دوچرخه سوار

علی وحیدی با عشق به فوتبال، ورزش را شروع کرد، بعد عاشق کوه شد و بعدتر با دویدن‌های نفس‌گیر و شناکردن و رکاب زدن ادامه داد. می‌گوید هدفم از این ورزش‌ها، چالش‌هایی است که برای خودم می‌سازم.
غدیر رضایی یکی از پیشکسوتان و ورزشکاران نام آور مشهدی است که در رشته‌های دوچرخه‌سواری، دو و میدانی، وزنه‌برداری، بسکتبال و... فعالیت کرده است. او یکی از جانبازان هشت سال دفاع مقدّس است.
محمود یزدانی بر اثر یک اتفاق و در هنگام کار در کارخانه گچ، دست چپ خود را از ناحیه کتف از دست داده است اما ورزش پای ثابت زندگی اوست و مسیر مشهد به تهران را با دوچرخه طی کرده است.
مسیر مشهد تا تهران را با دوچرخه آن هم با یک دست یا یک پا پیمودن، چقدر سخت است، نمی‌دانم! اما حسین مؤیدیان و ۴۸ نفری که با او همسفر بودند با وجود جانبازی و معلولیتی که دارند ۶ سال است که این مسیر را می‌پیمایند.
در حدود ۱۲۰ سالی که  از  اولین نشانه‌های بروز ورزش‌های نوین در مشهد می‌گذرد، صد‌ها ورزشکار در رشته‌های مختلف افتخارآفرینی کرده‌اند. محمدتقی کاشانی یکی از همین ورزشکاران بود که با عناوین مختلفی به جامعه ورزش خدمت کرده است.
نیم‌قرن است شیوه کار دوچرخه‌ساز محله شهیدبهشتی تغییر نکرده است. عباس ابن‌حسینی از کودکی دوچرخه‌سوار بوده و از نوجوانی وارد حرفه دوچرخه‌سازی شده است؛ مسیری که باعث شده تغییرات دوچرخه را در این سال‌ها با دستان خودش لمس کند.
حسن آقا معروف به عمو اِصی تعریف می‌کند: با آسفالت‌شدن خیابان و پیاده‌روسازی، گیر‌دادن مأموران شهرداری برای سد معبر شروع شد. مجبور شدم به‌خاطر روغن‌ریزی موتور‌ها و کثیفی پیاده‌رو، موتور‌ها را رد کنم و بزنم به کار فروش دوچرخه!
کوه و کتاب، دو مأمنی بود که سیدجواد سقاء رضوی از پنجاه سال پیش به آنها پناه برد و به سبک زندگی‌اش تبدیل شد تا آنجاکه هیچ روزی را بدون آنها شب نمی‌کرد. بعد‌ها دوچرخه هم اضافه شد.
وحیدی می‌گوید: فردوسی همسایه ماست و او را دوست دارم و شعرهایش را خوانده‌ام. به مولانا هم بسیار علاقه دارم و در نشست‌های شعر حاضر می‌شوم. من در این سفر تلاش می‌کنم بخشی از ظرفیت‌های این اشعار و فضای فرهنگی مرتبط را منتقل کنم.
حمیدرضا زارع‌رشیدی از سال ۱۳۹۷ شروع به آموزش دوچرخه‌سواری به کودکان معلول کرده است که از ۳۰۰ کودک، نزدیک به ۱۷۰ نفر اوتیسم و سندرم داون داشته‌اند. می‌گوید: برخی از همین کودکان مقام بین‌المللی کسب کرده‌اند.
علی محمد شرف دینان صدایش رساتر از آن است که ۸۶ سال داشته باشد! وقتی می‌پرسیم در این مغازه چه می‌کنی، می‌گوید: «هر چیزی را تعمیر می‌کنم؛ طیاره هم اگر خراب باشد، درستش می‌کنم!»
مشخص نیست اولین دوچرخه‌های مورد‌استفاده در مشهد چه مدل یا مارکی داشته‌اند ولی دوچرخه مدل «ولف» در سال ۱۳۱۴ خورشیدی وجود داشته است. باوجود‌این رونق دوچرخه‌فروشی در مشهد با برادران تبرک رقم می‌خورد.
مصطفی معلومات می‌گوید: من زاده و بزرگ‌شده منطقه 4 هستم. عمق ظرفیت‌هایش را به‌ویژه در دوچرخه‌سواری می‌دانم. خواستم گروهی تشکیل بدهم که در این منطقه‌، روی فرهنگ دوچرخه‌سواری کار کند، قهرمان‌پرور باشد و الگوی دیگر مناطق شود.
سیدمحمد حاجیان و گروهش که از خادمان رضوی هستند، چهارده‌سال پیش، تصمیم گرفتند مسیر قم تا مشهد را در دهه کرامت رکاب بزنند، در هر شرایطی، این مسیر معنوی را رکاب زده‌اند.
«محمدیوسف امیربیگ» هشتادوپنج‌ساله، هر روز با شنیدن صدای هر اذان، سوار بر دوچرخه‌اش به مسجد امام‌حسن‌مجتبی (ع) می‌رود تا ادای فریضه کند.
دوچرخه غلامرضا مرادی از جوانی همدم و همراه همیشگی او بوده و حتی گواهینامه دوچرخه می‌گیرد. او می‌گوید: «آن زمان همه دوچرخه ۲۸ سوار می‌شدند و چیز دیگری جز آن وجود نداشت.»
اسماعیل سیاهپور درباره دوران ورزشی خود گفته است: سال‌های ۲۸‌تا ۳۰ برای اولین‌بار در مسابقه چهارکیلومتر دوچرخه‌سواری مشهد در خیابان عدل خمینی شرکت کردم و مقام سوم را به دست آوردم.
حسن زرگر می‌گوید «اولین مکان امتحان و صدور گواهینامه دوچرخه، خیابان ارگ (ساختمان جدید ثبت اسناد) بود. هر روز صبح تعداد زیادی با دوچرخه‌هایشان در محل صف می‌کشیدند.»
این مغازه‌هایی که من در آنها کار کردم از قدیمی‌های دوچرخه‌سازی مشهد بود، همیشه مشتری داشتند و من به عنوان تعمیرکار دوچرخه در مغازه اینها همواره کار داشتم و درآمدم خوب بود.
مهدی سلیمانی‌ازغندی دوچرخه‌سوار قدیمی محله المهدی است که مسافت‌های زیادی مثل حرم امام رضا (ع) تا حرم امام خمینی (ره) و یا فاصله مشهد تا یزد را با شعار حمایت از هوای پاک رکاب زده است.