در اطراف مشهد نیز مکانهایی به نام «پاچنار» وجود داشت که خاطره برخی از آنها در دل تاریخ محو شده و از تعدادی دیگر، تنها نشانههای اندکی باقی مانده است.
رمضانعلی اخرویمایوان میگوید: برای شرکت در مراسمی به گرادیان آمده بودم که بسیاری از والدین دانشآموزانم به احترامم بلند شدند. مجری با تصور اینکه من باید مسئول باشم حضورم را خیر مقدم گفت.
در محله آقامصطفی خمینی هرکسی گوشهای از کار را میگیرد؛ یکی بساط آشپزی مراسم را میچیند و یکی کلاس قرآن برگزار میکند. همین فعالیتهای ساده و خودجوش، پیوند دلها را محکم کرده است.
کوچه شیخ صدوق۲، از فرعیهای طبرسی۴۰ به شمار میرود که نهفقط بهدلیل میانبربودن بهسمت خیابان مجلسی غربی و نیز سرسبزی کوچه، بلکه بهدلیل جانمایی کاربریهایی ویژه مهاجران افغانستانی، روزانه اتباع بسیاری در آن تردد میکنند.
کوچه شهیدطالبی (توس یک) در گذشته به «کوی زرگران» معروف بود و شصتسال قبل در این محدوده، زمینها و باغات آستان قدس رضوی قرار داشت. از پنجاهسال پیش، بهتدریج مسکونی شد و نخستین ساکنانش، کارگران آستان قدس رضوی بودند.
معصومه امیری، خاطرات خوشی از کوچه آموزگار ۷۴ دارد؛ کوچهای که روزگاری به «کوچه دوستی» معروف بود. از روزهایی یادش است که نه از بولوار آموزگار خبری بود و نه بولوار معلم. نشانیدادن هم اینطور بود؛ بعد از آمادگاه میثم، خانهای با پنجره حصیری!
اوایل دهه ۷۰ که ساکنان کوچه اندیشه ۷۱ اولینبار در این معبر ساکن شدند، هنوز درست نمیدانستند که مرز بین کوچهها و خیابانهایشان کجاست و بیشتر خانهها نیمهکاره بود.نه لولهکشی آب بود و نه برق و گاز.
مهمترین تغییرات کوچه پاچنار در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، همان ساختوسازهای کوچک و بزرگ فراوان این محدوده است که آن را به محدودهای تبدیل میکند که بسیاری از پلاکهای آن بهعنوان واحدهای اقامتی رسمی یا غیررسمی توسط زائران مورد استفاده قرار میگیرد.
خیابان شهیدثنایی ۳ که به نام شهیدمحمدعلی محمدیبروانلو مزین شده است. این معبر قدیمی از سال ۱۳۶۰ جزو محدوده شهری محسوب میشود و پیش از آن بهصورت باغهای میوه و زمینهای کشاورزی بوده است.
نخستینبار در سال ۱۲۲۹ شمارش جمعیت، منازل و ساختمانهای تهران انجام شد. اگر بخواهیم از دقیقترین سرشماری ایران در دوره قاجار یاد کنیم، باید به سراغ سرشماری دقیق و خانهبهخانه زینالعابدینمیرزای قاجار در مشهد برویم که حدود ۱۲۵۷ خورشیدی پایان یافت.
هیچکس یادش نمیآید چطور، مغازههای اول خیابان دریا شد فروشگاههای کیف و کولهپشتی، اما چشم باز کردیم و دیدیم یک راستهبازار درست شده با فروشگاههای کوچک و بزرگی که همهجور برندی میشود در آن یافت.
ساختمان بانک ملی مشهد که حدود هشتاد سال عمر دارد، ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ روی میدان ارگ ساخته شده؛ زمینی که به شهرداری مشهد تعلق داشته است و بعدها با پول فروش آن، عمارت فعلی شهرداری را خریدهاند.
این گزارش درباره یکی از کوچکترین روستاهای اطراف مشهد است که امروزه بخشی از شهر ماست ولی از یادها رفته است.
به گفته اهالی بهدلیل تصادفات جرحی و فوتی بسیار، این مسیر به «جاده مرگ» معروف شده است. اهالی این روستا و روستاهای اطراف بارها ازطریق فرمانداری مشهد برای ساماندهی این خیابان پیگیری کردهاند، اما به نتیجه نرسیدهاند.
کلاهدوز ۲۳ یکی از خیابانهای پرتردد بولوار کلاهدوز است که تا چندسال قبل از انقلاب، در آن باغهای انگور و توت و زمینهای خاکی فراوانی بوده است و به «کوچه باغ هاشمی» معروف بود.
نغندری میگوید: مشهدیهای قدیم نذر خوبی داشتند؛ نذر کاشت درخت توت. اینجا که آمدیم این درخت بود و وقتی به ثمر نشست، فصل توت، همسایهها را خبر میکردیم برای خوردن توت.
دیوار تابران توس که روزگاری ارتفاعش به دوازده متر میرسید، حالا آنچنان فروخفته که با وجود مرمت دروازه رودبار، باز هم نمیتواند توجه چندانی به خود جلب کند. بخش زیادی از دیوار تخریبشده و ارتفاعش به نیممتر هم نمیرسد.
سیدمهدی مرجانی میگوید: اینجا از قدیم دریادل بود و این قسمت هم تهپلمحله. یک بازارچه محلی اینجا بود؛ همین جایی که الان کوچه شهیدجاویدی ۶ است. جای این پلهها کوچه بود که شیب داشت.
کوچه حجاب۷۰ از سمت دیگر به حسابی۳۶.۱ میرسد. در این کوچه، آنچه بیشتر از همه به چشم میآید، وجود مجتمعهای مسکونی است.این معبر علیرغم داشتن جمعیت زیاد، با کمبود کاربریهای خدماتی مواجه است.
این کوچه روزگاری مسیرش از میان اراضی سرسبز «میرزاجعفر سروقد» میگذشت. قدیمیترین نام بهکار رفته در اسناد برای این مسیر در حدفاصل کنونی خیابان شهیدهاشمینژاد تا کوچه پشت مقبره نادرشاه، کوچه سلطانمحمد است.