خیلیها تا به حال سراغ مصطفی شریعتی، نقاش برجستهای که به دلیل معلولیت جسمیاش، با پا نقاشی میکشد، رفتهاند. خیلیها از این هنرمندیاش تعجب کردهاند و برخی با چشمان از حدقه درآمده به نقاشیهایش چشم دوختهاند.
آقا براتالله از زمانی که نوجوان بود، کار شاگردی را در پیراهندوزی شروع کرد و خاطرههای تلخ و شیرین بسیاری از آن روزها دارد. اما تعقیب و گریزش از دست مأموران دوچرخهبگیر و رفتار جنجالی استادکارش را از خاطر نمیبرد.
فیروزهتراش قدیمی ساکن محله شهیدبهشتی بود که سالها نامش با ارادت به اهلبیت (ع) گره خورده بود، دعوت حق را لیبک گفت. او آنقدر در کارش ماهر بود که آمریکاییها، سفارش کارشان را به او میدادند.
آمنه حسنزاده که دیپلم حسابداری دارد، میگوید: در همسایگی ما کانون پرورش فکری قرار داشت و آنجا شده بود دوست صمیمیِ من. تمام وقتم را آنجا میگذراندم.
استادهادی ذوالریاستین نعمتاللهی، ۴۰ سالی میشود که دارد قلم میزند، نتیجهاش شده است تربیت بیشترین تعداد فارغ التحصیل خوشنویسی در رده ممتاز در سطح کشور.
زینب شیبانیراد پس از آنکه کسبوکار آنلاینشاپی خود را تعطیل کرد، به سمت تولید پوششی آمد که خیلیها به او میگفتند: مگر از چادر استقبال میشود که تو آن را تولید میکنی! و او همیشه یک جواب دارد: تا زمانی که روی سر خودم چادر است؛ تولید میکنم.
سه سال پیش ابتکاری به ذهن هاجر سلیمی نمین رسید. بانویی که هنرش را در مسیر عشق و ارادتش به امامحسین(ع) بکار گرفته و حتی روضههایی که پیش از این در خانهاش برگزار میکرد، حالا در استودیو هنریاش میگیرد.
محمدباقر اوحدی نخستینبار سال۱۳۴۷ با دو تا تکتومانی یک دوربین آکفا نگاتیوی خرید و به قول خودش بیشتر روزهای زندگیاش را عکس گرفت. او با سالها عکاسی از داخل ایران و خارج از کشور اکنون ثبت هزاران عکس از تاریخ را در کارنامه هنری خود دارد.
فریده ایوبی در هنرش بیشتر از طرحهای شاهعباسی، گلفرنگ، سبد گل، گل و مرغ و طرحهای خطایی و اسلیمی استفاده میکند.
کسب مقام در هشت دوره جشنواره هنرهای تجسمی منطقهای جوانان کشور و بسیاری از نمایشگاههای دوسالانه سفالگری معاصر داخل و خارج از کشور بخشی از افتخارات سالهای دست به گِل بودن استاد محمدعلی فضلی نژاد است.
مهمترین نقاشی دیواریهای صدیقه اکبری در پارکینگ پارک کوهسنگی (۱۳۸۲)، بولوار ارشاد (۱۳۸۸)، زمین ورزشی پارک ملت (۱۳۸۸) و پارک وکیلآباد (۱۳۸۹) است نقش بسته است.
حسین احمدی ۱۰سال پیش با یک دستگاه بافتنی خانگی از هرات به مشهد مهاجرت کرد و از همان زمان در فکر زندهکردن دوباره این هنر بود. او هنوز جوان بود که به قول خودش شد همه کاره این کار و حالا دیگر کارش گیرِ کسی نیست و یک استاد تمامعیار است.
همایون لعلی، سازی را حمل میکند که فقط ابزار موسیقی نیست، بخشی از زندگی و هویت اوست. او بازنشسته پلیس افغانستان است و حالا چهارسالی میشود که ساکن گلشهر مشهد است. صدایش نوای نغمههای محلی افغانستان را تداعی میکند.
سعید ملک نژاد، بازیگر پیشکسوت تئاتر، یکی از هنرمندانی است که به معنای واقعی خاک صحنه خورده است. این شبها سریال «۰۲۴» با هنرنمایی او از شبکه یک سیما در حال پخش است. دغدغه پویایی تئاتر مشهد همیشه با او بوده است.
صدیقه شکری نوجوان ۱۷ سالهای که عشق او به نقاشی سبب شد که در مسیر هنری اصیل و ایرانی با پیشینه تاریخی مربوط دوره شاهعباس اول صفوی روی بیاورد. او میگوید: استاد فرشچیان الگوی من برای پیشرفت در نگارگری است.
احمد امیریپور؛ نویسندهای که کتابهایش هنوز در کتابفروشیها مخاطب دارد، اما غریب و خسته و تنها در گوشهای از این شهر، با ناگواری زندگی دستوپنجه نرم میکند. خستگی را میتوان در چشمهایش دید و تن نحیفی که زیر بار زندگی خم شده است.
سیدهزهرا ناصری میگوید: قصد داشتم تابلویی درست کنم که زمینه آن از هستههای خرما بود. برای این کار به صدها دانه خرما نیاز داشتم. پس ماه رمضان از اقوام خواستم که دانههای خرمایشان را دور نریزند و به من بدهند.
سیدجلیل حسینیزهرائی پیشکسوت عکاسی و ساکن محله کارمندان اول است. او دهها مقام در جشنوارههای سراسری عکس کشور و دومدالطلا از جشنوارههای معتبر آساهی شیمپون ژاپن و دانشگاه ویلمینگتون آمریکا را در کارنامه خود دارد.
عذرا مصطفایی، از قدیمیهای محله است که هشتسالی میشود شروع به درستکردن مهر نو از مهرها و تسبیحهای شکسته کرده است. آوازه این کار دلی چنان پیچیده که خیلیها مهرهای شکسته خانهشان را برای مهرسازی دوباره به خانه او آوردند.
معماری استاد دانشدوست تقلیدی از فرمهای گذشته نیست و به هویت محلی ضریب میدهد. هر کدام از آثارش، پیوندی میان فرم، معنا و تجربه انسانی برقرار میکند. طراحیهای او هم به تجربه زیست شهری نزدیک است، هم هویت میسازد و هم برای مردم پذیرفتنی است.