عسل جعفریزاده از سال گذشته به سمت هنر رفته و در رشته گلسازی با پارچه فعالیت میکند و میتواند هنر خود را به دیگران هم آموزش بدهد. میگوید: هنر را بهخاطر اینکه با دستهای خود میتواند زیبایی را خلق کند، انتخاب کرده است.
رامین میلانی نوازنده محله سجاد، از سال ۷۷ و در ۱۴ سالگی شروع به فراگیری موسیقی و ساز سنتور زیر نظر استادان بزرگ کرده است. او با دغدغه آشناسازی جوانان با موسیقی سنتی، به تدریس در این حرفه میپردازد.
علی آزادنیا از نسل هنرمندانی است که اوایل انقلاب با پست رسمی «بازیگر تئاتر» به استخدام اداره فرهنگ و هنر درآمدند. او با وجود بازنشستگی، هنوز از تئاتر دل نکنده، کلاسهای بازیگری و کارگردانیاش را خودش اداره میکند.
علیاکبر غلامزادهاصفهانی، سهسالی میشود در هیئتهای مذهبی مداحی میکند. او فکر میکرد میتواند هردو را با هم ادامه دهد، اما استادانش میگفتند سبک قرائت قرآن و مداحی با هم تفاوت دارد.
علی مولایی بیشتر ۴۸سالِ عمرش را با نخ و سوزن گذرانده است. او باور دارد هر لحاف، قصهای دارد. قصه علیآقا، داستان مردی است که هنوز با همین حرفه روزگارش را میگذراند.
جرقه کارآفرینی سمیرا نوربافی، پنجسال پیش به دعوت یکی از همسایگانش زده شد. جنس کارآفرینیاش با سبک زندگی اهالی محله جور درمیآید. آنها در خانه، با وصلکردن رویه و زیره کفش به هم یک کار خانگی را پیش میبرند و کسب درآمد میکنند.
سروش دستمالچیان پس از اخذ دیپلم گرافیک و کارشناسی طراحی صنعتی، به آکادمی هنرهای زیبای «بِرِرا» ایتالیا رفت و حالا پس از ۱۰سال، دوباره به مشهد بازگشته است. او اکنون در مشهد به آموزش و تولید آثار هنری مشغول است.
صولتی، مسیرش را با صبر، تمرین و وسواس طی کرده و توانسته میان دوبله، تئاتر و تصویر تعادل برقرار کند.حضور او در سریال «پسران هور» نشـان میدهد که صولتی همچنان توانایی درخشش دارد.
فاطمه اکبری، نویسنده و پژوهشگر از همان کودکی یاد گرفت شعر فقط واژه نیست، بلکه مفاهیمی دارد که میتوان با آنها زندگی اخلاقی کرد. او در طول این سالها چهار کتاب ادبی نوشته و گردآوری کرده است.
عبدالحسین حسینزاده و امیر واحدیان، یکی فیروزهتراش است و دیگری عقیقتراش. آنها میگویند: سنگ و نقره که گران شود، کار ما هم کساد است. مردم هم نگاه سنتیشان را کمکم از دست میدهند.
نظامالملکی میدانست متن رادیویی باید موجز و روشن باشد و کجا باید واژه را پررنگ ادا کند تا در همهمه میدان شهدا هم شنیده شود. او وقتی در مسجد گوهرشاد به منبر رفت، مردم در گوش هم زمزمه میکردند «این همان صدای رادیو است»!
نام احمد میرباذل خیلی زود با تئاتر مشهد گره میخورد. جایگاه نمادینش، پیوند میان مشهد و عصر پرده بیصداست. سالها بعد، روی اولین فیلم رنگی فیلمبرداری شده در مشهد هم حرف میزند.
حسین صباغیان طوسی، هنرمند پیشکسوت مشهدی، با برگزاری نمایشگاه نقاشی «فراسوی زمان» تلاشی دارد برای ثبت این حس ماندگار. او با بیش از شش دهه فعالیت هنری، این اصل بنیادین را عمیقا درک کرده است.
نگاه نادرست و قضاوتهای اطرافیان نسبتبه تئاتر هیچوقت نتوانست علاقه آسیه حسینی را خاموش کند. او در پانزدهسالگی، مدرک مربیگری تئاتر را گرفت. یکسال بعد، مربی تئاتر شد و حالا سالهاست در مدرسه المهدی (عج) استعدادیابی میکند.
بابک مسعودی؛ هنرمندی که بیش از دو سال، تزیینات روی سنگ مضجع مطهر حضرت رضا(ع) را با دست و دل خود تراشید. میگوید: آن روزها هنوز نمیدانستم این پیشنهاد قرار است مسیر زندگی مرا عوض کند.
محسن موسویزاده مانند دوران بچگیاش به دنبال این است که چندتکه کاغذ را بدون برش به شکلهای مختلفی درآورد. برایش فرقی ندارد که این تکهکاغذ، پروانه، ماشین کوچک بازی یا هر چیز دیگری باشد.
سیدجعفر ماهرخسار، معیار ارزشی برای سنجیدن اشکال دیگر مداحی بود که در حاشیه مرور زندگی اش، میتوان راه درست تشخیص، تحلیل و حفظ و نگه داشت مناسک را آموخت. او بیش از پنجاه سال در جوار گنبد علی بن موسی (ع) خواند.
تاریخ میگوید آیینههای شیشهای برای نخستینبار در شهر صیدای لبنان ساخته میشود و در سدههای دوم و سوم، جای آیینههای فلزی و سیماندود را در معماری بناها میگیرد. در ایران در سدههای نخستین هجریقمری، شهر همدان از مهمترین این مراکز بوده است.
بنا شدن برای رمضان اسدپور نه فقط یک پیشه، بلکه مثل خطمشی زندگی است. معتقد بود کار باید تمیز، یکدست و امن تحویل شود، سنگ اگر اندکی کج بنشیند ممکن است قدم زائر بلغزد. به همین دلیل «کاپیتان حرم» لقب گرفته بود.
چندسالی است که صدای نگار آریافر با تصویر پرده سینما تلفیق شده و استعدادش در سطح گسترده دیده میشود. صداپیشگی در حدود دوازده انیمیشن سینمایی در کارنامه او ثبت شده و نمونه کارهایش در صفحه شخصیاش هم موجود است.