هنرمند - صفحه 19

از روزی که حسن لاهوتی دست به نوشتن و ترجمه برد، تا آن اسفندماهی که سرانجام بر اثر بیماری سرطان ریه چشم از جهان فروبست، شمار مقالاتش از پنجاه فقره گذشت و دست‌نوشت‌های ارزشمند او در مجلات جاودانه شد.
آخوندپور فیلم‌های بسیاری را ساخته و کارگردانی کرده است که همه‌ی آن‌ها در شبکه‌های سراسری پخش شده‌اند. می‌گوید: به‌دنبال این هستم که کاری در ارتباط با مشهد و فضای معنوی‌اش یا یکی از قصه‌های شاهنامه کار کنم.
محمد رسولی پور می‌گوید وقتی از دل ایران مهاجرت می‌کند به قلب آمریکا، «ایرانی بودن» بیشتر خود را به رخش می‌کشد و همین باعث می‌شود تا بیش از پیش تلاش کند ایران و تاریخ و فرهنگش را بشناسد و بشناساند، و رجوع می‌کند به هنر خودش.
سیدسبحان نعمتی می‌گوید: شش‌ساله بودم که مقام اول روخوانی را در مسابقات روخوانی قرآن به‌دست آوردم. این مسابقات بین مهد‌های قرآنی مشهد برگزار شده بود.
در آموزشگاه فرزانه نخعی، هنر تنها یک شغل نیست؛ بلکه یک سفر به‌سوی کشف و بیان خویشتن است؛ سفری که در هر بوم و در هر درس، به هنرجویان منتقل می‌شود و آنها نیز با اشتیاق و انگیزه، راه مربی‌شان را دنبال می‌کنند.
حجت ریحانه، مدیرعامل جوان استودیو «باباردو» از استان خراسان رضوی (مشهد) که با سه بازی در جشنواره بازی‌های رایانه‌ای «فجر» شرکت کرده بود، توانست چهار عنوان کسب کند.
سیدمحمدرضا قاسمی می‌گوید: خوش‌نویسی در خانواده مادری‌ام، ارثی است و استاد سیدغلامرضا موسوی‌خطاط، از پیش‌کسوتان خوش‌نویسی ایران و از بنیان‌گذاران انجمن خوش‌نویسی خراسان، دایی مادرم است.
مه‌­گل دوسالی است که خبرنگار خبرگزاری «پانا» است. او در سازمان دانش‌آموزی خراسان‌رضوی به‌عنوان خبرنگار و فیلم‌نامه نویس خلاق شناخته شده است. مه‌گل در رادیو هم فعال است.
کتاب «ده چهره، ده نگاه»، که جلد سوم آن سال ۱۴۰۲ منتشر شده، گام مهم و بزرگ جلال قیامی میرحسینی است برای بقای خاطرات شخصیت‌های فرهنگی و ادبی مشهد. او معتقد است: وقتی تاریخ سکوت می‌کند؛ خاطرات به صدا درمی‌آیند.
همه اهالی محله خواجه ربیع، «سیدمحمد غنایی» را به نام حاج‌آقا «خوش‌نویس» می‌شناسند! همان محله‌ای که گاه می‌توانی در نانوایی‌ها و بقالی‌ها خط خوشش را ببینی که برای اهالی محله‌اش نوشته است.
جعفر وظیفه که از سال‌۱۳۹۱ در لباس آتش‌نشانی در خیابان‌های پرحادثه مشهد حضور دارد، در‌کنار این شغل پرخطر، به دنیای آرام، اما پرشور چوب پناه برده است. چوب‌هایی که روزی برایش بی‌ارزش بودند حالا در دستانش به آثار هنری تبدیل می‌شوند.
داوود ظریف عکاس و کوهنوردی است که با هزینه شخصی تاکنون دویست‌درخت در تپه‌های نزدیک خانه اش کاشته است. یک آبشخور هم درست کرده که حیوانات اطراف برای رفع تشنگی به آنجا می‌آیند.
حلما قلی‌زاده توانسته است مقام نخست شاهنامه‌خوانی را در سال‌های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ در ناحیه ۲ آموزش‌و‌پرورش به دست بیاورد. می‌گوید: بعد از اجراهایم، دختران و بانوان بسیاری می‌آیند و می‌پرسند که چطور می‌توانند نقالی را شروع کنند.
سیدحسین کاظمیان سه قاب زندگی متفاوت دارد. هنرمند است و خط می‌نویسد، ورزشکار است و تکواندو کار می‌کند و درنهایت به قول همسرش پدری نمونه است و این نمونه بودن را می‌گذارد پای داشتن ۷ فرزند.
سرنوشت عمادالدین، گره کوری با تنهایی و فقدان خورده بود. سه‌ساله بود مادرش رفت، شش‌ساله بود پدرش رفت، سیزده‌ساله بود پدربزرگ تنهایش گذاشت و بعدتر در اوج جوانی، به تماشای مرگ نابهنگام همسرش نشست.
نازنین‌زهرا قره‌باغی، دختر کلاس‌پنجمی، حافظ جزء سی قرآن کریم و دارنده مدارک روخوانی، روان‌خوانی، تجوید مقدماتی و تکمیلی است. حالا او انگیزه پیدا کرده است که حفظ را از جزء یک شروع کند و بیشتر در مسیر قرآن بماند.
رضا محمدی در کودکی تصمیم می‌گیرد چهره یکی از همسایه‌هایشان را بکشد که اتفاقا خیلی خوب از آب درمی‌آید و دیگران او را به نقاشی و ادامه این کار تشویق می‌کنند.
فریبا سعیدی بانوی هنرمند منطقه ۱۰ است که راه و مسیر اشتغالش را با شمع‌سازی روشن کرده است. او می‌خواهد یک کارگاه کوچک برای زنان سرپرست خانوار راه بیندازد.
خانه‌ای بزرگ در سناباد یک است که حدود یک‌سالی می‌شود به فضایی هنری تبدیل شده و کارگاه‌های رشته‌های مختلف هنری از‌جمله سفالگری، معرق‌کاری، ویترای، قالی‌بافی، نقاشی، حکاکی روی سنگ و خوش‌نویسی در این خانه فعال است.
استاد احمد تولایی می‌گوید: دلم می‌خواست شخصیت و روحیات افراد را بتوانم در پرتره هایم در بیاورم. در نقاشی می‌توان ویژگی‌های شخصیتی افراد را قوی‌تر یا ضعیف‌تر نشان داد.