بهقول خودش، گامی هرچندکوتاه در مسیر اشتغالزایی برای جوانان کشورش بردارد.
نصرت خوشحال، همسر شهید محمدرضا منظریخواه، مسئول هیئت «خمسۀ طیبه» است. این هیئت با عضویت حدود صد همسر شهید هر هفته، در روزهای یکشنبه در مسجد خمسه برگزار میشود.
محمد بهزادیانمهر میگوید: دانشگاه به آدم صرفاً اطلاعات جامع میدهد.آدم را تبدیل به کارشناس هنر میکند، اما هنرمند نه!
خیلی از شهروندان در ایام نوروز به اتفاق خانوادههای خود به سفرهای استانی، دیدوبازدید اقوام و... راهی میشوند. اما برخی نهادها همچون نیروی انتظامی، آتشنشانی، اورژانس و... بهصورت آمادهباش کامل هستند.
شهید سیدمحمد وفادار، نوروز سال گذشته برای امدادرسانی به چوپان زخمی با بالگرد اعزام میشود، اما در مسیر برگشت بر اثر برخورد بالگرد با دَکل صداوسیما در شهر شیراز به شهادت میرسد.
محمدجواد حسینی میگوید: دلم میخواست من هم نوحهخوان شوم. مینشستم پای منبر و با دقت به مداحیها گوش میدادم.
مسجد فقیه سبزواری با تقدیم ۸۴ شهید در دفاع از ایران، جزو مساجد شاخص در این حوزه است.
داستان عباس مرادی مانند فیلمهایی است که در آن، مسیر زندگی قهرمان فیلم ناگهان تغییر میکند و مجذوب دنیای جدید میشود.
احمدرضا بصیریفر حافظ شش جزء قرآن کریم است و اوقات فراغتش را به حفظ بقیه سورهها میگذراند.
در قدیم، خانوادههایی که بضاعت مالیشان کمتر بود، برای رونمایی به عروس انگشتر میدادند. یک مجلس که پیش میآمد، کلی انگشتر میفروختیم و بعد دوباره همانها را میآوردند برای فروش.
بیشتر اعضای خانواده ۸۵ نفره حاجاکبر ایزدی، مدیر مدرسه علمیه کرمانیها، با الگو گرفتن از پدر، طلبگی را انتخاب کردهاند.
مهدی ابراهیمیان عضویت در کانون فرهنگیهنری ریحانهالحسین (ع) را منشأ بیشتر موفقیتهایش میداند.
کسادی کار خیاطی، محسن رحیمدل را مجبور میکند پاکبانی را تجربه کند. میگوید: هر زمان در فضای سبز درختها را آب میدادم، به موضوع جدید برای نوشتن فکر میکردم.
حاجعلیآقا میگوید: بعد از اینکه ولیان، استاندار اسبق خراسانرضوی تصمیم به توسعه و بازسازی اطراف حرم گرفت، مغازه پدرم در طرح خرابی افتاد و تصمیم گرفت شیرینی فروشیاش را به مفتح بیاورد.
یک شب که اتفاقا برای هزینه عمل دخترم به پول احتیاج داشتم، گوشیام زنگ خورد. مخاطب اینطور خودش را معرفی کرد «من همان نامردی هستم که شب دامادی فرار کردم.L
ابراهیم محمدی نقاط ضعف و قوت محلهای را که در آن زندگی میکرد، میشناخت و بههمیندلیل همیشه دوست داشت نوجوانان بااستعداد را بهاصطلاح زیر بال و پر خود بگیرد و همهجوره از آنها حمایت کند.
اواخر آذر سال 1400 بود که مدیریت هنری شهرداری مشهد، سفارش نقاشی تمثال سردار شهیدسلیمانی در خیابان شهیدمفتح را به ولی شفیع، هنرمند مشهدی، داد. رضایت و اشتیاقی که مالکان ساختمان نوساز این خیابان به کار داشتند، درکنار ارادتی که ولی شفیع به شهدا و بهویژه سردار دارد، در یک زمان بیستوپنجروزه، کار را به پایان رساند و حالا یک سال است حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس به عابران این خیابان لبخند میزنند، درحالیکه دست سردار روی شانه رفیق شهیدش است.
خیابان وحید6 که هنوز هم بین خیلی از اهالی به «چهارراه آسایشگاه» معروف است، بهدلیل واقعبودن دو مجموعه بزرگ درمانی شهیدهاشمینژاد و بیمارستان امامحسین(ع) در آن، شلوغ و پرتردد است.خیلی از قدیمیها هنوز سکونت بیماران جذامی در آسایشگاه محرابخان را به یاد دارند. نام «آسایشگاه» از همان ایام بر این خیابان مانده است.
خیابان شهیدمفتح را هنوز خیلیها به «سیمتری طلاب» میشناسند؛ بازاری بزرگ که بسیاری از مشهدیها برای خرید آنجا را انتخاب میکنند. این خیابان مغازههایی متنوع با انواع و اقسام کالا دارد، بهطوریکه معمولا کسی دست خالی از آن بیرون نمیرود. خیابان شهیدمفتح یا همان سیمتری طلاب، گزینه انتخابی زوجهای جوان برای خرید عقد و عروسی هم هست.