سعید جلالیان حسینی از چهرههای شناخته شده موسیقی خراسان و از نوازندگان برجسته ساز سنتور است.فعالیت حرفهایاش در رادیو و تلویزیون با اجرای زنده و آهنگ سازی آغاز شد و آثار متعددی از ساختههایش از رسانه ملی پخش شده است.
تحصیلات جهانشاهی مهندسی برق است و از همین طریق امرار معاش میکند اما شعر و شاعری از نوجوانی با جانش درآمیخته و لحظهای هم به نبودن شعر در زندگیاش فکر نکرده. میگوید: شعر نوعی مهندسی کلمات است و نقطه عطفی برای تمام علوم دنیا.
مجتبی کاشانی هسته عملی جامعه یاوری فرهنگی را شکل میدهد، او از اوایل دهه ۶۰ به جنوب خراسان و مناطق محروم میرود، فقر آموزشی را از نزدیک میبیند و تصمیم میگیرد به جای کار نمادین، سراغ ساخت مدرسه و ایجاد زیرساخت برود.
زهره خیابانی بیستسال است که با بافتنی، حال خوب را به خود و دیگران، هدیه میدهد؛ بافتنیهایی با طرحهای فانتزی که لبخند را به لب کودکان مینشاند و امیدآفرین است برای بانوانی که زندگیشان با نیاز به استقلال مالی، گره خورده است.
مغازه محمد برزو، برای خیلیها جذاب است، او کارهای بسیاری میکند؛ حکاکی روی سنگ قبر، قلمزنی بر ظروف مختلف، ساخت و فروش صنایع دستی و...اما مهمترین هنری که ما او را با آن میشناسیم، نقاشی است.
مجید دولتی، هنرمند محله کارخانه قند، در مسیری پرفرازونشیب، هنر را با ورزش درآمیخته است. او اکنون با قلم خود، فرهنگ پارسی را زنده نگه میدارد و باور دارد که هویت راستین، در گرو پیوند با هنر نیاکان است.
۸۰ درصد هنر نقاشیام را تجربی آموختم و همیشه از کودکی دوست داشتم شاگردانی داشته باشم و آنها را با این هنر زیبا آشنا کنم، تا اینکه بالاخره سال گذشته یکی از شاگردانم رتبه نخست نقاشی را در سطح کشور کسب کرد.
ابوالحسنخان شاگرد یگانهاستاد نقاشی اواخر قاجار و اوایل پهلوی، کمالالملک غفاری بود. او در طول عمرش آثار زیادی به جا گذاشته است که بیشترین آنها مربوط به فردوسی است.
المان «نیایش» سالهاست در ابتدای بولوار امامیه جاخوش کرده است. اين نماد برنزي و بزرگ هنر مريم عزيزمحمدي است. هنرمندی که در رشته مجسمهسازي فارغ التحصيل شده است.
این هنرمند میگوید: علاقهای که معلم خوشنویسی پایه اول راهنمایی با نوشتن حرف «و» در کلمه «تو» در من زنده کرد تا مدتها بعد هم با من بود و نمیتوانستم از آن چشمپوشی کنم. از خانوادهام خواستم در کلاس خوشنویسی ثبتنامم کنند.
نزدیک به سیسال است که فاطمه با معلولیت، کنار آمده و از دوران نوجوانی، مهارتها و علاقههایش را پیدا کرده است. او امروز یک ورزشکار، کنشگر اجتماعی و هنرمندی است که با هنر عروسکبافی، گاهی درآمدی هم دارد.
محمدرضا صبوریان از سال ۱۳۹۸ قدم در مسیر حرفهای شعر و ترانه گذاشت. او در این گذر، رتبهها و جوایز گوناگونی در جشنوارههای شعر بهدست آورده است که تازهترین آن، نامزدی در جایزه کتاب سال جوانان ایران است.
شیما شهلایی، هنرمند نقاش و پتینهکار، امروز یکی از معدودافرادی است که هنر «باتیک آفریقایی» را در ایران آموزش میدهد؛ هنری که آموختنش از دل مهاجرت، تلاش شخصی و سالها آزمونوخطا ممکن شد.
فریدون مالکیتلخابی یکی از معمارانی است که روح خانههای تاریخی در عمق وجودش همیشه جاری است. او بیش از دو دهه است سرنوشت شغلیاش را در لابهلای خشتخشت خانههای تاریخی مشهد یافته است.
نمایش عروسکی بهنام «چطور یک مترسک پرواز میکند»، ۱۴ عروسکگردان دارند، دختران نوجوانی از مدرسه راهنمایی حجاب، واقع در محله خواجهربیع مشهد. این نمایش در مسابقات تئاتر آموزش و پرورش خراسان رضوی، مقام اول را بهدست آورده است.
معلولیت هیچگاه سهیلا اسحاقنیا را از جاده موفقیت دور نکرد؛ از روزی که پای صفحه مانیتور نشست از طراحی پوستر و لوگو شروع کرد تا اکنون که با ظرافت و حساسیت زیاد، نقشهای سوزندوزی را طراحی میکند.
معصومه محمدی از نقاشانی است که آثارش در نمایشگاههای تهران هم بهمعرض نمایش علاقهمندان گذاشته شده است. او در سبک رئال، انتزاعی و امپرسیون رنگ روغن و مدادرنگي کار کرده است.
سیدعلی یعقوبی هنرمند قالیبافی است که از ۶ سالگی به عنوان شاگرد کنار دست خواهرش پای دار قالی نشسته و دراین سالها بیش از ۲ هزار نفر از او قالی بافی یاد گرفتهاند.
مجید صالحیان ۲۵ سال پیش با شروع تعطیلات تابستانی، کار در یک مغازه خیاطی را شروع کرد و حالا تمام زندگی و هویت او با کارگاهی که با همراهی همسرش راه انداختند، گره خورده. از آنزمان فصل تازهای از کار و زندگیشان را شروع کردند.
وقتی در چهارسالگی در حرم امامحسین (ع) روی شانه پدرش نشسته بود، همصدا با مداح ایرانی که آنجا روضه میخواند، شروع به خواندن کرد. محمداحسن، از همان موقع وارد دنیای مداحی شد.