استاد انوشیروان فروغی میگوید: حداقل ۲۰ سال شیمی کاربردی کار کردهام و خیلی از کارهای نقاشیخط من با استفاده از مواد شیمیایی است که به استخدام هنر درآوردهام.
عفت داوودی بهواسطه هنر خیاطی، کارگاه دوخت شال و روسری راهاندازی کرده و چندسالی است حال و هوای تعداد زیادی از زنان محله را رنگ بهتری بخشیده و نزدیک به پنجاهنفر برایش کار و از کنار این شغل، کسب درآمد میکنند.
مرضیه قدیمی میگوید: در خانه سالمندان به صورت افتخاری کارهایی مانند کوتاه و رنگ کردن موهایشان و بیرون بردن آنها برای تغییر روحیه را انجام میدهم. گاهی هم غذاهای دلخواهشان را در منزل درست میکنم.
مریم حسین پور با اینکه میتوانست در رفاه و آسایش دختران نازپرورده بماند، اما ترجیح داد مسیری را انتخاب کند که با تلاش و عشق به هنر گره خورده است. او با فعالیتهای فرهنگی و آموزش رایگان دهها زن پناهگاهی برای بانوان محله شده است.
عماد نیرومند ۱۵ ساله و برادرش احسان ۱۰ ساله در چند هنر سررشته دارند. شعر، داستاننویسی، نمایشنامهخوانی، نقاشی و سفالگری. آنها در دنیای مجازی هم فعال هستند و وبلاگ ساختهاند.
«خلیل عکاس»، قدیمیترین عکاس محله پورسیناست. کسی که محدوده بست پایین حرم سالها، بهترین زمینه عکسهایش بود و با دوربین «لوبیتل» خاطره زیارت زائران امامهشتم (ع) را بهیادماندنیترین یادگاری و باارزشترین سوغاتیشان کرد.
زهره یزدیخشتمال از پنجسالگی پای دار قالی بزرگ شده است. او صفر تا صدکارهای قالیبافی را خودش انجام میدهد. کارآفرینی است که تاکنون صدها نفر با آموزشهایش پای دار قالی نشسته و به درآمد رسیدهاند.
از مزایای قابل ذکر هنر سوختنگاری میتوان به ارزان و در دسترسبودن لوازم کار اشاره کرد، فقط با یک هویه ساده، یک تکه چوب، سمباده و یک طرح میتوان اثر هنری بینظیری خلق کرد.
محسن قصابیان فیلم سینمایی «نیوکاسل» را کارگردانی کرد؛ فیلمی اجتماعی با رگههایی از طنز و نگاهی انسانی به جنگ و روابط خانوادگی. این تجربه نشان داد که او تنها بدنبال دیده شدن نیست، بلکه دغدغه روایت دارد.
مریم پاسبان مدار زندگیاش بر چرخش هنرمندانه چند نخ با میل قلاببافی و میلههای بافتنی چرخید تا به امروز که به استادی ماهر در هنر بافتنی تبدیل شده و حالا شاگردانی را آموزش داده و آنها هم از این هنر نان میخورند.
عسل جعفریزاده از سال گذشته به سمت هنر رفته و در رشته گلسازی با پارچه فعالیت میکند و میتواند هنر خود را به دیگران هم آموزش بدهد. میگوید: هنر را بهخاطر اینکه با دستهای خود میتواند زیبایی را خلق کند، انتخاب کرده است.
رامین میلانی نوازنده محله سجاد، از سال ۷۷ و در ۱۴ سالگی شروع به فراگیری موسیقی و ساز سنتور زیر نظر استادان بزرگ کرده است. او با دغدغه آشناسازی جوانان با موسیقی سنتی، به تدریس در این حرفه میپردازد.
علی آزادنیا از نسل هنرمندانی است که اوایل انقلاب با پست رسمی «بازیگر تئاتر» به استخدام اداره فرهنگ و هنر درآمدند. او با وجود بازنشستگی، هنوز از تئاتر دل نکنده، کلاسهای بازیگری و کارگردانیاش را خودش اداره میکند.
علیاکبر غلامزادهاصفهانی، سهسالی میشود در هیئتهای مذهبی مداحی میکند. او فکر میکرد میتواند هردو را با هم ادامه دهد، اما استادانش میگفتند سبک قرائت قرآن و مداحی با هم تفاوت دارد.
علی مولایی بیشتر ۴۸سالِ عمرش را با نخ و سوزن گذرانده است. او باور دارد هر لحاف، قصهای دارد. قصه علیآقا، داستان مردی است که هنوز با همین حرفه روزگارش را میگذراند.
جرقه کارآفرینی سمیرا نوربافی، پنجسال پیش به دعوت یکی از همسایگانش زده شد. جنس کارآفرینیاش با سبک زندگی اهالی محله جور درمیآید. آنها در خانه، با وصلکردن رویه و زیره کفش به هم یک کار خانگی را پیش میبرند و کسب درآمد میکنند.
سروش دستمالچیان پس از اخذ دیپلم گرافیک و کارشناسی طراحی صنعتی، به آکادمی هنرهای زیبای «بِرِرا» ایتالیا رفت و حالا پس از ۱۰سال، دوباره به مشهد بازگشته است. او اکنون در مشهد به آموزش و تولید آثار هنری مشغول است.
صولتی، مسیرش را با صبر، تمرین و وسواس طی کرده و توانسته میان دوبله، تئاتر و تصویر تعادل برقرار کند.حضور او در سریال «پسران هور» نشـان میدهد که صولتی همچنان توانایی درخشش دارد.
فاطمه اکبری، نویسنده و پژوهشگر از همان کودکی یاد گرفت شعر فقط واژه نیست، بلکه مفاهیمی دارد که میتوان با آنها زندگی اخلاقی کرد. او در طول این سالها چهار کتاب ادبی نوشته و گردآوری کرده است.
عبدالحسین حسینزاده و امیر واحدیان، یکی فیروزهتراش است و دیگری عقیقتراش. آنها میگویند: سنگ و نقره که گران شود، کار ما هم کساد است. مردم هم نگاه سنتیشان را کمکم از دست میدهند.