خیابان شهیدکاشانی ۸ ممیز۱۳ از حدود یک قرن پیش به نام بختیاریهاست. مرحوم آیتالله سیدمحمدرضا بختیاری از قدیمیهای نوغان بود که بیشتر از امامجماعتبودنش به مردمداری شهره بود. بعد از فوت، پسرانش که راه پدر را رفتهبودند، سکونت در خانه او را بهجاهای دیگر شهر ترجیح دادند.
انتهای بازار قدیمی فرش مشهد (همان بازار بزرگ مشهد قدیم) بیشاز ۴۰۰ سال است که بزرگترین حمام عمومی ایران را در دل خود جا داده؛ حمام وقفی «مهدیقلیبیک» که ۳۶۵ سال در آن برای پاکیزگی مردم، آب جاری بود. حمامی که در دوره صفویه (شاه عباس اول) به وسیله مهدی قلیبیک، میرآخور و مسئول اصطبل اسبهای شاهعباس ساخته و وقف حرم امامرضا (ع) شد.
150سال پیش اگر قرار بود رد یکی از ثروتمندان مشهدی را بزنیم، باید قدم در کوچه عسکریه میگذاشتیم که در دلش بیش از 20تاجر و ارباب و مالدار زندگی میکردند. معروفترینشان هم داروغه شهر بود که خانهای رو به خانه تاجر کشمش مشهد، آقای کشمشیان، داشت.
در سال 1263 خورشیدی اما به عنوان پزشک ارتش با یک هنگ، مأمور خراسان شده و دو سال بعد، به دلیل درمان همسر «میرزا محمدتقی خان رکن الدوله» والی و حاکم خراسان و تولیت آستان قدس رضوی، برای سپاسگزاری، یک عبا و قرآن به عنوان هدیه دریافت می کند و چندی بعد نیز او را به ریاست دارالشفای آستان قدس منصوب میکنند و این آغاز راهی 47ساله میشود برای معالجه بیماران و تدریس طب در مشهد.
دکتر سالاری که اصالتی یزدی داشت، حوالی سال 1276 خورشیدی با جمعی از سربازان برای انجام مأموریتی به مشهد آمد و در روزهای آخر این مأموریت، رکن الدوله، تولیت وقت آستان قدس رضوی، برای درمان بیماری همسرش سالاری را فرا خواند و بعد از این اتفاق و با درخواست رکن الدوله، دکتر سالاری به عنوان رئیس دارالشفای حضرت رضا(ع) انتخاب و 35 سال در مشهد ماندگار شد.
خانهموزه حکام در خانه داروغه بعد از اعلام رسمی ستاد مبارزه با ویروس کرونا درباره بازگشایی مکانهای تفریحی و گردشگری افتتاح خواهد شد.
در قدیم امنیت و حفاظت از اموال عمومی و خصوصی، اقتضا میکرد اطراف شهر برج و بارو داشته باشد و تردد تنها از معابر مشخصی انجام شود. این معابر همان دروازههای شهر بودند. مشهد قدیم در دوره افشار، 8 دروازه داشت؛ تقریبا برای هر محله، یک یا دو دروازه تعبیه شده بود و همه این دروازهها محل آمد و شد بودند، به جز یکی!
شاید اگر این بنا که براساس شواهد بیش از ۷۰۰ سال عُمر دارد، متعلق به فرنگیها بود، جدا از اینکه بنا را لایِ زرورق نگه میداشتند و به حال و روزش میرسیدند، که کرور کرور گردشگر از سرتاسر دنیا برای دیدن آن شال و کلاه کنند.
«سارا فلفلانی» هنرمند جوان که سالها بنای تاریخی مصلی خانه دوم او بوده و حالا بیش از یک سال از مدیریتش در این مجموعه میگذرد. به گفته هنرمندان قدیمی این مجموعه تاریخی، او جوانترین مدیر این بناست که دستی بر آتش تمام شاخههای صنایع دستی دارد، اما سفالگری پیشه و علاقه اصلی اوست. فلفلانی علاوهبر دغدغه ارتقای مجموعه و تجهیزات آن برای هنرمندانی که اینجا مشغول فعالیت هستند، به قول خودش به این بنای باشکوهِ آرام دورمانده از چشم تماشاگران هم عِرق خاصی دارد و میگوید که برنامههایی هم برای شناساندنش به مردم دارد.
خانه تاریخی ملک، یادگار یکی از بزرگ ترین واقفان معاصر ایران است که از اواخر دوره قاجار پابرجا مانده و 18شهریور سال 77 در فهرست میراث ملی جا گرفته است اما نکته مهم اینکه با وجود بهجا ماندن وقفیات زیاد از حاج حسین آقا ملک، ایشان خانه اش را وقف یا اهدا نکرده است، بلکه اداره میراث فرهنگی در اقدامی شایسته، حدود سال 1380 این خانه را از دختر حاج حسین آقا ملک خرید.
ساخت ساختمان هلال احمر از سال ۱۳۰۲ خورشیدی یعنی همان اوایل ایجاد سازمان در مشهد کلید میخورد. «کریم طاهرزاده» معمار نامدار، سفارش طراحی و ساخت این بنا را از محمود جم که در آن زمان سِمت والیگری خراسان را بر عهده داشته، میگیرد.
وقتی در کوچه پس کوچههای شهر راه میروید خانههای قدیمی با معماریهای خاصش را میبینید که آجرها و کاشیکاریهایش بیانگر دوران معماری قدیمیاش است، اما در همین کوچه پس کوچهها هستند خانههایی که در پشت درهای فلزی پنهان شدهاند و هیچ نشانی از قدیمی بودنشان ندارند. یکی از همین خانهها واقع در سرشور33 با نام خانه شاملو است که ساکنان این خانه (خانواده ابوالقاسم شاملو منتظر مَقدَم) مدعی است نسل هفتم شاملوها هستند و این ملک وقف اولاد است و نسل اندر نسل در بین آنها چرخیده است.
هنوز هم بافت شیرین و دلچسبی دارد؛ محدودهای که در همسایگی حرم مطهر است. قدمزدن و راهرفتن کنار آدمهایش حس مطبوعی در رگهای آدم میدواند، حتی در گرمای تیز تیرماه؛ کوچههایی پر از قصههای واقعی ریز و درشت.روایت ما درباره کوچه شیرازی19 است که به کوچه ثبت معروف است و داستانهای جالبتر از این دارد. نقل است 3خاندان مشهور ساکن آن بودهاند؛ خاندانهای امیرعلی میرنقیب و عمید صفوی و تقی بینش، سرکشیک حرم که اسم و رسمی برای خودش داشت و همچنین نویسنده مقالات مجله دهه1300 با نام «فرهنگ خراسان» بود.
از محله عیدگاه که روزگاری دروازههایش به روی تجار راه ابریشم باز بود و کاروانسراهای آن بسیار پررونق بودند و از ٨ آبانبار، ٢مدرسه، ١٦مسجد، ١٧تکیه، ٩کاروانسرا و تیمچه، ٧حمام، ٢٨کارخانه شعربافی و ١٤باغ، حالا یک راسته خیابان باقی مانده است و چند یادگار مخروبه. از قدیمیهای عیدگاه فقط بامشکی، عابدیان و جلالیان هنوز هم در محل هستند.
پریزادخانم از نوادگان ربیعبنخیثم، معروف به خواجهربیع(متوفی ۶۱ یا ۶۳قمری) و همسر میرزامیرک حسینی، متولی مزار خواجهربیع، بود. پریزاد طبق وقفنامهای مفصل، تولیت این مدرسه و موقوفات بسیار آن را که برای مستمری ماهانه طلاب و دیگر هزینهها منظور داشته بود، به همسرش تفویض کرد.
اولین فرعی کوچه عباسقلی خان که از یک طرف به عیدگاه و از طرف دیگر به محله پایین خیابان میرسد خیابانی به نام عسکریه است. کوچهای که میتوان از آن به عنوان معبری تاریخی یاد کرد. معبری که خانههایی قدیمی همچون خانه تاریخی کرمانی و خانه تاریخی ناظران و همچنین حسینیه تاریخی قنادها و تکیه یزدیها درآن واقع شده است.
روزگاری به اقتضای مجاورتش با قبرستان «میرهوا» و مسیحینشین بودنش، در آن تابوت میساختند و دورهای عکاسخانههای مختلفی برای گرفتن عکس ارباب رجوعان اداره ثبت در آن مشغول به کار بودند. با برچیده شدن بساط سوگواری و محو شدن قبرستانها، با راهاندازی سینماها و کلوپهای مختلف، کوچه ارگ میزبان بنگاههای شادی و فروشگاهها و تعمیرات ساز و آواز میشود و کمکم آنتیک و عتیقهفروشی و بعدها سمساری و امروز ملغمهای از هر دوی اینها به علاوه تعداد زیادی فروشگاه دست چندمفروشی ارزان قیمت.
از مغازه آقارضا که همین چندسال پیش طعمه آتش شد و از مغازه «اسمال لخه» که تنها پینهدوز تهپلمحله بود هم دیگر اثری نیست. از آن همه هیاهو و خوشبشهای همسایهها از خروسخوان تا شغالخوان. از آن همه خاطره 2 مسجد و خانه تاریخی موسوینژاد بهجا مانده است. این روزها جوانها تهپلمحله را به نام شارستان میشناسند و برجهای سفید تجاریمسکونی.
کوچه کربلا یکی از معابر قدیمی محله عنصری است که نامش را از زائران و عزاداران سیدالشهدا(ع) گرفته است. به گفته اهالی قدیمی این محدوده، کاروانسرایی در انتهای کوچه کربلا وجود داشته که محل اعزام کاروانهای مختلف به شهر کربلا بوده است.
خانه ملکجعفریان واقع در کوچه عباسقلیخان مربوط به اواخر دوره قاجار است. این خانه تاریخی ابتدا متعلق به یکی از یهودیان مشهد بوده، اما بعدها فردی به نام سیدحسینی آن را خریده است و پس از او شخص دیگری به نام سلیمانینژاد و سپس ملکجعفریان صاحب این بنا شدهاند. چون این بنا همچنان متعلق به ملکجعفریان است، بهنام منزل ملکجعفریان مشهور است.