مسجد - صفحه 59

هیئتی‌های محبان حضرت علی(ع) 35 سال است ارادتشان را در روز میلاد حضرت، میان اهالی محله تقسیم می‌کنند. به سراغ بزرگ‌ترهای مسجد و هیئت می‌رویم تا راز این محبت 35 ساله را برای ما باز کنند.
قرارگاهشان اتاقی کوچک است در زیرزمین مسجد امام رضا (ع) واقع در محله کارمندان دوم. اتاقی که در و دیوارش را با عکس شهدا تزیین کرده‌اند و هدف و رسالتشان هم این است که راه آن‌ها را ادامه بدهند. اسم گروهشان هم هر بار نام یک شهید است و حالا گروه شهید قاسم سلیمانی نام دارد. گروهی هفت نفره که بیشترشان نوجوانانی هستند که ابتدا عضو بسیج مسجد و پایگاه شهید مدرس شده‌اند و بعد جذب این گروه مردمی که هدف آن کمک به نیارمندان است
باید تمام تصوراتتان را از یک محله معمولی دور بریزید و بعد وارد خیابان تاجرآباد شوید. گاه از جلوی یک پارچه‌فروشی عبور می‌کنید و محو انبوه رنگ‌های لباس‌ها می‌شوید، گاهی هم عطر عجیب ادویه‌های پاکستانی شما را به داخل عطاری‌ها می‌کشاند. نام خیابان حر ٨٢ در شهرک شهید باهنر، تاجرآباد است.
داستان این کوچه سرنوشت خانواده‌هایی است که از گذشته‌های دور در خانه‌های کوچک و کنار هم زندگی می‌کنند و نوع زندگی‌شان تحت‌تأثیر بیماری‌شان با دیگران خیلی فرق می‌کند؛ آن‌ها از بیماری جذام رنج می‌برند.
تکمیل مسجد حمزه سیدالشهدا 5 سال است آرزوی بزرگ اهالی محله حجاب است تا دست‌کم چراغ طبقه اول مسجدشان هر چه زودتر روشن شود.
حوا قلی زاده و همسرش کشاورز بودند و همه آنچه اندوخته بودند و داشتند، به سبب تلاش سختشان روی زمین کشاورزی بود. آن‌ها همه اسباب خوشبخت‌شدن را داشتند؛ از مال دنیا تا اعتبار نزد خلق خدا، تنها چیزی که کمبودش گاهی احساس می‌شد، فرزندی بود که بتواند میراث‌دار این نعمت‌ها باشد. روزهای زندگی این زوج یکی پس از دیگری گذشت و به روال همه قصه‌ها به خط پایان رسید، بی‌آنکه هیچ‌کدام برای ارثی که گذاشته بودند، وصیت کنند و در این بین یک خانه و چندمغازه می‌ماند با کلی وسیله و همه این‌ها که حدود 3میلیاردتومان قیمت دارد، به تنهاخواهر و بازمانده خانوادگی‌شان، فاطمه قلی‌زاده، می‌رسد. او تا مدت‌ها لباس سیاه سوگ خواهر را به تن داشت و نمی‌توانست این مصیبت را باور کند و وقتی اعلام کردند که همه ثروت میلیاردی خواهرش به او می‌رسد، فقط یک تصمیم گرفت؛ وقف اموال برای مسجد صاحب‌الزمان(عج). همین و تمام.
محمود جنگی جوان پرتلاشی است که زندگی‌اش را وقف شهدا و حوزه دفاع مقدس کرده است. ارتباط خوبی با مساجد محله دارد و هرکاری از دستش برآید انجام می‌دهد. او از همان دوران کودکی با فعالیت در امور فرهنگی توانسته است در دل ساکنان محله جا باز کند.
بین در و همسایه معروف است به (اوستا برات) این پیشوند اوستا را هم از شغل جوشکاری‌اش دارد. آهن به آهن و خشت به خشت مسجد محله را خودش روی هم گذاشته است. دهه 60مسجد بنی‌هاشم در موعود٢٣ فقط یک چهاردیواری کوچک بوده که جواب‌گوی این همه نمازگزار توی محله نبوده است. این می‌شود که اهالی تصمیم می‌گیرند مسجد را بازسازی کنند و مسئولیت کار هم به دوش اوستا برات جوشکار می‌افتد. زمین را شخص دیگری وقف می‌کند و هزینه بازسازی را هم همه محله با هم جور می‌کنند.
آن‌هایی که دیروز جان در طبق اخلاص گذاشتند و به میدان جنگ رفتند امروز در عرصه فرهنگی فعالند. حسنعلی قادری‌راد از همان گروهی است که سلاحش را بر زمین گذاشته و در زمینه فعالیت‌های فرهنگی قدم گذاشته است.
١١4سال پیش درست در کنار همین نهر که به نهر محمدآباد معروف بوده، روبه‌روی دو درخت توت سر به فلک کشیده، مسجد ابوالفضلی‌ها ساخته می‌شود.
مهدی ابراهیمی جوان پرتلاشی است که زندگی‌اش را وقف مسجد محله کرده و پای ثابت حرکت‌های جهادی در مشهدقلی است
مجمع قرآن و عترت مشهد در مسجد المهدی، از سال ۶۷ پا گرفته است و تاکنون ادامه دارد. در تمام سال‌هایی که از تأسیس آن می‌گذرد، جلسه شنبه‌شب‌هایش پابرجا بوده و حالا همه زمان شروع جلسه را می‌دانند و به حضور در این جلسه خودشان را مقید کرده‌اند
مسجد امام محمدباقر(ع) اولین مسجدی است که به دست تک تک 40 خانوار ساکن در این قلعه ساخته شد. تا پیش از آن محرم و صفرها که می‌شد اهالی قلعه به نوده علیا می‌رفتند تا در مراسم‌های روضه و عزاداری امام حسین(ع) شرکت کنند. حسرت یک مسجد کوچک به دلشان مانده بود که توی سرما و گرما مجبور نباشند آن همه راه را پیاده بروند تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتند یا علی بگویند و کلنگ مسجد را به زمین بزنند.
هیئت امنای مسجد صاحب‌الزمان(عج) با ورزش و بازی، بچه‌ها را به حضور در مسجد تشویق می‌کنند.