۱۸ اردیبهشت سال ۱۲۵۶ خورشیدی، امیر قاین که قصد داشته است به سمت مشهد بیاید، در بیرون شهر از شدتگرما زمینگیر میشود و به ارضاقدس نمیرسد.
علیرضا اکرامی از شروع خدمتش تا یک سال بعد را در بخش آرایشگری حرم میگذراند و همزمان برای کمک به افراد ناتوان و دارای مشکل جسمی محله که مشتاق زیارت هستند، پیشقدم میشود.
شجاعالسلطنه مردی که برابر تاریخ، ۲۱۴سال پیش در چنین روزی به حکومت خراسان منصوب شد و توانست برای مدتی آرامش را به این دیار بازگرداند؛ زیرا که یکی از خدمات مهم او به مشهد برگرداندن امنیت به شهر بود.
قاری رحمتالله واضح اهل سنت است؛ بااینهمه عاشق امامان شیعه است، آنچنانکه پس از زیارت مشهد به عتباتعالیات میرود و چند صباحی را هم در جوار کربلا، نجف و سامرا گذرانِ عمر میکند.
کافی است سر بلند کنی و بر کاشیکاری هفتصدساله مسجد گوهرشاد چشم بدوزی تا در زمان سفر کنی؛ از دوره تیموری به صفوی، از دوره صفوی به قاجار، یا حتی به دوره معاصر بیایی.
آقاسیدحسن تفقد باوجود کم سنوسال بودن، نقش کمکی برای مادرش داشت: پارچهها که شسته میشد، با مادر ریجه میکشیدیم و پردهها را پهن میکردیم. ناهار هم همانجا نان و سکنجبین، اشکنه یا ناندوغ میخوردیم.
محمد غیورمرادی میگوید: علمهای سنگینی را که علمکشهای دیگر چندمتری بیشتر نمیتوانستند حمل کنند، بابا حمل میکرده است؛ آنگونه که هیئتیها میگویند دیگر نگوییم «غلامحسین»؛ بگوییم «شاهحسین».
روزگار به ضرر اسدی ورق میخورد و خون مردم و پاسبانان در واقعه گوهرشاد بر گردن او میافتد تا میان دستگیری تا صدور حکم اعدام و اجرای آن یک هفته هم فاصله نباشد.
در مجموعه اسناد آستانقدس دو سند مرتبط با برگزاری مراسم شمعگردانی بین سالهای ۱۳۳۴ و ۱۳۳۵ قمری وجود دارد. با این همه، احتمالا شمعگردانی در سالهای قبل از این سالها نیز طبق آنچه که در سند گفته شده، برگزار میشده است، ولی سابقه و سندی از آن موجود نیست.
غارت ازبکها به حرم امام رضا(ع) آنقدر بزرگ بوده است که حتی عدهای از مورخان نوشتهاند که عبدالمؤمنخان ازبک پس از خالیکردن روضه منوره، دستور میدهد سربازانش میل طلای بالای گنبد را هم با خود ببرند.
مطبوعی فرماندهی قزاقان سرکوبگر در کشتار خونین گوهرشاد را بر عهده میگیرد و از عهده وظیفه محولهاش هم خیلیخوب برمیآید و صحن مسجد را به حمام خون بدل میکند. رضاشاه بعد از واقعه گوهرشاد بسیاری از رؤسای خراسان را از سمتهایشان برکنار میکند اما ایرج مطبوعی تبرئه میشود.
این گزارش روایتی تاریخی از هجوم به زائران و مجاوران حرمرضوی در محرم ۹ قرن پیش است. این نخستین واقعهای است که در تاریخ مشهد، در روز عاشورا رقم خورد و تلخی آن در حافظه تاریخی این شهر مقدس باقی ماند.
از وقتی آیینههای ظریف آلمانی راهشان بهسوی مشهد باز شد، بهمرور آیینهها جای کاشیها، نقاشیها و گچبریها را در بسیاری از رواقها و فضاها گرفت آنچنان که اکنون آیینهکاری تصویر غالب تزیینات حرم است.
پیشنهاد میدهم سراغ خانواده مرحوم حاج رضا سراج علیایی هم بروید. ایشان تنها کسی بوده که سنگ مزار حضرت رضا (ع) را تراشیده است. ساخت ساعت سنگی آفتابی صحن جمهوری نیز کار دست ایشان بوده. علاوه بر این تمام کتیبههای شعر داخل رواقهای قدیمی حرم هنر خطاطی ایشان روی سنگ بوده و تعداد زیادی هنر حجاری ایشان در حرم حضرت رضا(ع) موجود است. حتی خاطرم هست زمانهای قدیم اتاقی داخل یکی از صحنها دست ایشان بود و در آنجا مشغول حجاری بودند.
جواد اسداللهزاده، معاون مشهدی بازرگانی خارجی وزارت بازرگانی، یکی از اعضای حزب جمهوریاسلامی که همراه با آیتالله بهشتی بر اثر بمبگذاری در دفتر حزب به شهادت میرسد. او در آمریکا تحصیل کرده بود.
دکتر محمدمهدی رکنی سال ۱۳۸۲ پس از ۴۶ سال تدریس تمام وقت، با رتبه علمی استادتمام از دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد بازنشسته شد و هم اکنون عضو شورای عالی فرهنگی آستان قدس رضوی است.
در آن زمان جایی بوده است که مشعلهای حرم را در آن جمع و نگهداری میکردهاند. به این فضا مشعلخانه میگفتند و افرادی باعنوان مشعلدار و مشعلچی زیرنظر مشعلدار باشی و مهترمشعلدار کار میکردند.
فاطمیمقدم میگوید: عودسوزی آنقدر قدمت دارد که هرکیش، آیین یا گروهی میتواند ادعا کند که پیشینه اینکار به آن برمیگردد، اما اسنادی دراینباره وجود ندارد.
کلهپزها که تعدادشان به ۲۰ نفر میرسید، از ظهر شروع میکردند به پاککردن کلهپاچهها و ۲۰ دیگ بارمیگذاشتند. کلهها تا ۴ صبح فردا میپخت و بین ۲ تا ۳ هزار نفری که پشت در میایستادند، تقسیم میشد.
در سال ۳۵۲ قمری، برای نخستینبار عید غدیر عمومی جشن گرفته شد اما تسلط سامانیان و غزنویان و سلجوقیان که با دستگاه خلافت عباسی ارتباطات گسترده سیاسی داشتند، باعث شد که برگزاری عید غدیر بهصورت عمومی امکان نداشته باشد.