زهرا خانم از رنگهای شاد در بافتن فرت استفاده میکند. او میگوید: از رنگهای شاد استفاده میکنیم تا افرادي كه روی آنها پا میگذارند، زندگي شادي داشته باشد.
حلما نیکپورمحمدی نقاشی با مدادرنگی را یکسالی هست که حرفهای دنبال میکند. او مقام اول ناحیه ۷ آموزشوپرورش را در سال تحصیلی۱۴۰۲-۱۴۰۳ به دست آورده. او نقاشی را تنها از راه دیدن یادگرفته است.
عارفه عزتی از زمانیکه خبرنگاران تلویزیونی را تماشا میکرد، به این حرفه علاقهمند شد. او حالا یکسالی میشود که عضو خبرگزاری دانشآموزی پاناست و به قول خودش تجربههایی هیجانانگیز در کارنامهاش ثبت کرده است.
یکی از بازماندگان بنام نقاشی قهوهخانهای کشور، استاد منصور وفایی، معتقد است تنها کسی که در حال حاضر میتواند نقاشی قهوهخانهای را به نسل بعد انتقال دهد، محمدرضا حمیدی است؛ برادر مرحوم استاد محمد حمیدی، نقاش معروف این سبک.
برای فریبا شکیبا طبیعت بهترین معلم و درمانگر بوده است. او خودش را در سفر شناخته و متوجه شده که در رویارویی با مشکلات تا چه حد توانمند است.
حاج عباس قویپیکر ۴۰سالی میشود که توی کوچه شهید قویپیکر جارو میبافد، همان کوچهای که به نام برادر شهیدش نام گذاشتهاند و روزگاری قطب جاروبافی مشهد بود و امروز باقیمانده نسل قدیم هنوز چراغش را روشن نگه داشتهاند.
یاسمین دانشی از ششسالگی حفظ قرآن را شروع کرده و ماه رمضان امسال موفق به حفظ کل قرآن کریم شده است. او که حالا ۲۲ سال دارد دانشجوی تربیت معلم است.
حالا نزدیک به دو سال است که خانواده غلامیان در دل مصلای تاریخی مشهد، کارگاه خودشان را دارند؛ کارگاهی کوچک، اما پر از زندگی، که محمد، مریم و پسرشان، حامد، هر روز در آن مشغول تراشیدن سنگها هستند.
راهاندازی گلخانه، یکی از گزینههای پیش روی مهیار قاسمی برای کسبوکار آیندهاش است. او در نوروز امسال با فروش محصولاتش حدود ۲۵میلیونتومان درآمد کسب کرد که به گفته خودش ۹۰ درصد آن سود خالص است.
داییام حاجحسین شیریانی، خرّاط بود و اطراف حرم کارگاه داشت. آن زمانها با دستگاه کمانی کار میکردیم و هنوز دستگاه برقی خرّاطی که بعدها آن را برای نخستینبار در مشهد به مغازهام در این خیابان آوردم، نبود.
این کارآفرین میگوید: در گلمکان سولهای نظرم را جلب کرد. پیشنهاد کردم با توجه به وجود باغات، فرآوری گیاهان دارویی و محصولات کشاورزی را راهاندازی کنیم و به این ترتیب اولین مرکز کشت فرآوری گیاهان دارویی، باغی، کشاورزی کشور راه افتاد.
مجموعه زکیه سادات حسینی در عین زیبایی سنجی و بکارگیری هنر، نیاز بانوان محجبه به لباسهای استاندارد را پاسخ میدهد. بانوی موفق شهرما که این ایده اجرایی کرده، کاری کرده که لباسهای خاصش تا آن سوی مرزها رفته است.
بیماری ام اس تکتم شریفی را به اینجا رسانده که حالا دیگر نه دستی برای نوشتن دارد و نه پایی برای راه رفتن، اما زبانش مانند انگشتی توانا در صفحه گوشی میچرخد و مینویسد.
علیرضا پوریانژاد، با تمرکز بر تولید صنایع چرمی با استفاده از ایدههای جدید تلاش دارد، هنر و محصولات مشهد را به دیگر شهرها معرفی کند.
نیلوفر رهباردارمجاور از چهارسالگی ورزش حرفهای را شروع میکند و چندین مدال رنگارنگ استانی در ژیمناستیک و تکواندو میگیرد. او همچنین از خردسالی به نقاشی علاقهمند بوده است و حالا آن را حرفهای دنبال میکند.
حالا هشتسال از زمانی که عرفان امیریان متوجه استعدادش شد، میگذرد و او توانسته است پنج بار مقام اول و دوم مسابقات اذان آموزشوپرورش ناحیه۳ را کسب کند.
دهقانپور میگوید: دغدغه معیشت همیشه گریبانگیر هنرمندان بوده و هست. سالهای سال در محیط اداری مشغول کار بودم، جایی که قواعد و شرایط آنچندان دستت را برای خلاقیت باز نمیگذارد!
حسن حامد که همیشه به بیماریاش میخندید، ۱۴ اردیبهشت سال ۱۳۷۱ در حالی چشمانش را بهروی دنیا بست که فرصت دیدن اجرای عمومی بهترین اثرش «بچه تابستان» را پیدا نکرد و در آرامستان خواجهربیع به خاک سپرده شد.
امیرحسین شاهسونی بیشاز سهسال است که تصاویر درجهیکی از طبیعت و حیات وحش ثبت کرده، آثارش در چند جشنواره نمایش داده شده و افتخار هم آفریده است. او وقت زیادی را دوربین به دست در کوه و طبیعت و دشت میگذراند.
افسانه گوهرنیا معتقد است: اصرار به آموزشدیدن و تجربهای که در حوزه عمل جواهرسازی به دست آورده بودم باعث شد که طرحهای پختهتر و قابلاجرایی بسازم و نظر جواهرسازان خارجی را هم جذب کنم.