جواد نوروزی که لیسانس مدیریت دارد، تابستان تمام سالهای تحصیلیاش را به شاگردی گذرانده است. او دوست دارد هنرش را به نسل جدید یاد بدهد هرچند که این حرفه را بین دههنودیها کمطرفدار میبیند.
اولین کارگاه زهره خانم یک اتاق سیمتری بود در طبقه اول بازار حافظ. اما چیزهایی باعث شد که قید کار در آن اتاق کوچک را بزند و یک اتاق سهمتر در هفتمتر را در محله اجاره کرد.
ملیحه کردستانی علاقهاش به خیاطی را با گذراندن دورههای سازمان فنیوحرفهای به نتیجه رساند. همین آموزشها پلی شد برای آشناییاش با سازمان بازآفرینی و دریچهای بهسوی کارآفرینی برایش گشوده شد.
زهرا یعقوبی، هنرمند زیردست محله ۱۷ شهریور است که از هر انگشتش یک هنر میریزد، طراحی لباس، دوخت و دوز، نقاشی تابلو و... هنرهایی است که از دست زهرا برمی آید.
فاطمه کرانی خانهاش را به کارگاه خیاطی و محلی برای آموزش بانوان محله انصار تبدیل کرده است. خودش مهمترین دستاورد زندگیاش را آموزش و ایجاد اشتغال برای همسایههایش میداند.
خانم بنایی آغازگر زنجیره آموزش رایگان خیاطی در مسجد امامسجاد (ع) بوده است. در این سالها حدود صد نفر آموزشهای رایگان خیاطی دریافت کرده و حدود پانزده نفر به مرحله کارآفرینی رسیدهاند.
صدیقه نیکوپرست میگوید: بعد از جدایی به دلیل اینکه مجبور بودم در تهران گلیم خود را از آب بیرون بکشم به کمک یکی از دوستانم که خیاط ماهری بود خیاطی را یاد گرفتم و بعد از آن با هم در یکی از کوچههای یوسفآباد تهران خیاطخانهای زدیم.
ربابه عابدینزاده، زنی است که زندگیاش با تلاش، عشق و مسئولیتپذیری گره خورده است. او نهتنها یک کارآفرین موفق در روستای فریزی است، بلکه بهعنوان مددکاری دلسوز، حامی زنان سرپرست خانوار است.
پدربزرگم غلامرضا طیّرانیدستمالچی از کودکی در اطراف حرم به دستفروشی پارچههای عزای دهه محرم مشغول بود، او بعدها حجرهای در آن محدوده میخرد و در آن به کلیشهدوزی و شمایلدوزی مشغول میشود.
«فهمیه صوفی» ساکن محله مهرآباد ۱۱ سال است که سوزن و قلاب از دستش نیفتاده تا هر هنری را که به این دو مربوط میشود، بیاموزد و به دیگران نیز آموزش دهد.
بتول اصلی میگوید: کارگاه خانوادگی در خانه داشتیم و کارهایی که سفارش میگرفتیم را تولید میکردیم. سفارشها که زیاد شد، از سال ۹۰ کارگاه زدیم و از چند نفر از خانمها دعوت به کار کردیم.
اعظم رضوی میگوید: گروه خیاطان صیانه را تشکیل دادیم تا لباسها را به پوششی اسلامی برگرفته از هویت خودمان برگردانیم. در مرحله اول شروع به شناسایی و اعلام کردیم هر خیاطی طرحی برای پوشش اسلامی بدهد از آن حمایت میکنیم.
مجموعه زکیه سادات حسینی در عین زیبایی سنجی و بکارگیری هنر، نیاز بانوان محجبه به لباسهای استاندارد را پاسخ میدهد. بانوی موفق شهرما که این ایده اجرایی کرده، کاری کرده که لباسهای خاصش تا آن سوی مرزها رفته است.
حسین بیدمشکی، جوانی سیساله، یکی از معدودکارآفرینانی است که نهتنها از حاشیه شهر دل نکنده، بلکه همینجا دو کارگاه خیاطی راه انداخته و برای ۳۷نفر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم بازار کار فراهم کرده است.
عذرا و محمدصفربه دلیل هزینههای زیاد، تصمیم میگیرند بدون برگزاری جشن عروسی، زندگی مشترکشان را شروع کنند، اما دوستانشان، تنهایشان نمیگذارند. یکی باغی را در اختیارشان میگذارد و دیگری لباس عروس، یکی آتلیه و...
حسام عباسپور جوان ۳۳سالهای است که در محله رسالت کارآفرینی میکند. درحال حاضر ۶۰ بانوی خیاط در کارگاه او مشغول به کار هستند. او خودش لباس میدوخته و بساط میکرده است.
«حسین ماهر» که به «ماهری» شهرت دارد، در مغازه قدیمیاش کت و شلوار میدوزد و میفروشد؛ هرچند که میگوید خیاط باید بتواند همهچیز بدوزد و او هم دوختن هرگونه جامهای را آموخته است.
سجاده، روکش لوازم آشپزخانه و... عمده چیزهایی است که معمولا در جهیزیه عروسخانمها وجود دارد و این قشر از مشتریهای اصلی علی شمشیری هستند. او میگوید: دعا کنید مشکلات گرانی و کار حل و عروسیها زیادتر شود.
محمدرضا ریاحینژاد میگوید: متاسفانه پارچههای ایرانی جدید مانند پارچههای قدیم مرغوبیت و مقاومت لازم را ندارند. این کار باعث استقبالنشدن از جنس ایرانی و اقبال مردم به جنس خارجی شده است.
حاجمحمد رضازاده بیش از ۷۰ سال است که دوختودوز میکند. خیلی از شلوارهای ساسوندار و کتهای یقهانگلیسی اهالی قدیمی محله کوشش کار دست اوست.