هنرمند - صفحه 2

امیرحسن چرخی‌زاده با اینکه فقط دوازده‌سال دارد، پنج‌سال است که مداحی می‌کند. او هر‌سال رتبه نخست مسابقات قرائت قرآن دانش‌آموزی ناحیه را به دست آورده است. سال۱۴۰۲ نیز مقام اول مسابقات استانی «کوثر محبت» را در رشته مداحی از آن خود کرد.
«پرده خوانی» به عنوان یکی از قوی‌ترین رسانه‌های انتقال مفاهیم دینی و حماسی، حال و روز خوشی ندارد. قاسم سیدی می‌گوید: این هنر به صورت جدی اجرا نمی‌شود و هنرمندان توانمندی که بخواهند این راه را یاد بگیرند و ترویج دهند، حضور ندارند.
صمد جعفری، هنرمند سنگ‌تراش محله تلگرد، حال مشتریانش را می‌فهمد و می‌گذارد بار اندوه تلنبار‌شده بر دل‌هایشان را سبک کنند. برای او که از یک دهه پیش، روی سنگ‌های مزار می‌نویسد، مرگ و زندگی، معنی دیگری دارد.
«ناهید دلشاد راد» طراح و پژوهشگر بر‌تر لباس ایرانی-اسلامی است. او می‌گوید: پدرِ مادربزرگ من جزو نخستین فرنگی‌دوز‌ها بودکه کت و شلوار امروزی را از آن طرف آب‌ها برای مردم ما به سوغات آورد و به شازده‌خانم‌های دربار هم خیاطی آموخت.
شبیه‌‏خوانی واقعه کربلا و روز عاشورا ۷ ساعت طول می‌‏کشد، این شبیه‌‏خوانی بیشتر در روستا‌ها کامل خوانده می‌‏شود، اما در چهارراه آزادشهر مشهد نیز داستان‏ مصیبت امام حسین (ع) با حضور پنج‌هزار نفر کامل شبیه‌‏خوانی شد.
استاد حسین سراقی نوغانی حدود ۳۰ سال است که به کار حکاکی روی سنگ مشغول است و ارزش معنوی زیادی برای هنرش قائل است به طوری که می‌گوید: بدون وضو به سنگ دست نمی‌زنم.
حمید قربان پور، هنرمند شناخته شده مشهدی را این شب‌ها می‌توان در تجمعات مردمی و در متن رویداد‌های اجتماعی دید. او به تازگی عنوان چهره سال هنر انقلاب اسلامی خراسان رضوی را از آن خود کرده است.
سیده صدیقه صاحبکار مسئول دارالقرآن فاطمه الزهرا (س) کسی است که در کنار نقش مادری و همسری، یک مدیر موفق نیز هست و تحصیلات حوزوی دارد. او برای بانوان در زیرزمین خانه‌اش کلاس‌های قرآن برگزار می‌کند.
بیش‌از دوماه است که نرگس اکبرپور -سراینده شعر- و فرزندش سید‌محمدطا‌ها اعتمادی، مداح دهه‌نودی به عشق رهبر شهید و ایران عزیز، شب‌ها در خیابان حضور می‌یابند و حالا با آغاز ماه محرم کار مضاعفی را آغاز کرده‌اند.
فاطمه احمدی فرخی یکی از نقاشان شهرمان است که در محله طرق زندگی می کند و تابلوهای زیبایش معمولا زینت بخش خانه هنر است. او از کودکی به نقاشی علاقه‌مند شده و با این هنر به آرامش می‌رسد.
استاد ناصر همتی، آینه‌کار اماکن متبرکه، که از نسل استادکاران این هنر اصیل ایرانی است در خانواده‌ای رشد کرده که هنر آینه‌کاری تار‌و‌پود زندگی‌شان بوده. او از همان کودکی، شیفته نقش‌های هندسی و تقارن‌های زیبایی شد که در کار پدر می‌دید.
محمدجعفر پاکروان حدود دو دهه است که، به گفته خودش، ایستادن مقابل بوم و خلق کردن برایش جدی‌ترین کار و کنش است و از این طریق روایت خودش را ارائه می‌کند. نگاه به مجموعه آثار او به ما می‌گوید که نقاشی تجربه گراست.
امیرعلی مظاهری از چهار‌سالگی در هیئت‌های خانگی حضور داشته و میکروفون در دست برای اباعبدالله الحسین(ع) خوانده است. آخرین ضبطی که او در آن شرکت داشته، مربوط به سرودی درباره رهبر شهید بوده که قرار است در زمان تشییع ایشان اجرا شود.
سیدمحمد مهدوی الحسینی از ۳۵ سالگی شعر گفته و بیشتر سروده‌هایش در قالب غزل است و حالا مجموعه اشعارش به حدود ۷ هزار بیت رسیده است. با این حال، هر بار که او را شاعر می‌خوانند، پاسخ یکسانی می‌دهد: «من شاعر نیستم؛ دلی ابیاتی می‌سرایم.»
حفظ جزء۳۰ قرآن در یک سال، مکبری مسجد، قرائت در برنامه‌های صبحگاهی مدرسه و آموزش روخوانی قرآن به هم سن وسال ها، پوریا وظیفه چشمه در دو سال گذشته، بخش مهمی از وقت خود را صرف یادگیری و انس با قرآن کرده است.
زهرا قبادی که از سال۱۳۹۷  مسیر هنری‌اش در زمینه سفالگری را شروع کرده، این هنر را با پیشینه قوی می‌داند که تا به امروز توانسته است در دل جامعه امروزی، حرفی برای گفتن داشته باشد. او می‌گوید: بسیاری از هنرجویان، این هنر را نوعی تراپی و درمان روحی می‌دانند.
اینجا اجتماع شبانه طبرسی شمالی‌۴ است و مردم، چشم به هنرنمایی نوجوانی دوخته‌اند که با زبان هنر، ارادتش به انقلاب اسلامی را بیان می‌کند. نادیا درودی در سه شب چهره رهبر شهید انقلاب را در میان حاضران تکمیل کرده است.
میرزامحمد صادقی پانزده‌سال آزگار است که هر صبح، در سرما و گرما، مسیر خانه‌اش در محله فجر را تا مغازه نقلی‌اش عصازنان طی می‌کند، به امید مشتری‌هایی که به معجزه دست‌های سالخورده و لرزان او برای نوکردن کفش‌های کهنه‌شان اعتماد دارند.
مهلا جاودانی از هشت‌سالگی، فعالیت هنری خود را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشهد آغاز کرد. او در آخرین سال عضویت در کانون یکی از پنج برگزیده خراسان رضوی در بیست‌ودومین مسابقه بین‌المللی نقاشی «اوورا» پرتغال بود.
زمانی‌که محمود ذاکری در ده‌سالگی اولین شعرش را برای پدر خواند، تشویق‌های پدر، او را به‌سمت شاعری سوق داد. او با وجود نداشتن سواد دانشگاهی، تنها با اتکا به ذوق، قریحه و عشقی که به شاعری داشته، دیوانی چند‌هزار‌بیتی سروده و چاپ کرده است.