تابستان سال۱۴۰۲ شروع موفقیتهای هلنا بود که با ثبتنام در کلاس نقاشی فرهنگسرای ترافیک، شروع به آموزش و یادگیری این هنر کرد تا یکسال بعددر مسابقات استانی بدرخشد. یکی از پادکستهای او با مضمون امام زمانی بارها از رادیو تهران پخش شده است.
آتنا محمودی میگوید: کار با چوب و بوی گرده آن به من جان میبخشد و وقتی کاری را به دست میگیرم، حس و حال خوبی دارم. برای همین سعی میکنم در مناسبتهای مختلف با هدیهای از آثار خودم، این حس خوب را با ایشان تقسیم کنم.
حمیدرضا حافظشجری در ۱۱ سالگی دیپلم افتخار «مقام اول بازیگری مرد» را در بیستوسومین جشنواره تئاتر استان به دست آورد، همان موقعی که در دبستان منظورالمهدی محله دروی درس میخوانده است.
بهمن رضایی با طرحهایش اسمی چشمگیر بود برای مطبوعات آن روزها. کاریکاتورهایش در مجله «روشنفکر» بهمن جوان را به جایگاهی رساند که مدیران مجله «توفیق» مجاب شدند با او قراردادی بیستوپنجساله امضا کنند.
مهدی رحمتیحصاری، از پنجسالگی مداحی میکند. او سال گذشته در بخش قرائت آیتالکرسی، مقام اول استان را بهدست آورد. مهدی با شوق و علاقهای کودکانه، اما صدایی پخته و پرطنین حاضر میشود.
حاج محسنرضا حسامی در مغازه لوازمتحریرفروشیاش، بچهها را به خوشنویسی و مداحی ترغیب میکند. جالب است در مغازه او علاوهبر لوازمتحریر، ابزار خوشنویسی و کتابهای آموزش مداحی نیز بهچشم میخورد.
سعید جهانگیری خط خوش و هنر حکاکی را از پدر و پدربزرگش به ارث برده و سالهاست در بازار رضای مشهد بهطور حرفهای حکاکی میکند و شاگردان اهل ذوق را آموزش میدهد.
علاقهمندی ابوالفضل مبارز و نوه خالهاش به روضههای هفتگی برمیگردد که سالها در خانه حاجآقا مبارز برگزار میشد و عاطفهسادات موسوی با همراهی خانوادهاش مهمان آن بود.
باران بهنام در مقطع دکترای مدیریت استراتژیک خوانده و حالا هم سالندار است و هم استاد دانشگاه و تأکید دارد تحصیلاتش، در عمل کمک کرده است در بازار کار موفق شود و بعد از سالها به سمت کارآفرینی رو بیاورد.
سیدمحمدابراهیم اصغرزادهموسوی؛ بازیگر فیلم «مهاجر» حاتمیکیا و مستندساز مطرح کشورمان ۲۳ بهمن ۱۳۸۰ در حالی که برای تصویربرداری فیلم مستندش درباره مادر شهدای جاویدالاثر به خرمآباد میرفت، بر اثر سقوط هواپیما به آسمان عروج کرد.
خسرو ضعیف فکاهیسرای محله قرقی مشهد اولین شعرش را در ۲۴ سالگی درباره یکی از دوستانش سرود. او نه رشته ادبیات خوانده نه مطالعهای در این زمینه داشت، اما قافیه را در اشعارش رعایت میکند.
از سنین کم، قاری قرآن در مراسم فامیلی بود، اما هیچگاه خاطره شب میلاد امامرضا (ع) را از یاد نمیبرد؛ شبی که بیبرنامه و بیتمرین، اما با تمام وجود، برای نخستینبار در جمعی از بانوان مداحی کرد و مولودی خواند و حالا نزدیک به ۱۰ سال است ادامه دارد.
کیانا حسینزاده، هر زمان که فرصتی پیدا میکند، قلم به دست میگیرد؛ حتی در ذهنش با خیالپردازی، نقشهایی میزند که هنوز روی کاغذ نیامدهاند. کیانا تاکنون توانسته است، مقام اول و دوم نقاشی را در جشنواره فرهنگیهنری «فردا» از آن خود کند.
علی حاتمی میگوید که هیچوقت فکر نمیکرده درس طلبگی، روزی او را به دنیای سنگها برساند، اما همان بار اول، در یک جلسه آموزشی، وقتی نخستین سنگ را به دست گرفته، چیزی در دلش تکان خورده؛ حالا این علاقه، تبدیل به بخشی از زندگی اش شده است.
ابوالفضل استعداد و اشتیاقش به نقاشی را جدی گرفته است. او پارسال در جشنواره دانشآموزی «کاپ» که مربوطبه مدارس امامحسین (ع) در خراسان رضوی است، برگزیده شد.
عبدالله انصاری یکتا، برادر بزرگتر اسدالله یکتا میگوید: بعد از اجرا از اسدالله خواستند که برای بازیگری با آنها همراه شود؛ مشروط به اینکه از بزرگترش اجازه داشته باشد؛ که البته من این اجازه را به او دادم.
آیدا سلطانی امسال با طراحی چهره شهیدابراهیم هادی به مرحله استانی جشنواره خوارزمی راه پیدا کرد و امیدوار است بتواند با اجرای طرحهای بعدی به مرحله کشوری و مقام اول این جشنواره در رشته سیاهقلم برسد.
حاجمحمود ادیباسلامیه یکی از اولین کارگرهای آرامگاه فردوسی است که در سال ۱۳۴۳ با چندجوان از توس، کارهای اولیه مرمت آرامگاه را شروع کردند. پنجسال زحمت بیوقفه آنها در آرامگاه باعث شد انجمن آثار ملی آنها را در پایان مرمت استخدام کند.
علیاکبر زرینمهر نقاش برجسته مشهدی دركارهاي رئاليسم، محلهها و كوچههاي قديمي مشهد مثل پايين خيابان را به تصوير ميكشيد. او حتی در نقاشی پستمدرن هم از محيط اطراف الهام ميگرفت.
کار در حرم از همه جا بهتر بود؛ هم هر روز زیارت میکردی و هم محیطی دلباز بود که زوار امامرضا(ع) را در آن میدیدی! زائران میآمدند و از معرقکاشی میپرسیدند و مرا هم تشویق میکردند.