محله گردی - صفحه 10

حمید معصومیان که همه عمرش را در خیابان افسر گذرانده، می‌گوید: به آنها که از همه جای مشهد و روستا‌های دیگر می‌آمدند برای مداوا پیش یدالله شکسته‌بند، می‌گفتیم «بروید تا همین ستون زرده.»
کوچه «دانشگاه ۵» برخلاف بسیاری از کوچه‌های قدیمی مشهد، پس از انقلاب تنها به یک دلیل رشد جمعیت داشته و آنهم فضای مذهبی آن است. افزایش محافل روضه‌خوانی خانگی، این کوچه را به باغ روضه‌ها مشهور کرده است.
آقاابوالفضل می‌گوید: قدمت خانه‌‌مان که ملک پدری‌ام است، به بیش از صد‌سال می‌رسد؛ در حیاط خانه یک آب‌انبار داشتیم که آن زمان‌ها، آب لوله‌کشی که قطع می‌شد، همسایه‌ها از آب‌انبار ما آب برمی‌داشتند.
زندگی محمود باخرد ۴۳‌سال است که در کوچه‌پس‌کوچه‌های جلالیه سپری شده و از این محله دل نکنده است. او از روز‌هایی تعریف می‌کند که بوستان وحدت، پارک جنگلی بود و نماز جمعه در آن برگزار می‌شد.
سنجری می‌گوید: جوی آب گناباد از اینجا رد می‌شد. مادران کنار جوی آب، ظرف و رخت می‌شستند و با اتمام کارشان، با سنگ، راه آب را می‌بستیم تا حوضچه درست شود؛ بعد هم آب‌تنی می‌کردیم.
سیدرضی‌۵ معبری فرعی در محله سیدرضی است که از‌سویی به جلال‌آل‌احمد ۶ می‌‎رسد و به واسطه کاربری ابتدا و انتهای آن احتمالا باید کوچه محبوب شکمو‌ها باشد.
رقیه خانم روز‌هایی را به خاطر دارد که بولوار مهران و بزرگراه امام علی (ع) وجود نداشت. انتهای دانش‌آموز‌۱۸ دیواری گلی بود که ساکنان دانش آموز به آن «برج» می‌گفتند و زمین‌ها ارزان‌تر بود.
یکی از معدود کوچه‌های با سابقه بیش از ۱۰۰ سال در مشهد، باغ‌سنگی است که روزگاری مسیری بلند درمیان باغ‌های سرسبز شهر بود اما ایجاد خیابان صاحب‌الزمان(عج) تغییرات زیادی را در این کوچه رقم زد.
جواد کریمی، ۴۴‌سال پیش همراه خانواده‌اش از یکی از محله‌های اطراف حرم به خیابان موعود در محله کنه بیست نقل مکان کردند و هنوز هم در همین خیابان زندگی می‌کند.
فاطمه مجرای، همسایگان خوب محله ایثارگران را مهم‌ترین عامل فعالیت‌های اجتماعی‌اش می‌داند، او یکی از فعالان فرهنگی و اجتماعی، فرمانده پایگاه بسیج و عضو شورای اجتماعی محله است.
بست خیابان آیت‌الله شیرازی سال۱۳۲۹ شمسی و در عهد نیابت تولیت محمود بدر هم‌زمان با تعمیر و مرمت بست پایین و پوشیده‌شدن روی نهر بازسازی شد. پس از آن نیز چند دوره شکل آن تغییر کرد.
نخستین‌بار بیست تا سی کشاورز توس سفلا بودند که آستین بالا زدند و بیش‌از یک قرن پیش در دل زمین‌های کشاورزی‌شان مسجد کوچکی ساختند؛ مسجدی به نام صاحب‌الزمان (عج).
اینجا مزرعه‌ای در دل شهر و ابداعی نوین از کشاورزی شهری است. مزارع بوستان برکت شامل سیصدقطعه کوچک حدود ۲۰ و ۲۵ متری حصارکشی شده و فقط در دو شیفت صبح و عصر اجازه ورود داری.
با احداث پایانه مسافربری در سال ۱۳۶۹، به‌مرور خیابان‌های اطراف آباد شد. قدیم خیابان امام‌رضا‌۶۱ به گرمابه فروردینش معروف بود. در دهه‌۷۰ با فوت صاحب گرمابه، آنجا تخریب شد.
سید‌علی سجادی می‌گوید: محضری در کوچه کامیاب‌۷ مستقر شد که چون کوچه بن‌بست بود، بسیاری از محلی‌ها به کوچه کامیاب ۷ نام «بن‌بست محضر» داده بودند. بیشتر ازدواج‌های خانواده ما در همین محضر انجام شد.
به گفته کاسبان قدیمی بازار میوه، بین سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۰ با تأسیس بازار سپاد و انتقال میوه فروش‌ها به آن، این محل به بازار گل فروش‌ها تبدیل شد.
کوچه شهیدهاشمی‌نژاد ۱۰، پس از انقلاب‌ شاهد تخریب بنا‌های ویلایی بسیاری بوده که جایشان را به آپارتمان‌های چند‌طبقه داده‌‍‌اند. اکنون از بدنه اولیه کوچه تنها یک پلاک مخروبه دیده می‌شود.
آبادی این کوچه به سال‌های میانی دهه ۸۰ باز می‌گردد؛ زمانی‌که علاوه بر ساخت مسجد فاطمه الزهرا (س)، دبستان پسرانه امام هادی (ع) برای رفع نیاز‌های آموزشی این محدوده، به بهره‌برداری رسید.
حسین مرصعی سال‌های متمادی، صبح‌ها پیش‌از رفتن به سر کار، فاصله خانه تا قبرستان گلشور قدیم (بوستان بهشت کنونی) را با لباس ورزشی دویده است تا فرهنگ ورزش‌کردن را میان اهالی محله ایثار جا بیندازد.
اکرم خانم می‌گوید: بچگی ما در کوه‌ها گذشت. پنج‌ساله بودم که بازی می‌کردیم. من دم یک مار را به‌جای بند کفشم گرفتم و پس از حرکتش چنان فرار کردم که پایم به سنگ گیر کرد. طوری زمین خوردم که سرم شکست.