گلشهریها کوچه شهیدشفیعی۱۹ رابا برنامههای پرشوروحال مسجد بنامش، مِلکی صاحبالزمان (عج)، میشناسند؛ کوچهای که هنوز در گوشهوکنارش درختهای تناور توت بر سر رهگذران سایه انداخته.
محله
شهید آوینی
محله شهید آوینی که در میان عموم مردم به گلشهر شهرت دارد، میزبان بخش زیادی از مهاجران افغانستانی است. برخی از مشهدیها به این محله کابل کوچولو هم میگویند. مهاجران در این محله احساس غربت نمیکنند. فراوانی مغازههای فروش لباس و غذای افغانستانی باعث شده این محله یکی از ظرفیتهای گردشگری مشهد باشد.
قاسم نوری، جوان داستان ما فقط ۲۸ سال سن دارد، ولی برای پنجاهنفر شغل ایجاد کرده است و سهمجموعه را راهبری میکند.
کوچه شهیدآوینی ۱۷ به گفته قدیمیها، از گذرهای مهم گلشهر بوده است. تا فرعی دوم آن، تک و توک خانه و مغازه بوده، اما در اواسط و انتهایش تا چشم کار میکرده مزارع جارو و گندم بوده است.
مغازهای کوچک در ابتدای خیابان شهید شفیعی ۱۹ در محله شهیدآوینی؛ هم فروشگاه است و هم پاتوق کودکان و نوجوانان.
«عدن»، بهشتی که از آن رانده شدی، بیخانمان شدی، مهاجر شدی؛ عنوان نمایشگاه است. رویدادی هنری که بخشی از مهاجرت و پناهندگی را با درددلهایش و سختیهای دلکندن به تصویر میکشد.
وجود پنجمدرسه، کوچه شهید آوینی51 را به یکی از گذرهای پرتردد محله تبدیل کرده است و خیلی از ساکنان قدیم و جدید محله، آن را به نام «کوچه مدرسهها» میشناسند.
سیدمحمد ماشین خاور داشت و هر روز با ماشینش میآمد جلو در مسجد ملکیصاحبالزمان (عج) و مردم را سوار میکرد و به تظاهرات و راهپیمایی در بالاخیابان (خیابان شیرازی) میبرد. یا آنجا توقف میکرد یا سهراه درخت توت در ابتدای خیابان شهیدشفیعی؛ ماشین را پر میکرد و راه میافتاد. بعدها این آقا سید رفت جبهه و جانباز شد. درنهایت هم بعد چند سال دراثر جراحات شهید شد.
احداث این گود زورخانه هم قصه شیرینی دارد. گویا هدایتی، شهردار وقت منطقه5 شبی به گود زورخانه بولوار وحدت میآید و ورزش و ضربزدن آنها را میبیند و میگوید: سعی میکنیم در این منطقه زورخانهای احداث کنیم.
در نهایت گود زورخانه سال1397 در خیابان شهیدآوینی5 احداث میشود. آداب و رسوم زورخانه از زبان باستانیکاران این گود، شنیدنی است.
معصومه موسوی، بانوی ورزشکار رشته کاراته و مهاجر ساکن محله شهید آوینی، بعد از فرازونشیبهای بسیار، مقام کشوری و بینالمللی کسب کرده است.کسی که از نوجوانی عاشق کاراته بوده اما خانواده با قدمگذاشتن او در این راه مخالفت میکنند. سالها میگذرد اما دلسرد نمیشود. معصومه حالا در بیستوهفتسالگی و با وجود دو فرزند و کار در بیرون خانه بالأخره به آرزوی دیرینهاش میرسد و در جایگاه قهرمانی کیوکوشین کاراته میایستد.
بتول باقری و راحله خاوری، دختران جوان گلشهری پر از انگیزه و شوق خواستن هستند. در همین چند سال گذشته کاری نبوده که بخواهند انجام دهند و چیزی مانعشان شود. در هر مسیری در کنار یکدیگر جنگیدهاند و موفق شدهاند. آنها در مسابقات بینالمللی اختراعات و نوآوری سوئیس زیرنظر فدراسیون بینالمللی مخترعان شرکت کرده و با مدال طلا و نقره با دست پر برگشتهاند، ماجراهای جالبی برای تعریف کردن دارند.
«امید که داشته باشی راهی برای پیروزی خواهی یافت.» این را روی بنر تبریک او نوشتهاند و در ورودی باشگاه ورزشی نصب کردهاند. بنری برای کسب دو مدال برنز ملی ووشو در فرمهای دائوشو و کوئن شو از مسابقات انتخابی تیم ملی ایران در تیرماه 1401. فاطمه زهرا عظیمی با اینکه مقام سوم را به دست آورده اما نتوانسته به تیم ملی راه پیدا کند و بعد از برگشت از مسابقات میخواهد با راهنمایی مربیاش تمام وقتش را برای تمرین بگذارد و سال بعد به تیم ملی راه پیدا کند.
سید قاسم حسینپور مربی باسابقهای که در کارنامهاش قهرمانی جهان را دارد و حالا مربی تیم ملی نیز شده است، شاگردانش را آماده تمرینهای تخصصی میکند. در سالن ورزشیای که او مربیاش است از آدم سن و سالدار و جاافتاده تا کودکان خردسال چهار و پنج ساله حضور دارند. عضلات ورزیده و بدنهای آماده این ورزشکاران هر بینندهای را برای ورزشکردن سر ذوق میآورد. اینجا کلاس آموزش کاراته در گلشهر است. از این کلاس دوهفته پیش شش ورزشکار به مسابقات کشوری کاراته در شهرکرد رفتند و دست پُر برگشتند.
کوچه شهید بابانظر ۵۰/۱ از فرعیهای شناخته شده محله شهید آوینی در منطقه ۵ است؛ میانبری که بازار بزرگ و مجلل ملل در ابتدای آن قرار دارد و باعث شده نام این معبر به کوچه ملل معروف شود.
ابوالفضل ابراهیمی فرزند محمد ابراهیمی و سکینه بابکی از مربیان بنام رشته ووشو است. این ورزشکار نوجوان همین چند روز پیش موفق شده دو مدال طلا و برنز مسابقات کشوری را به دست آورد و به مرحله انتخابی تیم ملی نوجوانان کشور راه پیدا کند.
به گفته کاسبان این بازار، بیش از بیستسال پیش گوشتفروشیهای قدیمی گلشهر کار و کاسبی خودشان را در این محدوده داشتند. سالها پیش شهرداری منطقه بازار میوه را در آن راه انداخت که مورد استقبال مردم و کاسبان قرار نگرفت و از همان سال بازار میوه جای خود را به بازار گوشت داد که حالا برای خودش صاحب اسم و رسم است. هم مشتری محلی دارد و هم از دیگر نقاط شهر برای خرید گوشت و متعلقاتش به اینجا میآیند. یکی گوشت خوب و مرغوب راسته میخواهد و دیگری به دنبال گوشت صورت گاو یا جگر سفید است تا ارزانتر تمام شود. اینجا برای هر سلیقهای و هر بنیه اقتصادی چیزی برای فروش دارد.
قدیمها به علت نبود برق و دستگاه صنعتی در افغانستان شیریخ را به مقدار محدود و با دست درست میکردند. شیر را درون ظرفی میریختند و آن را درون ظرفی از یخ میگذاشتند. با دست، شیر را دور ظرف میمالیدند تا خودش را بگیرد. مراکز بهداشت مشهد و بخشهایی که مجوز فعالیت را صادر میکردند گفتند باید از دستگاه استفاده و کاملا بهداشتی کار شود. در نهایت، روش درست کردن با دستگاه تطبیق و درجه سرمای مطلوب پیدا شد.
آثار هنرمندان مهاجر افغانستانی که پی کار و هنر را گرفتهاند، حالا از نمایشگاه «وطن مهر» سر برآورده است. نمایشگاهی که سیام خرداد ماه هر سال، مناسبت روز پناهنده بهانه شکلگیریاش میشود تا هنرمندان مهاجر افغانستانی را دور هم جمع کند.
امسال نیز طبقه ششم بازار بزرگ ملل در محله شهید آوینی مکان برپایی این دورهمی هنرمندانه است که از پنجم تا دهم تیرماه برپا است. موسیقی محلی و سنتی افغانستان حال و هوای خاصی به نمایشگاه دستاوردهای هنری مهاجران و پناهجویان افغانستانی بخشیده است.
لحظاتی با دیدن نقش و نگارها و تابلوهای نصبشده بر دیوار مبهوت میشوید و میایستید و با تأمل به آنها مینگرید. اینجا در تاریخ و فرهنگ 2 کشور غرق میشوید.
اینجا خانه فرهنگ و هنر افغانستان و ایران است، مکانی برای اهل هنر و علاقهمندان به هنرهای تجسمی از هر 2 کشور. جایی که فرهنگ و هنر 2 ملت با هم پیوند خورده و زبان گویای آنها شده است. اینجا اشعار مولانا و حافظ را با قلمی زیبا نصبشده و نوشتهشده بر در و دیوارش میبینید.
بعد از شهادت حسن آقا روزگار بسیار سختی برای رقیه خانم پیش می آید. نازنین زهرا عمل می کند و شش توده استخوانی را از استخوان پاهایش خارج می کنند. لگنش را می شکنند و اصلاح فرم می کنند. عمل مهمی داشته و روزهای سختی را پشت سر گذاشته است. رقیه خانم می ماند و دو بچه معلول و یک دل شکسته تا اینکه با انسانی شریف آشنا می شود.
خیابان شهید شفیعی32 برای اهالی محله شهید آوینی و محدوده گلشهر بسیار خاطرهانگیز است. همگی این معبر را به نام کوچه سینما میشناسند. در سالهای دور زندهیاد حسین پورحسین از چهرههای فرهنگی و هنری مشهد، سینما «شهر قصه» را در حاشیه این کوچه دایر کرد. با اینکه سینما تعطیل و جای آن ساختمانی ساخته شده است اما هنوز حال و هوای اینجا متفاوت از کوچههای دیگر است. رستورانهای قابلی، شورنخود و آبمیوهفروشیهایی که شیریخ میفروشند در حاشیه این کوچه، انگار هنوز انتظار تماشاچیان سینما را میکشند.