پایگاه بسیج شهید همت (حوزه یک حضرت رقیه ناحیه حر) واقع در طبرسی شمالی 4 یکی از مراکز پیشتاز حوزه جوانگرایی است. این پایگاه که بیش از 100 عضو نوجوان و جوان دارد، با بهرهمندی از ایدههای ابتکاری آنان، تاکنون رتبههای متعدد استانی و کشوری را از آن خودکرده است؛ از جمله رتبه دوم کشوری جودو، مقام ممتاز ایده پردازی و تجربه نگاری دهه فجر در کشور، منتخب پایگاههای الگویی کشور که به جشنواره اسوه راه مییابند، 6 رتبه برتر در جشنواره شب یاس، رتبه سوم تئاتر و نیز مجری نوجوان در استان و...
مسجد ابیالائمه امیرالمؤمنین(ع) در محله طلاب را اهالی به نام مسجد خاوریها میشناسند. برخی از خاوریها که مدتی در عراق ساکن بودند، بعد از بازگشت به وطن این محله را برای سکونت انتخاب کردهاند. آن ها کمکم به فکر افتادند مجموعهای را برای نمازهای جماعت و مناسبتهای مذهبی شکل دهند. اینطور که نقل است، مسجد فقیهسبزاری و رضوی در محدوده مفتح پیش از مسجد ابیالائمه امیرالمؤمنین(ع) پا گرفته بود.
علیرضا رسولی پور متولد سال1391 است و ساکن و بزرگشده محله طلاب؛ پسری بانمک و دلنشین که امسال پایه سوم تحصیلی را شروع میکند. هم نقاش سیاهقلم است، هم خط خوبی دارد و هم عاشق دنیای ادبیات است. به قول مادرش در وقتهای فراغتش روایت ضحاک را نقالی و یا در مسجد فقیه سبزواری مکبری میکند.
علیمردانی14 را همه به نام کوچه مسجد میشناسند. بهخلاف خیلی از مساجد این حوالی، در مسجد هدایت کوچک است با ساختمانی بهنسبت بزرگ که از همان ورودی، پلکانی راه به بالا میبرد. گفته میشود طبقه زیرزمین کارگاه تولیدی است که اجاره داده شده و بیشتر درآمد مسجد از همین منبع است. طبقه دوم مخصوص نمازگزاران و طبقه سوم مخصوص فعالیتهای فرهنگی است. کار سخت بالارفتن از پلههای نفسگیر را آسانسور راحت کرده است. این هم از قلم نیفتد که مسجد هدایت و فقیهسبزواری فاصله مسافتی چندانی ندارند و هردو همسایه بازار بزرگ ایثارند.
«علی ابراهیمزاده» سیساله است و از سال ۹۷ امام جماعت نماز ظهر و عصر مسجد ارشادارضاست. او جزو آن دسته افرادی است که ساکنان محله بهشتی از کودکی شیطنتهایش را دیده و او را به خوبی میشناسند. در کودکی در همین مسجد اذان و اقامه میگفت و فعال فرهنگی و بسیجی بود. حجتالاسلام علی ابراهیمزاده سالها قبل عضو پایگاه بسیج شد، پس از مدتی جانشین پایگاه و بعد هم مسئول پایگاه و مسئول هیئت فرهنگی مذهبی مسجد شد. توانایی و تلاش او به اندازهای بود که مردم محله سکان مسئولیت مدیریت مسجد را به او بسپارند.
کوچه شهدای تاکسیرانی از خیابانهای متفاوت منطقه5 است. ابتدای آن پر از تعمیرگاه، باتریسازی و انبار است. اما کمی که پایینتر بروی بافت مسکونی را هم میبینی. به گفته اهالی قدیمی تا ٣٠سال پیش اینجا تا چشم کار میکرده زمین خاکی بوده و کم کم ساخت و ساز، آسفالت و چمنکاری در آن انجام میشود. نامگذاری این خیابان هم داستان خودش را دارد. آن اوایل این محدوده در بین اهالی به ٤٥متری خاکی معروف بوده است. سپس اداره تاکسیرانی، اینجا تعمیرگاهش را تأسیس میکند و این کوچه به «تاکسیرانی» معروف میشود.
بولوار ابوریحان به میدانی به همین نام ختم میشود و یکی از محدودههای پرتردد منطقه به حساب میآید که از یک طرف به بازار بزرگ مفتح (سیمتری طلاب) راه دارد و از طرفی میانههای بولوار به تقاطع بازار بزرگ مانتو ایثار میرسد. آنهایی که ادعا میکنند مشهدیها این محدوده را با نام حاجاصغر غفوریمقدم و بستنی معروف دقت میشناسند، کم نیستند. بعضیها که سنوسالدارترند هم یاد گذشته را اینطور زنده میکنند: اینجا قلعه «شاتکن» بود و سالها حالت روستایی داشت.
مسجد 14معصوم(ع) مهرآباد از آن مسجدهایی است که پویاست و جوانها در آن رفت و آمد زیادی دارند. این مسجد در موقعیت مناسب و در خیابان عبادت مهرآباد است. هیئت امنای این مسجد مدتی است که پایگاه بسیج آن راهم دائر کردند. حالا مسجد و پایگاه بیش از پیش فعال هستند.
ظاهر اوستا رضا دری به مرد 77ساله شباهت ندارد. گرچه موها و محاسن سفید و چین و چروک روی پیشانی و دستهایش نشانیهایی است که گذر حدود 8دهه از عمر پیرمرد محله مهرآباد را نشان میدهد اما هنوز سرپاست و مشغول حرفه همیشگی اش. پیرمرد دوچرخهساز منطقه ما سالهای سال است وقت اذان که میشود، در قاب در ورودی مغازهاش میایستد و اذان میگوید.
در این روزهای کرونایی مشاغل بسیاری آسیب دیدهاند و کسب و کارهای بسیاری از افراد تعطیلشده و این بیکاری و تعطیلی تبعات زیادی برای خانوادهها به همراه داشته است. همین دغدغهها باعث شده است رابط کسبه شورای اجتماعی محله مهدیآباد که دستی به خیر دارد و اجازه نمیدهد خانوادههای نیازمند در این محدوده گرسنه سر بر بالین بگذارند، روند حمایت از خانوادهها را با کمک خیران در دوره کرونا افزایش بدهد.
از میان انبوه مغازههای حاشیه خیابان مصلی که بگذری، به کوچهای برخورد میکنی که ورودی آن، ساختمان بزرگ و قدیمی است با حیاطی که نردههای سبز رنگ و رو رفتهای آن را احاطه کرده و به گفته ساکنان محله، زمانی پاسگاه یا کلانتری شماره5 مشهد بوده است. کوچه مصلی16 برخلاف دیگر کوچههای خیابان قدمتدار مصلی که مملو از مغازهها و بنگاههای تجاری و انبارهای مواد غذایی است، هنوز چیدمان یک محله مسکونی را دارد؛ یعنی در آن هم مسجد و حسینیه است، هم مجتمع آموزشی و زمین ورزشی. خانهها هم شکل و شمایل سنتی خود را حفظ کرده است.
رسالت33 خیابان بزرگی است که روی تابلوی ورودی آن «المهدی شرقی» حک شده است، اما بیشتر اهالی آن را به نام بیستمتری المهدی میشناسند. نام عجیب محله خیرآباد که این خیابان هم جزو آن میشود، کنجکاومان میکند که درباره وجه تسمیه آن بپرسیم. بیشتر پاسخها شبیه هم است؛ اینکه در قدیم که محله حالت روستا داشته، فردی زمینها را خیرات میکرده و اسم روستا خیرآباد شده است.
کارکردن و تمرین با گروه سنی کودکونوجوان خاطرات ماندگار و شیرینی را برای آدم رقم میزند، اما آسان نیست و صبر و حوصله زیادی میخواهد. حوصلهای که در صدای آرام و پرطمأنینه حمیدرضا نجار موج میخورد . جوان سیسالهای که بعد از گرفتن دیپلم، رو به تواشیح و مداحی آورده و پس از چندسال تمرین تصمیم گرفته است به عرصه سرود قدم بگذارد و آموختههایش را در اختیار دیگران بگذارد و بهصورت کاربردی از آن استفاده کند. حالا خودش سرپرست گروه سرود نوجوانان «سوره» در محله عباسآباد است.
سید دانیال حسینیکارگر ماجرای جذب قلدر محله را اینگونه روایت میکند: یک درگیری لفظی اتفاق افتاد. در همین حین خادم پیر مسجد که شاهد این ماجرا بود از مسجد بیرون آمد و چون اکبر قلدر را میشناخت از او خواست که با او به داخل مسجد برود. بعد از نیمساعت اکبر بیرون آمد و به نوچههاش گفت: بچهها من میخواهم به سید دانیال در نصب پرچمهای ماه محرم کمک کنم. اگر شما هم هستید بسما.... نوچهها هم که جرئت نه گفتن نداشتند قبول کردند. بعد از این ماجرا او به هیئت نوجوانان محله احمدآباد پیوست و خالصانه به هیئت کمک میکرد و تحول زیادی در اخلاق و رفتارش به وجود آمد و هنوز هم رابطه دوستیمان ادامه دارد.
«محمد اسماعیل انصاری» 85ساله بازنشسته ارتشی است که دل بزرگی دارد و تمام تلاش خود را میکند تا اگر دست کمکی به سوی او دراز میشود، این دست را خالی بازنگرداند. او چند وقتی است که طبقه پایین منزل مسکونی خود را رایگان در اختیار افراد کم بضاعت قرار میدهد تا از این طریق در شرایط کنونی که مبالغ اجارهبها برای بسیاری از افراد کمرشکن است، به آنها کمکی کرده باشد.
به ما گفتند ترکیب کلر و وایتکس برای ضدعفونی کردن خوب است. رفتیم سراغ یکی از کشاورزهای قدیمی محله و موتور سمپاشش را قرض گرفتیم و شروع کردیم به ضدعفونی کردن خیابانها. هر سه چهار روز یکبار ماشین را راه میانداختیم و همهجا را ضدعفونی میکردیم. اشتباه نکنم فقط بچههای ما 9 بار کل نهضت و یوسفیه را گندزدایی کردند. جاهایی هم که ماشینرو نبود بچهها با سمپاش دستی میرفتند. آنطور که به آمار دادند، شیوع کرونا در یوسفیه کم بود.
بیشتر ساکنان خیابان مفتح34 راندهشدگان از عراق بودهاند که در سالهای ابتدای انقلاب در این محدوده ساکن شدهاند و شغل بیشترشان نانوایی بوده است.
کربلایی علی رجبپور، استاد مداحی هیئت جنت الحسین (ع) میگوید: در سالهای گذشته برخی مداحانی پا به عرصه گذاشتهاند که گاه اخلاقیات را رعایت نمیکنند. ما به این نوجوانان آگاهی میدهیم تا الگوهایی را برای خود برگزینند که مایه آبروداری اسلام هستند. خصوصیت مداح اهل بیت این است که انقلابی و مذهبی و ولایی باشد. به بچههای هیئت یاد میدهیم که عزاداری صحیح را یاد بگیرند عزاداریای که مایه وهن اسلام نباشد و اسلام ناب محمدی را خشن معرفی نکند. تمام آنچه ما به نوجوانان هدیه میدهیم آموزههای اخلاقی اسلام و عشق به اهل بیت(ع) است.
جلیل رسولیزاده که آن زمان سالهای کودکیاش را سپری میکرده همه چیز را خوب به یاد دارد: آن زمان مرحوم عابدزاده که از خادمان مخلص قرآن و اهل بیت(ع) بود 12بنا به نام ائمه(ع) مهدیه، نقوی و... تأسیس و انجمن پیروان قرآن و اهل بیت(ع) را راهاندازی کرد. مادربزرگ هم پایش را کرده بود توی یک کفش و میگفت کسی بهجز عابدزاده نباید این مسجد را بسازد. هزار متر زمین را وقف کردیم و عابدزاده مشغول ساخت و ساز شد.
مشهد و همه افراد ساکن در محلهها روزهای سختی را پشت سر میگذارند. محرم امسال با یک بحران بزرگ همراه است و یکهتازی ویروس منحوس و جانباختن شمار زیادی از افراد، برگزاری مراسم و برنامههای مذهبی و عزاداری را تحتتأثیر قرار داده است. برخی تلاش میکنند با رعایت دستورات بهداشتی و تغییر در شکل ظاهری مراسم، عزاداری را برپا کنند، اما برخی هم بر این باورند که هر خانه یک حسینیه است و مردم باید در خانههایشان عزاداری کنند. با این حال پرچم آزادیخواهی شهدای کربلا همیشه بلند است.