هنرمند - صفحه 16

علاقه فریماه به شعر و کسب رتبه اول استانی در سرودن شعری در سیزدهمین جشنواره «نوجوان سالم» است؛ جشنواره‌ای که با هدف کنترل آسیب‌های اجتماعی اردیبهشت ۱۴۰۳ در سطح استان برگزار شد.
الهه زارع توانسته سال گذشته در جشنواره فرهنگی و هنری «امید فردا» در بخش مشاعره بدرخشد. می‌گوید: تعداد شرکت‌کننده‌ها زیاد بود و من ۳۵ مشاعره انجام دادم و نفر دوم استان شدم.
مقداد واحدی‌مجد یک نقاش است که با ذوقی متفاوت برای ساختن «انسان» گام بردارد. او می‌گوید: نگاه من به دانش‌آموزانم مانند بوم‌های سفیدی است که هرکدامشان به ترکیب منحصر‌به‌فردی از رنگ و توجه نیاز دارند.
خانم صفایی پس از سه دهه تدریس، همچنان با همان شوق و انرژی روز‌های ابتدای کار، تلاش می‌کند شاگردهایش را به غواصی در دریای بی‌پایان مثنوی دعوت کند. می‌گوید: همه‌چیز در خانه ما بهانه‌ای بود برای یادگیری!
برادران شاه‌حسینی می‌گویند: ذوق و علاقه ما را هل می‌دهد و دودوتاچهارتا نمی‌کنیم و در مسائل اقتصادی ریز نمی‌شویم. همه علاقه ما در کار برای فردوسی و شاهنامه خلاصه شده است و لذت می‌بریم.
مهدی شریفی از معدود مداحان جوان شهرمان است که با حضور در کلاس‌های آموزشی، مداحی را علمی و حرفه‌ای آموخته است و حالا الگوی خیلی از هم‌سن‌و‌سالانش است.
شهره شجیعی در جمع‌های شاعران سپید‌گوی مشهد بسیار شاخص و شناخته شده است. برگزیده شعر رضوی در سال‌های‌۸۳ و‌۸۶ و برگزیده جشنواره شعر دانشجویان کشور در سال‌۸۴ بخشی از دستاورد‌های ادبی شهره شجیعی است.
زهرا از زمانی‌که برای همراهی مادرش که می‌خواست سنتور را یاد بگیرد، آموزشگاه رفت، مجذوب صدای ساز‌های گوناگون شد و حالا دو سال پیاپی مقام اول مسابقات تکنوازی مدارس را از آن خود کرده است.
از سال ۸۸ در هنرستان استثنائی دخترانه «دکتر فاطمه هادوی»، بخشی به عنوان «خانه رویش» احداث شده است تا دختر‌ها بعد از دیپلم خانه‌نشین نشوند و بتوانند مهارت کسب کنند.
رسول انتظاری‌مشهدی ۱۱ سال است که مشغول سنگ‌تراشی است. انتظاری یادگیری تراشیدن سنگ را با شاگردی کردن نزد اقوام مادری‌اش آغاز می‌کند و می‌گوید: اقوام مادری‌ام نسل در‌نسل سنگ‌تراش بودند.
فاطمه‌صغری کرامتی ۱۲ ساله که می‌شود، قالی‌بافی را از شوهر‌خواهرش یادمی‌گیرد. چند سال بعد از ازدواجش هم که به مشهد می‌آیند، در همین خانه فعلی در محله فاطمیه، با شوهرش کارگاه می‌زنند و سه تا دار قالی برپا می‌کنند.
شروع‌به‌کارِ سید‌اصغر گمراتیان، کفاش قدیمی این‌گونه رقم خورد؛ «معلم‌ها خیلی با ما بچه‌ها بدرفتاری می‌کردند. یک روز آمدم خانه و گفتم مدرسه نمی‌روم و از هشت‌سالگی، ما را گذاشتند گیوه‌دوزی.»
رمضانعلی شاکری کتاب‌شناس و کتابدار مشهدی سال‌ها ریاست کتابخانه‌‍‌های «آستان قدس رضوی» و «فرهنگ و هنر مشهد» را برعهده داشت. کوچک‌ترین اتفاق‌های اطرافش برای او یک سند تاریخی بود.
سمیرا و پریسا حسین‌قلی‌زاده خواهران نقاش محله جاهدشهر تعریف می‌کنند: همسایه‌ها که به منزل ما می‌آمدند و تابلوهایمان را می‌دیدند، از کارهایمان لذت می‌بردند و سفارش‌ کشیدن نقاشی می‌دادند.
رضا فردوسی تلاش کرده حوزه‌های مختلف هنری را تجربه کند و از فرصت‌های موجود برای فراگیری این زمینه‌ها بهره ببرد. او این‌روزها آثارش را در قالب‌های متنوع در معرض دید قرار داده است.
زهرا برخلاف بسیاری از هم سن وسالان هنرمند و ورزشکارش که در مسابقات مختلف شرکت می‌کنند، بیشتر سراغ آموزش هنرش به علاقه‌مندان رفته و منتظر است تا کلاس‌های امسال نیز از سر گرفته شود.
محمدحسین سالمیان با آنکه سیزده‌سال بیشتر ندارد، برای عزای امام‌حسین (ع) نوحه‌سرایی می‌کند. برای او، مداحی برای امام‌علی (ع) و امام‌حسن (ع) نیز حس خوبی دارد.
مهدی ناظری، نقاش و خوش‌نویس محله بهمن است که به قول خودش نصف زندگی‌اش را درحال نقاشی بوده است. او از سال ۶۹ این هنر را آغاز کرده و ۶۰ اثر برجسته از خودش به جای گذاشته است.
اسرا خانم با اینکه سن زیادی ندارد و هنوز در ابتدای مسیر یادگیری است، در آبان سال گذشته، توانست مقام اول تک‌نوازی فلوت را در جشنواره فرهنگی‌هنری «فردا» در سطح ناحیه به‌دست بیاورد.
محمد عقیلی، تصویربردار و فیلم‌ساز و روایتگری است که به عمق ماجرا‌ها می‌نگرد و لحظه‌هایی را ثبت می‌کند که اغلب از چشم‌ها پنهان می‌ماند. او در این مسیر دستاوردهای زیادی نیز به‌دست آورده است.