سمانه احسانینیا؛ بانویی که در جریان یک تصادف هولناک، قطع نخاع شد، حالا با دهانش نقاشی میکشد، سازدهنی میزند، سخنرانیهای انگیزشی دارد، کتاب تألیف کرده و بهتازگی یک استارتاپ در حوزه کارآفرینی راهاندازی کرده است.
طاهره صفارکاخکی طی سیسال خدمت، علاوهبر تدریس و مدیریت مدارس مختلف، هنرش را هم به شاگردانش آموزش داده است. او در زمان جنگ برای رزمندگان کلاه و شال میبافت و حالا هم برای پاکبانان محلهاش کلاه بافته است.
نجمه رحمانی تابستان امسال، به واسطه یک دوست، گمشده خود را در دنیای طراحی پیدا کرد و با شرکت در دورههایی به میزبانی مسجد چهاردهمعصوم (ع) در محله شهید قربانی، تلاش کردهاست علاقهاش را به مهارت تبدیل کند.
تحقیق حسین حقمنش درباره اینکه چرا از نماز جماعت استقبال نمیشود و رفع نواقص نمازخانه که نتیجه آن به افزایش سهبرابری شرکتکنندگان در نمازجماعت مدرسه منجر شد، در جشنواره نوجوان خوارزمی مقام اول استان را کسب کرد.
شعر و داستان بخش جداییناپذیر زندگی امیر افتخارزاده بوده است؛ ایوان خانه پدربزرگش، هر هفته مکانی بود برای مشاعره و گپوگفتهای ادبی. او هم در چنین فضایی رشد کرد و با کلمهها انس گرفت اما بدلیل روحیه پرسشگری حسابدار شد.
خطاطان مشهدی از دیرباز، نقشی مهم و اساسی در تکمیل و زیباتر کردن هنر فاخر خوشنویسی داشتهاند. سلطانعلی مشهد، یکی از نخستین مفاخر این عرصه است که افتخار مجاورت بارگاه منور رضوی و اطلاق عنوان مشهدی را نیز دارد.
علی دشتبان بعداز هفت سال تلاش مستمر، کتاب «از او وَختا» را منتشر کرده؛ کتابی که گنجینهای از واژگان، بازیها، اشعار و آیینهای فراموششده مشهدیها را پیش روی مخاطب میگذارد.
خیلیها محسن عبادی را به عنوان یکی از استادان مسلم هنر خوشنویسی کشور میشناسند. کتابت سردر حرم کاظمین، کتابت پرچم حرم امیرالمومنین (ع) و کتابت خطبه فدکیه حضرت زهرا (س) از جمله آثار اوست.
مصطفی سزاوار، عکاس ۶۷ ساله میدان دهدی (سوم اسفند) میگوید که عکاسی را نزد پدرش که هم اکنون ۹۲ سال دارد. او این این مغازه را ۵۰ سال پیش به قیمت ۱۷ هزار تومان خریده است.
علیرضا مقدسی دغدغههایی از جنس کارآفرینی و اشتغال دارد. او سعی کرده است در حوزه تئوری به مقوله توسعه کارآفرینی کمک کند. همین موضوع سبب شد بخش زیادی از مطالعاتش در زمینه کارآفرینی را به رشته تحریردربیاورد.
معصومه هراتیصادق در آستانه شروع پنجمین دهه از زندگیاش، بهترین و درستترین کار عمرش را انجام داده و مشغول نوشتن شده و کتابهای «رؤیای ابریشم» و «غریبهای در کوهستان» دو اثر اصلی اوست.
سیده راضیه حلاجزاده خودش را به سبک خاص هنری محدود نمیکند و از هر چیزی و هر سوژهای ایده میگیرد، از گلسازی و نقاشی روی بوم و لباس گرفته تا سفرهآرایی و میوهآرایی و چیدمان و حتی مجسمهسازی.
محمود هراتی میگوید: چندسال پیش سفارش تراشیدن سنگ یک جوان خوشتیپ را برایم آوردند و من شروع کردم به تراش چهرهاش روی سنگ. چند روز بعد مادرش سنگ قبر سنگین پسرش را در بغل گرفت و شروع کرد به گریهکردن.
مجید رحمانیصانع، شاعر طنزپردازی مشهدی است که طنز را بهعنوان یک کنش آگاهانه اجتماعی دنبال میکند. او تاکنون سه مجموعه شعر طنز منتشر کرده و معتقد است مخاطب اصلی طنز انتقادی بیش از آنکه مردم باشند، مدیران و تصمیمگیران هستند.
اعظم برومند از همان بانوانی است که علاقهاش به کارهای هنری، او را از بیکاری به خلاقیت رسانده است و امروز گل سرهایی میسازد که طرفداران خاص خودش را دارد.
حمیده لطفینیا، مترجم کتاب «یک مرد معمولی» سالهاست در حوزه ادبیات فرانسه، ادبیات تطبیقی و آموزش دانشگاهی فعالیت میکند. او ترجمه را نه صرفا یک مهارت زبانی، بلکه شکلی از کنش فرهنگی میداند.
عبدالحسین نوشین؛ مردی بود که صرف نظر از تکاپوهای ناکام و بیثمر سیاسی، نقشی مهم و راهبردی در نهادینه شدن تئاتر مدرن در ایران داشت و کتاب «هنر تئاتر» او، هنوز هم یکی از مهمترین منابع درباره این هنر به زبان فارسی است.
محصولات محمد شوریده در کارگاه صنعتی دوخت سوزندوزی بلوچی طرفداران بسیاری دارد. او با پشتکار خود، زندگی پنجاهنفر را بهطور مستقیم و غیرمستقیم میچرخاند و امید به آینده را در دل همکارانش روشن نگاه میدارد.
بعداز پانزدهسال زندگی در پیرانشهر، فرزانه نخعی قرار بود به زادگاهش برگردد اما در مشهد کسی از کارنامه هنری او خبر نداشت. روزهای اول خیلی برایش سخت گذشت تا اینکه آشنایی با یک مدیر مدرسه، فرصت جدیدی را پیش رویش گذاشت!
استادغلامعلی شاکری و پسرانش خانوادگی سنگتراشی میکنند. سنگهای مخروطی کوچکی که بعد از تراش بهشکل فیروزههای کوچک درمیآیند و بعد روی رکاب انگشترها سوار میشوند.