سیدعبدالفتاح حسینپور از دوستان حوزوی آیتالله شهید نمر بود. او همچنین از فرماندهان نظامی و مبارزان دوران جهاد مسلمانان افغانستان علیه ارتش سرخ شوروی و نیز دولت کمونیستی بودهاست.
ذوالفقارِ ویرانههای شام و حلب که هیچگاه خودش را فرمانده تیپ فاطمیون مدافع حرم معرفی نکرد، در دفاع از حرم زینب کبری (س) فدایی شد؛ آن هم در روزهایی که همه خانواده چشمانتظار دیدارش بودند.
سید محمدباقر مصباحزاده، پژوهشگر، مورخ تاریخ افغانستان و مدیر مرکز پژوهشهای پیام آفتاب است و به عنوان یک مهاجر نخبه در شهرمان شناخته میشود.
نشان وطنش اگر به افغانستان میرسد، نشانی خانهاش میرسد به محله امامخمینی (ره). ۳۰ سال پیش از کابل به اینجا آمده و هر سه فرزندش در این محله به دنیا آمدهاند و اینجا قد کشیدهاند.
«مؤسسه فرهنگی درّ دری» نامی آشنا برای اهالی هنر و ادبیات فارسی است و کمتر شاعر و نویسنده افغانستانی ساکن مشهد است که نام این مؤسسه را نشنیده باشد.
راهاندازی خیریه امام جواد (ع) به دهه ۶۰ بر میگردد. این خیریه در ۲۳ نقطه از مشهد به نیازمندان افغانستانی خدمات ارائه میدهد. محمدقاسم هاشمی میگوید: نیازمندان افغانستانی مشهد را شناسایی کردیم.
امالبنین حسینی، همسر شهید مدافع حرم علیرضا توسلی یا همان «ابوحامد» است. او میگوید: «وقتی کنارش بودم انگار روی ابرها راه میرفتم سبکبار و فارغ از دنیا میشدم.»
محمدکاظم انوری از مهاجران افغانستانی ساکن مشهد، نابغه ریاضی است و گرچه مشکلات فراوانی پیش رو داشته، دانشجویان زیادی را در دانشگاه پیام نور و فردوسی مشهد آموزش داده است.
علیاحمد محسنی میگوید: جمعهها دعای ندبه خانوادگی داریم. بعداز هر جلسه دعا، دهدوازدهنوجوان و جوان میرفتیم سمت زمین چمن قدس در خیابان المهدی بولوار طبرسی. دروازهبانی من از همان دوره شروع شد.
حامد شجاعی معروف به «ابوکوثر» ۲۸ سال دارد و در افغانستان به دنیا آمده است. پایش براثر ترکش خمپاره مجروح شده است و پدرش در دفاع از حرم حضرت زینب (س) شهید شده است.
هلنا فاضلی، مقام اول منطقهای مسابقات پژوهشسراها را کسب کرده است. او میگوید: من عاشق تحصیل در رشته مهندسی هوا فضا هستم اما متأسفانه امکان تحصیل در این رشته برای مهاجران افغانستانی وجود ندارد.
زینب بیات متولد ۱۳۵۳ شمسی ولایت کابل افغانستان، شاعر و تهیهکننده، مجری برنامه خانواده رادیودری برونمرزی صداوسیمای مرکز خراسانرضوی و همسر استاد محمدکاظم کاظمی، شاعر و نویسنده شهیر افغانستانی است.
در این گزارش، خواستههای مادران ایرانی ساکن گلشهر از نمایندگان مجلس مطرح شده است: قبلا قانونی بود که فرزندان بالای هجدهسال مادران ایرانی میتوانند شناسنامه بگیرند.
محمدحسین قویدل میگوید: دوقانها الاغهایی بودند که قاچاقچیها تربیت میکردند. حیوان بدون سوار از سرخس به افغانستان میرفت. آن سوی مرز مواد بارش میکردند و دوباره همین راه را برمیگشت.
محمد خاوری با وجود زخم بستر بر روی ویلچر مینشیند و با وزن کردن مردمان سعی دارد رزق حلالی برای خانوادهاش فراهم کند.
تلخی ماجرا این است برخی از اتباع به عهدی و پیوندی که بستهاند پایبند نمیمانند و ایران را ترک میکنند، آن وقت زن بیپناه میماند و فرزندانی قد و نیم قد بدون شناسنامه و هویت.
سیدابوطالب مظفری را در بیشتر شبهای شعر میتوانی ببینی. لهجه دلنشینش میانهای است بین لهجه ارازگانی و خراسانی. میگوید از چهارده سالگی به ایران آمده و در منطقه التیمور سکنی گزیدهاند.
هفت سال از زمانی که مجتبی، گلشهر را به نیت مبارزه با نیروهای تکفیری داعش در سوریه ترک کرد، میگذرد. او در دومین اعزام در منطقه خان طومان به شهادت رسید، اما پیکرش بازنگشت.
هنرمندان و فعالان فرهنگی جامعه مهاجر گلشهر برای زلزلهزدگان افغانستان پویشهایی راهاندازی کردند.
منطقه ۱۲ تنها یک مدرسه سوادآموزی دارد که آن هم در محله کلاته برفی است. این مرکز در شاهنامه ۲۴ است و درحال حاضر بیشتر از ۷۰ دانش آموز دارد که از ۱۰ تا ۴۹ سال سن دارند.