واژههای موزون، طوری نیایش را بهدنبال خودش کشانده است که او نهتنها شعر میگوید، بلکه به مسابقات مشاعره هم راهیافته است. نیایش احشامی امسال در مسابقات مشاعره دانشآموزی در استان، عنوان اولی را از آن خود کرد.
ایمان بخشایشی کارمند بانک است اما بهطور حرفهای ۱۰ سال است شعر میگوید. او میگوید: همیشه لای دفتر ریاضیام کتاب حافظ باز میکردم! پدرم هم مرا دعوا میکرد و میگفت: به جای این کارها درست را بخوان.
سلطان اصفهانی سرمست شدن از بوی چوب را از اجدادش به ارث برده اما این ارثیه نهفته نیاز به شکوفایی داشته که پس از سالها توسط سعید، پسر سلطان شکوفا و تبدیل به پیشهای خانوادگی میشود.
«مرده باد سقراط» تازهترین رمان مهدی فروتن است که نشر «چشمه» به تازگی منتشر کرده است. این اثر، پس از «وقایع نگاری مرگ یک دیوانه» و «مصائب آقای ه.» سومین رمان این نویسنده خراسانی است.
محمودآقا میگوید: آنقدر در کار با چوب تجربه داشتم که مطمئن بودم از پس خراطی هم برمیآیم. دلم روشن بود که موفق میشوم. برای همین با آرامش کارگاهامدی اف را جمع کردم و وارد زیرشاخهای از هنرِ چوب شدم که البته صبر زیادی میخواهد.
انتشار دومین مجموعه اشعار سپید متین راد با نام «جلز با کل سطح ممکن پوست» گواهی است بر اینکه شاعر بر این ویژگی زبانی تأکید دارد، چندان که آن را غنیتر و قویتر به نمایش گذاشته است.
بهار رجبی، نوجوان دوازدهساله محله شهیدبهشتی، از چهارسالگی پا به دنیای موسیقی گذاشته و توانسته در پایه پنجم تحصیلی، مقام سوم رشته ویولن آموزش و پرورش ناحیه ۳ را به دست بیاورد.
هادی رضایی، جوان محله طلاب شاعری است که این روزها بیشتر شعر سپید میسراید چون اعتقاد دارد محدود نبودن شعر نیمایی و سپید، دست شاعر را برای بیان حرفهایش باز میگذارد.
محمدصادق بخشی در سیوچهارسالگی فکرمیکرد قرار است با شغل کفاشی بازنشسته شود، اما ناگهان جرقه مشتریای که دانشجوی رشته ادبیات بود، باعث شد مسیری جدید برایش باز شود و او را به شاعری آیینی تبدیل کند.
عمار حقیقی تاکنون توانسته نقاشیهای زیادی را روی دیوارهای منطقه ۹ مشهد به تصویر بکشد؛ نقاشیهایی با نامهای باغ رنگینکمان، ذهن زیبا، سوغات و رهایی.
حسن عمید سال ۱۲۸۱ در مشهد زاده شد. او را نخستین فرهنگ نویس به شیوه امروزی دانستهاند که نخستین فرهنگش را با عنوان «فرهنگ نو» سال ۱۳۰۸ در مشهد منتشر کرد.
جواد نوروزی که لیسانس مدیریت دارد، تابستان تمام سالهای تحصیلیاش را به شاگردی گذرانده است. او دوست دارد هنرش را به نسل جدید یاد بدهد هرچند که این حرفه را بین دههنودیها کمطرفدار میبیند.
معصومه رضایی تحصیل کرده رشته ادبیاتفارسی است اما از آنجا که علاقه زیادی به بافندگی دارد، مدرکش را دریافت میکند و با یک میلیون تومان سرمایه یکی از اتاقهای منزلش را به کارگاه بافندگی تبدیل میکند.
حسین نیکطلب، هنرمند فیروزه کوب قدیمی محله طبرسی شمالی جلوهای دیگر از تابلوی «عصر عاشورا»ی فرشچیان را با نمایش زنان مویهگر و اسب و خیمه و نخل، جملگی از جنس فیروزه، بر زمینهای از عقیق، ساخته است.
محمد دستمالچیان خراسانی فیلم ساز مشهدی که مجموعه مستندهایی را در ارتباط با هویت شهر تولید کرده، اعتقاد دارد که برای پرداختن به موضوع هویت شهری، نیاز به ایجاد مراکزی داریم.
اولین کارگاه زهره خانم یک اتاق سیمتری بود در طبقه اول بازار حافظ. اما چیزهایی باعث شد که قید کار در آن اتاق کوچک را بزند و یک اتاق سهمتر در هفتمتر را در محله اجاره کرد.
حدیثه حسینی دانشآموز دوره اول متوسطه مدرسه «نور علم» است که در چهلوسومین جشنواره فرهنگی و هنری «فردا» موفق شده در رشته فوتومونتاژ مقام سوم منطقه تبادکان را کسب کند.
قدیر منوچهری ۵۳ ساله نام هنرمندی است که بهعنوان نگهبان پارک جنگلی وکیلآباد فعالیت دارد. او از تنه درختان آثاری خلق میکند که بهراستی دیدنی است و چشم هر رهگذری را به خود مشغول میدارد.
نمایش عروسکی «فرمانده فردا»، ماجرای معروف ضامن آهو است. شخصیتها تیرهایی بودهاند که باید به سمت آهو پرتاپ میشدند و نفیسه نداف، عروسگگردانِ تیری است که شخصیت خپل و خنگ و دروغگویی داشت.
ملیحه کردستانی علاقهاش به خیاطی را با گذراندن دورههای سازمان فنیوحرفهای به نتیجه رساند. همین آموزشها پلی شد برای آشناییاش با سازمان بازآفرینی و دریچهای بهسوی کارآفرینی برایش گشوده شد.