مستند سارا طالبیان از پیامدهای روانی جنگ در میناب
حمله جنایت کارانه دشمن آمریکایی-صهیونیستی به مدرسه «شجره طیبه» یا «شهدای خلیج فارس» در شهرستان میناب که باعث شهادت شمار زیادی از دانش آموزان و معلمان این مدرسه شد، یکی از تلخترین حوادث جنگ اخیر بود. این اتفاق، مستندسازان بسیاری را به میناب کشاند.
سارا طالبیان، مستندساز مشهدی نیز یکی از افرادی است که برای ثبت ابعاد جنایت رخ داده به میناب رفت. او که سال گذشته با دو مستند «رؤیای ناتمام» و «برای کیان» در جشنواره سینماحقیقت حضور داشت و توانست دیپلم افتخار و جایزه ویژه هیئت داوران را برای کارگردانی «رؤیای ناتمام» به دست آورد، در آثارش توجه ویژهای به زنان و کودکان دارد.
طالبیان در اثر جدیدش نیز به جای تمرکز بر خود جنگ، سراغ روزهای بعد از آن رفته است؛ روزهایی که برای برخی کودکان با ترس و اضطراب و بی خوابی همراه است.
فیلم جدید طالبیان محصول مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی است. فیلم برداری آن به پایان رسیده و مراحل فنی اثر آغاز شده است. این مستندساز در گفتوگو با ما، جزئیات بیشتری درباره اثر جدیدش ارائه کرده است.
پرداختن به بازماندگان
طالبیان درباره نقطه آغاز این پروژه میگوید: بعد از جنایتی که در مدرسه میناب در روز اول جنگ رخ داد، عدد ۱۶۸ (تعداد شهدا) چه در ایران و چه در فضای بین المللی بسیار وایرال شد؛ اما ماجرا این است که مدرسه شجره طیبه یا شهدای خلیج فارس حدود چهارصد دانش آموز دختر و پسر داشت.
به گفته او، بخشی از دانش آموزان مدرسه در حمله آمریکا شهید شدند و تعدادی نیز از حادثه جان سالم به در بردند، برای مثال بعضی آن روز زودتر از مدرسه خارج شده بودند، برخی زیر آوار مانده و نجات پیدا کرده بودند و تعداد کمی نیز غایب بودند. اما آنها نیز از پیامدهای حادثه در امان نماندهاند.
طالبیان ادامه میدهد: از این افراد کمتر صحبت شده است. افرادی که همکلاسیها و معلمشان را از دست داده و با ترس و اضطراب روبه رو شدهاند. برخی از آنها شبها خواب آرام ندارند، از صداهای ناگهانی میترسند و حتی فکرکردن به بازگشت به مدرسه برایشان آسان نیست.
این مستندساز در مجموع چهار سفر به میناب داشته است. او در هر سفر تلاش کرده شرایط شهر و خانوادهها را بهتر بشناسد. درنهایت نیز به چند شخصیت اصلی برای فیلمش رسیده است، شخصیتهایی که بخشی از آنها کودک و بخشی بزرگ سال هستند.
او میگوید هر بار که به میناب رفته، بیشتر متوجه شده که این شهر در غم و ترس فرو رفته است. همین وضعیت باعث شده تا تصمیم بگیرد فیلمش را نه درباره لحظه حادثه، بلکه درباره زندگی بعد از آن بسازد.
حضور آسیب زننده بلاگرها
یکی از مشکلاتی که طالبیان در زمان ساخت فیلمش با آن روبه رو شده، حضور تعداد زیادی دوربین در میناب بوده است. او با اشاره به حضور بلاگران در کنار مستندسازان حرفهای در میناب، بیان میکند: گروهی با هدف تولید محتوا برای شبکههای اجتماعی و افزایش تعداد دنبال کننده هایشان وارد شهر شده بودند و از این فاجعه به عنوان «ابزار تبلیغات» استفاده میکردند.
به گفته او حضور غیرحرفهای آن ها، شرایط را برای خانوادهها و همچنین مستندسازانی که با مجوز و برنامه مشخص کار میکنند، سختتر میکند.
طالبیان با بیان اینکه بلاگرها گاهی بدون توجه به شرایط روحی کودکان و خانواده ها، سراغ آنها رفته و درباره جزئیات حادثه سؤال میکنند، میگوید: یک بلاگر اینستاگرام میآید، دانش آموز بازمانده را میبرد در مدرسه و میگوید قصه را تعریف کن، کجا اتفاق افتاد، کجا همکلاسی ات زیر آوار بود. این کار به نظر شما منطقی است؟ آیا باعث آسیبهای بیشتر به آن بچه نمیشود؟
این مستندساز با اشاره به حساس شدن خانوادهها نسبت به دوربین، بیان میکند: وقتی برای نخستین بار به میناب رفتم، متوجه شدم بعضی خانوادهها دیگر علاقهای به حضور مقابل دوربین ندارند. از همین رو تصمیم گرفتم در سفر اول فقط شرایط را بررسی کنم و فیلم برداری را آغاز نکنم.
ادامه مسیر «برای کیان»
طالبیان پیش از این نیز در مستند «برای کیان» به سراغ پیامدهای جنگ رفته بود، تجربهای که در فیلم جدیدش نیز ادامه پیدا کرده است. با این حال، او تأکید میکند که مستند تازه اش از نظر فرم و ساختار شباهتی به «برای کیان» ندارد.
این مستندساز ادامه میدهد: من بیشتر علاقه مندم به پیامدهای جنگ بپردازم. نگاهم نیز ضدجنگ است و با این نگاه به سراغ ساخت اثر میروم.
او امیدوار است فیلم جدیدش مانند «برای کیان» بتواند مخاطب را به فکرکردن درباره هزینههای جنگ وادار کند و نگاه موافقان جنگ را تا حدودی تغییر دهد.

روایت تازه، با ساختاری متفاوت
مستند جدید طالبیان از نظر فرم نیز برای او تجربهای تازه است. بخشی از فیلم، مشاهده گر و بخش کمی از آن گفت وگومحور است. خود او این اثر را یک مستند تعاملی و مشارکتی توصیف میکند و میگوید: در فیلم چند شخصیت اصلی حضور دارند و در کنار کودکان و خانواده ها، یک روان شناس نیز ما را همراهی میکند. این روان شناس از ابتدای جنگ درگیر درمان خانوادهها بوده و خودش نیز اهل میناب است.
طالبیان در جریان پژوهش و تولید فیلم با روان شناسانی نیز روبه رو شده که از شهرهای مختلف برای کمک به کودکان به میناب آمده بودند، اما به صورت مقطعی فعالیت کردند. او با انتقاد از این موضوع تأکید میکند: روند تراپی و درمان، یک ماهه تمام نمیشود که عدهای میآیند و بعد از مدتی میروند. البته خوشبختانه اکنون شرایط در میناب بهتر شده است و کمتر این موارد را میبینیم.
هر مستندساز، زاویه دید خودش را دارد
هجوم مستندسازان به میناب، این سؤال را ایجاد میکند که آیا روایتها تکراری نخواهند شد؟ طالبیان چنین اعتقادی ندارد و میگوید: امکان دارد قصهها تکراری باشد، اما زاویه دیدها متفاوت است و این موضوع کارها را متفاوت میکند.
از نگاه او، اتفاقی که در میناب افتاده مشخص است، اما هر مستندساز میتواند سراغ بخش متفاوتی از آن برود. یکی از نگاه پدر یا مادر یک شهید، دیگری از نگاه برادر یک قربانی و فردی دیگر از نگاه دانش آموزی که زنده مانده است، به حمله آمریکا به مدرسه شجره طیبه و تبعاتش میبپردازد.
یکی از سختترین بخشهای تولید فیلم در میناب برای طالبیان، دیدن فیلمهای شخصی کودکان شهید بوده است، فیلمهایی که خانوادهها از روزهای زندگی آنها ثبت کردهاند. میگوید: شاید سختترین لحظه، دیدن شور و نشاط کودکان در فیلمهای خانوادگی شان بود. من همه شور و نشاط آنها را با تمام وجودم حس کردم، بچههایی که دیگر نبودند و این موضوع هنوز هم من را اذیت میکند.
فیلم طالبیان حالا در مرحله فنی قرار دارد و قرار است برای جشنواره سینماحقیقت آماده شود. مستندی که تلاش میکند روایت میناب را یک قدم جلوتر ببرد، از لحظه حادثه عبور کند و به سراغ کسانی برود که بعد از پایان خبرها و رفتن دوربین ها، هنوز باید با ترس، دلتنگی و خاطرات آن روز زندگی کنند.
* این گزارش شنبه ۲۴ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۸۳۱ روزنامه شهرآرا صفحه هنر چاپ شده است.