دانشجو - صفحه 5

چندسالی می‌شود که قبولی در کنکور دیگر شکستن آن شاخ غول معروف نیست؛ دلیلش کمترشدن جمعیت شرکت‌کنندگان است یا زیادشدن تعداد دانشگاه‌ها، موضوع بحث ما نیست. ورود به دانشگاه سخت باشد یا آسان، فرقی در احوال دوران دانشجویی ندارد. هر دانشجو داستان خودش را در عبور از سد کنکور دارد. برخی آن‌قدر قبل از ورود به دانشگاه سختی می‌کشند و درس می‌خوانند که ترجیح می‌دهند بعد از دانشجوشدن دست‌کم برای مدتی دور درس‌خواندن را خط بکشند! برخی سعی می‌کنند در کنار درس‌خواندن، خودشان را مشغول کاری دیگر کنند. عده‌ای هم دانشگاه برایشان صرفا محل تحصیل است و بس. روز دانشجو بهانه‌ای است تا نگاهی بیندازیم به داستان 4دانشجو و یک مکان دانشجوپرور.
سیدمهدی کریمی متولد سال1332 و زاده مشهد است. او یکی از اولین مهندسان جهاد سازندگی خراسان بوده و در طول 30سال خدمت، یک دهه را به‌عنوان مدیر آب‌رسانی روستایی استان خراسان انجام وظیفه کرده و در این مدت آب را به دورافتاده‌ترین روستاهای خراسان انتقال داده است. او همچنین اجرای پروژه آب‌رسانی به روستاهای 4شهر استان خوزستان را در زیر باران گلوله و تیر دشمن بعثی در کارنامه کاری و جهادی خود دارد.
به مناسبت هفته بسیج راهی پایگاه بسیج شهید چمران واقع در مسجد ولی عصر (عج) خیابان شهید دایی می‌شویم. این پایگاه توانسته با وجود فضای بسیار کوچکی که در اختیار دارد در یک محله فعالیت‌های بزرگی انجام دهد. آن طور که به عنوان یک پایگاه نمونه در کشور معرفی می‌شود. پایگاه شهید چمران جزو اولین پایگاه‌های بسیجی است که در مشهد هم‌زمان با فرمان حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفان در ۵ آذر سال ۵۸ به طور رسمی فعالیت خود را به طور گسترده آغاز کرده است.
با وجودی که بسیاری از صاحب‌نظران عقیده دارند برای قبولی در کنکور نیازی به حضور و استفاده از این موارد کمک آموزشی نیست، اما در اذهان عمومی این باور جاافتاده است که قبولی در رشته‌های خوب، حضور در این کلاس‌ها را می‌طلبد. «امیررضا بابک» و «سجاد سهیلی» دو جوانی هستند که در همین راستا دست به ابتکار زده و با برگزاری کلاس‌های کمک‌آموزشی با تعداد بسیار کم به‌طور رایگان علاوه‌بر آموزش، مشاوره تحصیلی برای دانش‌آموزان حاشیه شهر دارند.
مسجدی که در دهه60 و روزهای جنگ از محفل‌های مهم فکری جوانان و یکی از مراکز سامان‌دهی آن‌ها برای اعزام به میدان نبرد بود، برای اینکه دوباره جوان‌ترها آن را خانه دوم خودشان بدانند، قرائت‌خانه راه انداخته است. این قرائت‌خانه فقط با 50متر مساحت، هرروز نیمکت‌هایش پر از جوان‌هایی است که درس‌خواندن در مسجد را به دیگر کتابخانه‌های عمومی ترجیح داده‌اند.
مجیدآقا 39ساله، ساکن محله بهشتی است و ماجرای نقاش‌شدنش شنیدنی. پدر پرستارش که نقاش هم بوده است، زمان بیکاری‌ را در مغازه‌اش سپری می‌کرده و مجید نیز به‌تبع کار پدر از 14سالگی نصف روز را در مدرسه و نیمه دیگر روز را در مغازه پدر می‌گذرانده است. از طرفی، دوستی پدرش با استادان نقاش سبب آشنایی مجیدآقا با نقاشانی همچون محمد خوش‌صفت، محمد مهراف، قدیر صباغیان و محمد حمیدی شد؛ هر چند اندک .
محمدجواد یعقوبیان نوجوان هفده‌ساله هنرستان سیدجمال‌الدین اسدآبادی در محله مقدم است. او در رشته برق و صنعت این هنرستان تحصیل می‌کند. انتخاب اول او رشته مکانیک بود، اما به پیشنهاد خانواده تصمیم گرفت تا تحصیلاتش را در رشته برق ادامه دهد. بعد از مدتی به این رشته علاقه‌مند شد و چون درس و کار را 2موضوع جدای از هم نمی‌دید، در کنار تحصیل مشغول به کار شد. حدود یک‌سال است که در کنار خواندن تئوری درس‌های هنرستان و حضور در کارگاه‌های عملی، در برق‌کشی پروژه‌های ساختمانی نیز فعالیت می‌کند.
امیرمحمد آشنایی که با رتبه150 کنکور سراسری در رشته مهندسی برق دانشگاه تهران پذیرفته شده، معتقد است: تلاش است که زندگی را شکل می‌دهد و انسان را به آرزوهایش می‌رساند. او برای درس‎خواندن و آماده‌شدن برای کنکور شیوه خود را داشته ‌است، از آن دست دانش‌آموزانی نبوده که برای درس‌خواندن در را به‌روی خودش ببندد و تفریح و بگو و بخند با دوستان و خانواده را بر خود حرام کند.
مثل خیلی‌های دیگر، عشق فوتبال بود. اوایل همه‌چیز جنبه تفریح و سرگرمی داشت، اما رفته رفته ماجرا برایش جدی شد. عشق به فوتبال و فوتبالیست شدن در رگ و خون بیشتر پسر بچه‌هاست، اما جهت‌دهی درست علایق، نتیجه‌اش را شیرین می‌کند؛اینکه مسیر آینده را از کودکی مشخص می‌دانی و با هدف گام برمی‌داری. حالا استعداد و پشتکار را هم کنارش بگذاری موفقیت حتمی می‌شود. سجاد عادلی‌پور از آن دسته ورزشکارانی است‌ که‌ فوتبال را مثل خیلی پسربچه‌های محلات کم‌برخوردار شهر از‌ زمین‌های خاکی محل‌ زندگی‌اش شروع کرد.
سید صادق پریزاد پس از سپری کردن دوره ابتدایی، در نوبت اول و دوم متوسطه نیز همچنان از اعضای ثابت انجمن اسلامی دانش‌آموزی است و فعالیت‌های فرهنگی بسیاری انجام می‌دهد. او با استفاده از امکانات و همراهی کادر آموزشی مدارسی که در آنجا مشغول به تحصیل بوده، تجربه فعالیت‌های فرهنگی بسیاری همچون چاپ نشریه را به دست می‌آورد.
مائده غفوریان می‌گوید: خیلی از نوجوانان کنکوری تصورشان این است که برای قبول شدن در دانشگاه‌های خوب باید بیش از 10ساعت در روز درس خواند ولی به نظر من مطالعه پیوسته و باکیفیت اهمیت بیشتری دارد. خود من در دوران طلایی عید نوروز، روزی 10ساعت درس خواندم و در تمام این مدت همراه با مطالعه روزانه، بیش از 400تست می‌زدم و آن‌ها را تحلیل می‌کردم.
محمدعلی درزی، دانش‌آموز مدرسه استعداد‌های درخشان شهید هاشمی‌نژاد و رتبه 58کنکور سراسری انسانی1400 ساکن محله سیدی است. او برخلاف بسیاری از هم‌سن و سالانش اهل مشاوره تحصیلی و کلاس‌های کمک درسی پی در پی نبوده است. آن‌طور که می‌گوید با توجه به استعداد و توانایی‌ای که در خودش می‌دیده در خانه برای درس‌خواندن برنامه‌ریزی کرده است. ساعت درس خواندن هم برایش مهم نبوده و آموختن اولویت اولش بوده است.
محمد حیدری‌‌، جوان فعال و پویای محله شهید قربانی، جزو رتبه‌های برتر در کنکور کارشناسی‌ارشد است. کسب رتبه17 در مرحله اول کارشناسی‌ارشد کنکور سراسری امسال افتخاری است که به کارنامه کاری او الصاق شده است، اما به اعتقاد او، عضویت در انجمن شهروندمحور چهارطبقه برایش مهم‌تر از کسب این رتبه است. حضوری که حاصلش اجرای طرح «محله ما» در محله شهید قربانی به‌عنوان اولین محله حاشیه شهر بود و این اتفاق او را بیشتر در بین مردم جا انداخت، تا آنجا که هر مشکلی در محله پیش می‌آید، زنگ در خانه آن‌ها به صدا می‌آید. این اعتماد برایش خوشایند و دل‌چسب است.
همیشه نگاهم رو به آسمان بود. مادرم اسمم را گذاشته بود سر به هوا! هر پرنده‌ای که عبور می‌کرد نگاهش می‌کردم و با خودم می‌گفتم کاش برای یک روز هم که شده بال‌هایش را به من قرض بدهد. بعد‌ها که بزرگ‌تر شدم و برای اولین بار با پدر و مادرم سوار هواپیما شدم همه چیز برایم جدی‌تر شد. از کنار شیشه هواپیما تکان نمی‌خوردم. محو آسمان و ابرهای پنبه‌ای زیرپایم شده بودم. همان لحظات باعث شد که فکر ساخت پهپاد بیفتد به جانم. اما اطلاعاتی ازساخت پهپاد و هواپیما نداشتم. تمام چیزی که داشتم یک کتاب کوچک جیبی بود که از نمایشگاه کتاب مدرسه خریده بودم در آن مقدمات آیرودینامیک به زبان ساده توضیح داده شده بود. هنوز هم آن کتاب را دارم. خلاصه به وسیله همان کتاب و چند تا تیر و تخته و موتور و ملخ اولین پهپاد زندگی‌ام را ساختم.
پیداکردن ‌نوجوانان و جوانان آینده‌دار محلات کار چندان دشواری نیست. کافی‌ است ‌گوشی را برداری ‌و به یکی از فعالان پایگاه‌های فرهنگی مساجد زنگ بزنی و سراغ ‌یکی از جوانان بااخلاق و فعال محله را ‌بگیری. ‌مصطفی زاهدی بیست‌ساله، دانشجوی سال دوم رشته دندان‌پزشکی دانشگاه علوم‌پزشکی مشهد، یکی از امیدهای محله مسلم است که به ما معرفی می‌شود. کسی که چندین رتبه برتری مسابقات علمی در دوره متوسطه و نیز راهیابی به مرحله استانی را د‌ر کارنامه تحصیلی‌ دارد.
کشف و پرورش استعداد‌ها که بازتابش بالارفتن اعتمادبه‌نفس و خود‌باوری دانش‌آموزان است، از اهداف مهم کسانی‌ است که یک دهه قبل تصمیم به راه‌اندازی مجموعه علمی شهید تهرانی در دل مسجد محله شهید قربانی گرفتند‌. این پایگاه روزبه‌روز قوت بیشتری گرفت و حالا یکی از مجموعه‌های علمی است که خیلی‌ها روی آن حساب می‌کنند.
مصطفی طیبی دوستی دارد به نام محمد طیرانی. این 2نفر سال1390 در یک کلاس کنار هم قرار می‌گیرند و این شروع یک اتفاق در زندگی هر دو آن‌ها می‌شود، اتفاقی که نه‌تنها زندگی آن‌ها که زندگی بیش از 15تن از ورودی‌های سال90 رشته مکانیک دانشگاه فنی و حرفه‌ای ثامن‌الائمه(ع) را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد. همه آن‌ها 8سال بعد از روزهای آغازین دانشگاه، در کارگاهی کار می‌کنند که کارش ساخت خطوط بازیافت مواد ضایعاتی است.
در ابتدا اعتقاد بسیاری بر این بود که یک زن نمی‌تواند از عهده کار برآید اما خوشبختانه توانستم سربلند بیرون بیایم. از همان سال تاکنون دبیر نظام پیشنهادهای دانشگاه هستم. برای این مسئولیت نیز تلاش کردم و در نهایت در این زمینه سردمدار شده و از وزارت بهداشت نیز پیشی گرفتیم. علاوه بر مسئولیت‌های کاری، عضو عوامل اجرایی و دبیر اجرایی همایش‌های ملی نیز بودم و به همین دلیل با حوزه‌های مختلف دانشگاه همکاری داشتم. در جایگاه کاری خود به دنبال این بودم که مؤثر باشم.
محققان جوان اکنون به دنبال آن رنج نیستند و درنهایت ماحصل تحقیق‌ آن‌ها چکیده‌ای است از آنچه در سایت‌های ایرانی و خارجی در اینترنت یافت می‌شود. اما در مورد استاد و هم‌نسلانش این‌گونه نبود. روش کاری او را می‌توانم با افرادی مانند دهخدا و دکتر یوسفی مقایسه کنم.
حسنعلی ساقی نخبه محله میثم خاطرات متفاوتی از درس‌خواندن و کسب رتبه 27منطقه و 72کشوری در رشته علوم‌تجربی دارد و معتقد است آدم در هرجای دنیا اگر آستین همت را بالا بزند، حتما نتیجه‌اش را می‌بیند. او پسر پرتلاشی است که فقط با صرف500هزار تومان، 2سال قبل در قله قبولی‌های کنکور قرارگرفت و نامش در فهرست پزشک‌های آینده کشور آمد. نخبه‌ای که قرار است بعد از پایان درس پزشکی در دانشگاه تهران، به شهر خودش برگردد و از مشکلات مردم، به‌خصوص پایین شهر و محله زادگاهش گره‌ای بازکند.