در همان روزهای نخست بروز اختلال در شبکههای برق که همه به دنبال مقصر میگشتند یکی از شهروندان مشهدی هنگام تردد در خیابان آخوند خراسانی، فیلمی از چند فروشگاه لوسترفروشی که چراغهایشان روشن بود، تهیه و منتشر کرد که باعث اعتراض و پرسش مردم از صنف لوسترفروشان شد: «چرا در این روزهای سخت و دشوار که پی در پی برق قطع میشود آنها در مغازه خود صدها چراغ روشن کردهاند؟» گشتهای شرکت برق نیز که پیش از برنامه قطعی، برای برخورد با مشترکان پرمصرف فعال شده بودند به خیابان آخوند خراسانی رفتند و از لوسترفروشان این محدوده خواستند با خاموش کردن دو سوم لامپهایشان در مصرف برق صرفه جویی کنند.
آموزش مجازی سبب شده دانشآموزان کمتر از دفتر و قلم و بقیه لوازم استفاده کنند که همین باعث کاهش شدید فروش ما شده است. از طرفی ما علاوه بر نوشتافزار خیلی از وسایل آموزشی دانشجویان رشتههای معماری و عمران را هم میفروختیم که فروش آنها هم با توجه به نوع برگزاری کلاسها و تعطیلی کارگاههای آموزشی کمتر شده است. این روایت یکی از کاسبها درباره حال و هوای این صنف است.
سیدعباس رضوی میگوید: اگر صنعتگری در حرفه خود خلاقیت نداشته باشد، در جا زده و تولیداتش روی دستش باد میکند. به عنوان مثال ما «دستگاه کلوخشکن دومحور» یا «سیکوتیلر» را طراحی و روانه بازار کردهایم که قابلیت حمل و نقل جادهای دارد و کشاورز مجبور نیست بعد از انجام کار اداوت گرانقیمت خود را بر سر چاهموتور رهاکند.بهکارگیری علم در صنعت کشاورزی سبب شده که هر روزه تغییرات ویژهای در این حوزه رقم بخورد.
دیپلمش را که گرفت یکی ۲سال کار و پسانداز کرد. سرجمع توانست 15میلیون تومان جور کند که آن هم ۳میلیون تومانش چک بود. یک مغازه کوچک اجاره کرد و رسما فروشگاه لوازم الکتریکی خودش را افتتاح کرد. بعد از یک سال توانست یک پژوی 405 با یک سال کارکرد بخرد. ۳سال بعد همان مغازه را به 200 میلیون تومان واگذار کرد. حالا دیگر کار را از خود کرده بود و به چم و خم کار سوار شده بود. از آن موقع تا حالا ۶بار مغازه لوزم الکتریکی راهاندازی کرده، به جای مطلوبی رسانده، آن قدر که خواهان برایش پیدا شده و او هم که قلق کاسبی دستش آمده با سود خوبی واگذار کرده است.
مهدی بهرمند تراشکار محله پروین اعتصامی است. با اینکه 20سال دارد سالهاست در حرفه تراشکاری مشغول به کار است. او که از 14سالگی کارش را آغاز کرده است میگوید: «دل به کار داشته باشید با کمتر از 2سال شاگردی میتوانید چم و خم کار را یاد بگیرید. شاید اینکار به ظاهر آسان باشد، اما فوت و فن کوزهگری خودش را دارد که بیتوجهی به آن سبب میشود گاهی کارتان برگشت بخورد و زحماتتان هدر برود.»
ساخت مجتمعهای تجاری متعدد در مشهد باعث شده مغازههای قدیمی خیابان خسروی یکی بعد از دیگری تعطیل شوند.
فرد در اینکار باید با کامپیوتر و نرمافزار گرافیکی آشنایی داشته باشد و اطلاعات مرتبط را بداند. حسن موسوی در این باره میگوید: طراحی در کامپیوتر انجام میشود به همین دلیل فرد باید از برنامهها و نرمافزارهای مرتبط شناخت داشته باشد. آموزش لازم با توجه به استعداد و علاقه فرد از یک تا 6ماه زمان میبرد. با این حال آنچه مانند سایر مشاغل ضرورت دارد علاقه شخص به این حرفه است.اخلاق و برخورد صحیح با مشتری نیز اهمیت زیادی دارد.گاهی ممکن است مشتری طرح نهایی را نپسندد. باید با او مدارا کرد و به خواستهاش احترام گذاشت.
با اینکه در دهههای گذشته پیشرفتهای علمی و داروهای صنعتی چشمگیر بوده است، اما باز هم عطاریها بین مردم جایگاه خود را دارند. محمد صباحی چهلساله بیشتر عمرش را در عطاری گذرانده است. او بعد از 4سال شاگردی، 22سالی میشود که در محله نوغان به شکل مستقل مغازهاش را دایر کرده و توانسته است شغل جد بزرگش را حفظ کند.
بازار کلاهفروشهای خیابان میرزاکوچک خان در محله سجادیه حالا سوت و کورتر از همیشه است. 2روز بعد از پایان قرنطینه در اوج پنجم و شروع به کار اصناف و مشاغل مختلف پا به این بازار میگذارم. بازارشان بدجور کساد شده و این موقع سال خبری از مشتری نیست. فروشندگان دیگر هم دل خوشی از این اوضاع کسادی ندارند. با همه اینها نمیخواهند شغلشان را رها کنند. از تاریخچه این بازار کوچک میگویند. اینکه بیش از 13سال میشود که اینجا به بورس کلاهفروشان مشهد تبدیل شده و حالا پس از گذشت این سالها اسم و رسمی به هم زدهاند، شناخته شدهاند و حتی از شهرهای دیگر هم مشتری دارند.
اینجا بزرگترین بازار معاملات خودرو کشور است که از ساعت 6صبح روز جمعه میتوان شاهد صف ورود خودروها به این مجموعه بود. فروشندگان خودرو پس از پرداخت هزینه وارد جایگاه کارشناسی شده و سپس در پارکینگ قرار میگیرند. در برخی جمعهها بیش از 1000فروشنده خودرو به این بازار مراجعه میکنند. حدود ساعت9 به بعد حضور خریداران و فروشندگان به اوج خود میرسد و این ازدحام تا حدود ساعت 7شب ادامه دارد.
جلیل رسولیزاده که آن زمان سالهای کودکیاش را سپری میکرده همه چیز را خوب به یاد دارد: آن زمان مرحوم عابدزاده که از خادمان مخلص قرآن و اهل بیت(ع) بود 12بنا به نام ائمه(ع) مهدیه، نقوی و... تأسیس و انجمن پیروان قرآن و اهل بیت(ع) را راهاندازی کرد. مادربزرگ هم پایش را کرده بود توی یک کفش و میگفت کسی بهجز عابدزاده نباید این مسجد را بسازد. هزار متر زمین را وقف کردیم و عابدزاده مشغول ساخت و ساز شد.
از گذشتههای دور مسافران روستاها و محلات اطراف که قصد رفتن به شهر قدیم مشهد را داشتند، در هنگام رسیدن به قلعه وکیلآباد، مختصر استراحتی کرده و بعد از تجدید قوا و صرف صبحانه به طرف مشهد راه میافتادند. وجود این مسافران زمینه ایجاد اولین استراحتگاه و ایستگاه بینراهی را در قلعه وکیلآباد فراهم میآورد. قهوهخانهای قدیمی که سابقه احداث آن به بیش از یک قرن پیش بازمیگردد و به عنوان اولین مکان خدماتی در منطقه تفریحی و گردشگری محله و باغ وکیلآباد شروع به کار میکند.
محرم که آغاز میشود پرچمهای عزاداری هم در سراسر کشور بساطش به پا میشود. پرچمهایی که هنر دست استادکاران زبردست مشهدی است. هنری که سالهاست در مشهد حرف اول را میزند و به جز تعداد انگشتشماری در شهرهای دیگر کسی این کار و هنر را دنبال نمیکند. این نکته را محمدرضا کامرانی 73ساله میگوید که از استادکاران این حرفه محسوب میشود. پدرش و برادرش هم در کار پرچمدوزی بودهاند و او از این طریق علاقه خاصی به اینکار پیدا میکند.
سید هاشم حسینی بیش از 33سال سابقه فعالیت در کار مشاوره املاک را در محدوده سیدی دارد. او درباره رکود بازار مسکن میگوید: پس از شیوع کرونا خرید و فروش ملک و واحدهای تجاری در مغازه من نسبت به سالهای گذشته حدود 90درصد کاهش پیدا کرد. مستأجران برای اینکه در روزهای کرونا اسبابکشی نکنند حاضر هستند به هر قیمتی که صاحبخانه بگوید تن بدهند و تقریبا همه مالکان هم بهای اجاره خود را در این مدت بالا بردهاند.
حسین شهسوار امیری درباره پیشگوییهای یکی از همکارانش میگوید: سال ۳۵ وضع مالیام خیلی خوب شد. آن سال، هم در کار روده بودم و هم در کار پوست و چرم. مراودات شغلیام را دوباره از سر گرفتم و ضمن اینکه در تهران کار میکردم در مشهد هم کارخانه زهتابی داشتم. یک کلیمی در خیابان فردوسی تهران به نام آقای اکرم نماینده دو شرکت فیلمسازی گلدمایر و کلمبیا در ایران بود که وارد حرفه زهتابی شد و خیلی هم موفق بود. همیشه پیشبینیها و تحلیلهای اقتصادی او درست از آب درمیآمد. برای مثال میگفت: امسال چرم گران میشود و همین طور هم میشد. یک سال گفت: امسال گندم کم میشود و اتفاق افتاد.
ویزیتورها و تحصیلداران بنا به شغلشان باید به طور دائم در بازار حضور داشته باشند. ویزیتورها صبح که از خانه خارج میشوند باید به انبار یا شرکت مراجعه کنند و کالای مورد نظر را دریافت و در بازار به فروشگاههای مختلف ارائه کنند. تحصیلدار هم باید اوراقی مانند چک، سفته و پول نقد را از مشتریها دریافت و به بانک تحویل بدهد. حال تصور کنید که این حرفه با آمدن کرونا و قرنطینه چطور میتواند به کارش ادامه بدهد؟
یک کاسب علاوهبر مهارت در کار باید نسبت به مشتریانش امانتدار و تعهد اخلاقی داشته باشد. شاید بگویید یعنی چه؟ بسیاری از مشتریان، وسایل برقی گرانقیمتی برای تعمیر میآورند مانند اتوپرس، جاروبرقی، ماکروفر، سولاردم و... بعد که تعمیرشان میکنیم به مشتری زنگ میزنیم که وسیلهتان حاضر است، اما آنها فراموش میکنند یا فرصت ندارند برای گرفتنش بیایند.گاهی وسیلهای تا 10سال اینجا بوده بعد صاحبش برای گرفتنش آمده است.
از چهارراه خسروی که به سمت گنبدسبز میآییم سومین کوچه آخوند خراسانی5، کوچه حوض مونس یا همان شهید محمدرواقی است که انتهای آن به دیالمه3 ختم میشود. این کوچه از ضلع جنوب غربی خیابان آخوند خراسانی منشعب شده و عرض آن 2متر است. در این کوچه حوض انباری وجود داشت که واقف آن شخصی به نام مونس بوده به همین دلیل به این نام معروف شده است. در قدیم قبل از احداث خیابان خاکی این کوچه امتداد داشته و تا بازار بزرگ نزدیک حرم ادامه داشته است.
از 18ماه پیش، وقتی در اسفندماه فشار اقتصادی و تورم شدید با آمدن کرونا خودش را نشان داد و تعطیلی مدارس، ممنوع شدن مسافرتها و محدودشدن دورهمیها از پی آن آمد، تکلیف شغل تولید و فروش کیف هم یکسره شد؛ تاحدی که در نبود مشتری، چندصد کارگر، بیصدا و تسلیم، از کار اخراج شدند، دهها مغازه تعطیل شد و فروشندههایشان بنا و راننده اینترنتی شدند. ضربه و فشار این ایام و ورشکستگی کاسبان بحرانزده کووید19 که محدوده بزرگی از منطقه ما را شامل میشوند، تا اندازهای است که مهر امسال به احتمال زیاد کیف در مشهد کمیاب میشود.
هر شب به استثنای روزهای بارندگی چراغ این بازار در ساعت 21 روشن و ساعت 1 بامداد خاموش میشود. اجناسی که در غرفههای این بازار عرضه میشود اغلب از کارگاههای تولیدی شهرمان تهیه میشود و شامل اقلامی همچون پوشاک، کفش، زیور آلات، اسباب بازی، دکوری و ... هستند. تا پیش از شیوع کرونا تعداد غرفهها در این بازار به 100میرسید، اما حالا به دلیل رعایت شیوهنامههای بهداشتی و ایجاد فاصله بین غرفهها این تعداد به 72 غرفه کاهش پیدا کرده است.