خانه تاریخی - صفحه 6

نوغان خیابانی است باستانی که پیش‌تر ها شهری در ولایت توس بوده است.شهر نوغان و ده سناباد هسته اصلی شهر مشهد را پس از شهادت امام‌رضا(ع) تشکیل می‌دادند. به‌دلیل نزدیکی به حرم، کاروان‌سراهای زیادی در نوغان ساخته شد.خیابان اصلی معروف به راسته نوغان بازاری بود که انتهای شمالی آن به دروازه نوغان و انتهای جنوبی آن به چهارسوق(تقاطع کوچه سیاهان و نوغان) ختم می‌شد .
ایرج آقاملایی، کارشناس ارشد تاریخ و پژوهشگر، معلمی‌است که تاکنون هفت کتاب پژوهشی تاریخی تألیف و چندین پژوهش و تعدادی مقاله نیز ارائه کرده و در سال 1395 هم عنوان پژوهشگر برتر اداره کل آموزش وپرورش استان خراسان رضوی را به خود اختصاص داده است. همچنین کتابش با عنوان «نقش وقف در ماندگاری آثار تاریخی و هویت ملی» سال ۱۳۹۴ به عنوان کتاب برتر سال استان در شاخه علوم اجتماعی از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد خراسان رضوی برگزیده شده است
پس از پنج سال تملک و تخریب صدها خانه، عملیات اجرایی از سال1380 آغاز شد. با پیشرفت این خیابان‌کشی، اولین‌بار ساخت تونل انرژی در غرب آسیا مطرح شد که شروعش در سال1384 از همین محل بود. درنهایت پس از یازده سال این خیابان در سال1386 به طول حدود هشتصد متر افتتاح شد که خیابان وحدت را به طبرسی و شهیدنواب‌صفوی وصل می‌کند.
خوش‌خبری این روزها احیای خانه تاریخی غفوری در پایین‌خیابان است؛ خانه‌ای که با تاریخ دویست‌ساله و حتی بیشتر، به روزهای پایانی استرس تخریب و ویرانی‌اش می‌رسد. این خانه که ترکیبی از معماری دو دوره پادشاهی است، از 10روز پیش دست چند استاد باستان‌شناس و مرمت‌کار سپرده‌‌‌شده است تا آسیب‌شناسی و احیا شود.
محله ای که خود در طول زمان هر روز کوچک تر از دیروز خود شده است آن چنان که در سده معاصر نه تنها با ایجاد خیابان و میدان طبرسی، بخشی از آن به محله «چهارسوی نوغان » تبدیل می شود، بلکه محلاتی چون «ته پل محله»، «جوادیه»،«حمام باغ»، « تکیه علی اکبری ها» و « بهاء التولیه» نیز از آن جدا می شوند تا به این ترتیب، امروز از آن محدوده وسیع تنها یک کوچه بزرگی معروف به راسته نوغان(حدفاصل میدان طبرسی و خیابان آیت الله کاشانی که از یک سو نوغان و از دیگر سو آیت ا لله کاشانی 6 خوانده می شود) باقی بماند.
احمد ماهوان اواخر دهه‌ ۶۰ برای نخستین بار در خود مشهد نقشه‌هایی از شهر تهیه می‌کند.
محراب‌هایی که به استناد کتیبه‌های حک شده بر کاشی‌های زرین‌فام از قرن پنجم هجری قمری وجود داشته‌ و در دوران‌های مختلف مانند خوارزمشاهی، ایلخانی و صفوی تا عصر حاضر بارها مرمت، بازسازی و نوسازی شده‌اند. در این میان اما محراب‌های زرین‌فام ساخته شده به دست خاندان محمدبن‌طاهر و ابوزید از ارزشمندترین این یادگارها هستند که با نقوش و کتیبه‌های برجسته زرین و لاجوردی تزیین شده‌‌اند.
این کوچه که به موازات خیابان امام رضا(ع) قرار دارد با طول بیش از 200متر یکی از طولانی‌ترین کوچه‌های منطقه7 است که از یک سمت به بازار رضا و از وسط کوچه به امام رضا(ع)2 (کوچه کربلا) و در انتها به امام رضا(ع)6 راه دارد، کوچه‌ای که در گذشته بین مردم به نام ضابط شناخته می‌شد؛ مردی مردم‌دار که جزو نخستین ساکنان کوچه بود. البته در گذشته این کوچه به‌دلیل باریک و پرپیچ‌وخم‌بودن و همچنین طولانی‌بودن به کوچه دراز مشهور بوده است.
به جرئت می‌توان گفت این اولین بار در یک دهه گذشته است، که خانه تاریخی پریشانی را می‌توان بدون خاک و نخاله و زباله دید. این بنا که سال‌ها در اجاره زوار بوده است، حالا حوض حیاطش از زیر خاک بیرون آمده است.
«جنت» یکی از پیاده‌راه‌های باقی مانده از مشهد قدیم است که در دل یک بافت تاریخی شکل گرفته است. بیشتر مردم خاطرات بسیاری از بازار پررونق آن دارند. این پیاده‌راه تاریخی با وجود خانه‌های قدیمی و فرهنگ‌سرای بهشت به‌عنوان یکی از خیابان‌های هویتی محسوب می‌شود که گوشه‌ای از تاریخ شهرمان را به نمایش گذاشته است.
در ابتدای پایین‌خیابان که خیلی از بناها به‌روزرسانی شده و در معدود به‌جا‌مانده‌ها هم فقط تصویری غبارگرفته از ابهت پیشینشان دیده‌ می‌شود، می‌توان یکی از دو ساباط به‌یادگارمانده از مشهد قدیم را یافت که برای جلوگیری از یورش مهاجمان با اسب، ساخته‌اند. این ساباط ابتدای کوچه‌ای بن‌بست است که در گذشته هفت خانواده ساکن آن بودند.
گوهرشادآغا وقتی در 33سالگی پایش به مشهد رسید، هنوز جوهر مهر پادشاهی شاهرخ گورکانی بر پادشاهی ایران خشک نشده بود و خراسان روزهای آشفته‌اش را سپری می‌کرد. باوجود این، او با محکم‌شدن فرمانروایی پسرش سلطان ابراهیم بر شیراز، با خواهر و مادرش راهی مشهد شد و در این شهر کلنگ ساخت بزرگ‌ترین مسجد را بر زمین زد.
بر اساس آنچه کلنل جولیس دالمج روی نقشه ای که در انتهای سال1248 خورشیدی از مشهد آن زمان و بناها و گذرهای آن ترسیم کرده است، صرف نظر از بناهایی مانند باروت کوب خانه، توپخانه مبارکه، قورخانه قدیم و جدید و سربازخانه که هرکدام بخشی از محدوده ارگ قدیم مشهد را به خود اختصاص داده بودند، نزدیک به 28قراول خانه، خان زنبورک چی ها، دو تکیه داروغه و تخت داروغه بناهای شهری هستند که در مشهد حدود 150سال پیش نامشان با موضوع امنیت شهر گره خورده بوده است.
چهارراه خسروی را که به سمت گنبدسبز می‌آییم سومین کوچه، آخوند خراسانی۵، کوچه حوض مونس یا همان شهید محمد رواقی است که انتهای آن به دیالمه۳ ختم می‌شود. در این کوچه دو متری حوض انباری وجود داشت که واقف آن شخصی به نام مونس بوده به همین دلیل به این نام معروف شده است.
دویست سال قبل، وقتی علی خیاط بخشی از زمین‌های ته‌پل‌محله را خرید، هنوز کشاورزی بیخ گوش مردم این محدوده جریان داشت. او همان زمان زمین‌هایش را در رضوان13 به باغچه تبدیل کرد و مردم آن را به «حیطه علی‌خیاط» می‌شناختند. قبل از فوتش هم وقفشان کرد با شرط اینکه تا سی‌سال به‌ازای متری یک‌قران به مردم اجاره داده شود و پولش در تابستان برای خرید یخ سقاخانه اسماعیل‌طلا صرف شود. بعد از آن هم با ساخت خانه، دست نیازمندان گرفته شود. با همین نیت خانه‌های زیادی ساخته می‌شود. که در طرح نوسازی، بخشی خراب شده است.
میدان عدالت مشهد یا آن‌گونه‌که اغلب مردم این شهر از آن نام می‌برند، «میدان اعدام» یکی از این دست تغییرات است که در طول زمان هر سه عامل، در دگرگونی‌های صورت‌گرفته در آن مؤثر بوده‌است. تغییر نامی که البته مانند بسیاری از موارد مشابه در مرتبه‌ای مورد پذیرش عام قرار گرفته و در مرتبه دیگر از این پذیرش برخوردار نبوده است تا تقریبا هیچ‌کس از آن محدوده به‌عنوان دروازه پایین‌خیابان یا در لهجه مشهدی «دروازه‌ته‌خیابون» یاد نکند و کمتر‌کسی هم آن را میدان «‌عدالت» بداند، اما همگان آن را به میدان «اعدام» بشناسند، گویی که هویت خود میدان هم برای همیشه در آن اعدام شده است.
یک تکه‌زمین در دل ارض اقدس است که تاریخ پرفراز‌ونشیب هزار‌ساله‌ای را پشت سر گذاشته اما نامش در متون کهن و اندک تصاویر بر‌جای‌مانده از دوره قاجار، قبرستان قتلگاه خوانده می‌شود؛ قبرستانی که برابر روایت‌ها نخست محل غسل حضرت امام‌رضا(ع) بوده است اما در گذر تاریخ و تقدیر خود از قبرستان به دبستان، از دبستان به حوزه علمیه، از حوزه علمیه به باغ تغییر کاربری می‌دهد. این محدوده که اکنون بقایای آن با نام «باغ رضوان» بین مردم و «صحن رضوان» در بین مسئولان شناخته می‌شود.
آن روزها جذام خوره‌ زندگی خیلی‌ها شد. افتاد به جانشان و همه آرزوهایشان را بلعید. اما جذام برای «مدینه نیستانی» و «عباسقلی انباز» و فرزندخوانده‌شان غلامحسن نیستانی یک عزم دوباره بود. همه اهالی محله طلاب دیده بودند عباسقلی را جذام زمین‌گیر نکرد. عباسقلی با همسرش مدینه نیستانی، دختر زیباروی کدخدای روستای نیستانه بجنورد که جذام داشت خوشگلی‌هایش را می‌خورد، نیتشان یکی شد برای ساخت مسجد. سال 1347 آجر‌به‌آجر مسجد را در ورودی صحن حیاط خانه‌شان روی هم چیدند با این نیت که در آن به روی مردم باز باشد، برای نماز و عبادت و عزاداری‌های مذهبی و درراه‌مانده‌ها و خستگان راه. سال‌ها در پس هم گذشتند تا آن مسجد سی‌متری شد یک بنای هزارمتری با نام مسجد و حسینیه حضرت موسی‌بن‌جعفر(ع). عباسقلی سال1375و مدینه بعد از او به سال 1392 با دنیا وداع کردند اما نامشان به عنوان واقف و بانی روی کاشی‌ فیروزه‌ای طاق بلند مسجد حک شده است و تا همیشه می‌ماند.
تاریخ نخستین داروخانه‌ها یا به نوشته مکتوبات قدیمی، دواخانه‌های مشهد را نه در دل کوچه و خیابان‌های تغییر‌شکل‌داده امروزی، که باید ابتدا از سیاهه سندهای کاهی جست‌وجو کرد.
ره‌باغ بهشت همان راسته مسگرهای قدیم است که با تخریب بافت قدیمی و ساخت باغچه‌های چندتکه در راسته آن، به گذری برای زائران حرم‌مطهر تبدیل شده است. هویت این کوچه در میان بناهای تاریخی آن مانند حسینیه داروغه، آب‌انبار، مسجد قبرستان خردو و منبع آب صدساله و دیوارچینی‌ها، باغچه‌های گسسته ره‌باغ و ساختمان‌های برافراشته هتل‌ها سرگردان است.