«دبیرستان فردوسی» پرورشگاه نامآوران بسیاری همچون دکتر علی شریعتیمزینانی، دکتر سیدحسن قاضیزادههاشمی، وزیر بهداشت دولت یازدهم و صدها دانشآموخته موفق دیگر بوده است.
تینا خودی، میگوید: مدرسه در آستانه افتتاح است و قصد داشتیم برای بچهها حسینیه کودک راهاندازی کنیم. میخواستیم همین ابتدای کار، فضای مدرسه برای حضور بچهها درکنار خانوادههایشان معنوی شود.
طرح «محرمسازی» دبیرستان دخترانه شاهد فاطمیه از سال پیش با حفاظسازی دورتادور مدرسه و ورود آقایان فقط با اطلاع قبلی، اجرا شد که بر این اساس، دانشآموزان میتوانند بدون حجاب و با لباس راحتی مانند خانه خودشان در مدرسه حضور داشته باشند.
در دبیرستان دکتر علی شریعتی (شاهرضا سابق) به عنوان نخستین آموزشگاهی که سیکل دوم با گرایش ادبی صادر میکرد، دانشآموختگان بنام و بزرگی بالیدهاند که ستارگان پرفروغ آسمان ادب مشهد بودند.
تکتمسادات طباطبایی میگوید: هدف اصلی از تأسیس این مرکز آموزشی، تربیت و پرورش و الگوسازی برای دانشآموزان محله بوده است که تا امروز به آن پایبند بودهاند و هماکنون نیز طرحهای فوقبرنامه و برنامههای متنوع تابستانه در دست اجرا قرار دارد.
محمد ترابی، نخستین معلم محله قرقی است که در طول سالیان دراز شاگردان زیادی تربیت کرده است. او حالا خانهنشین شده است.
علی فرخندهکلات، معلم نمونه محله فاطمیه است که همواره در حال آموختن و یادگیری است. او خود را دانشآموز مادامالعمر میداند.
راحله کریمیفیضآبادی، معلم نمونه آموزش و پرورش با ترکیب عشق و علاقه به شعر و ادبیات و زبان انگلیسی قواعد خشک و سخت زبان انگلیسی را به زانو درآورد.
دختران کلاس ششم مدرسه شهیدجعفری گلشهر نهتنها بیش از صدبیت شاهنامه فردوسی را حفظ کردهاند، که این ایده سرآغاز مطالعه، پژوهش و رؤیاپردازی این دختران برای آیندهای درخشان شده است.
بدیعالزمان فروزانفر نامهای به اداره تعلیمات ولایات در تاریخ ۱۵ شهریورماه سال۱۳۱۴خورشیدی با این مضمون مینویسد: «اینک بیتی چند شکستهبسته در تاریخ دبیرستان فردوسی به نظم آورد و در ضمیمه تقدیم داشت.»
من کوچکترین فرد آن مکتب بودم -شاید آن وقت، حدود پنجسالم بود- و، چون هم خیلى کوچک بودم، هم سید و پسر عالم بودم، این آقاى «ملّامکتبى»، صبحها من را کنار دست خودش مىنشاند.
«دبیرستان نوین» خیابان آیتالله بهجت منطقه ثامن را خیلیها با نام واقفش میشناسندش و میگویند؛ مدرسه اعتضاد! حاج محمدعلی اعتضاد این دبیرستان را سال ۱۳۴۷ وقف کرد.
رضا اسدی معتقد است: شفا همیشه در جسم نیست. گاه شفا در پذیرش است، گاه در قدرت عمل است و گاه در آگاهی. شاید معلولیت من حکمت خدا بود تا من خودم را قویتر کنم.
سهیلا رکنی، آموزگار موفق زبان انگلیسی است که در محله راه آهن زبان تدریس میکند، معتقد است بی هدفی در زندگی مرگ تدریجی است.
یکی از موقوفههای منطقه سه که کمتر کسی از اهالی از آن خبر دارد، متعلق به زندهیاد حسین فروردین است. این موقوفه، دبستان هفتادسالهای است که چند نسل از فرزندان مشهدی در پشت نیمکتهای آن نشستهاند.
سیدجواد عطارحسنی، معلميکه روزنامهنگار هم هست میگوید: من نان کلماتم را میخورم. همه معلمهای دنیا و آموزگاران زمانی موفق هستند که بتوانند از کلماتشان بهترین استفاده را بکنند.
سیدرضا ظریفیان، متوجه میشود بچههای کلاس اول و دوم بهشدت ترسیدهاند؛ «بچه هفتهشت ساله کوچک است و در چنین شرایطی دنبال پدر و مادرش میگردد؛ برای همین تعدادی از آنها گریه میکردند و به زبان میآوردند که مادرشان را میخواهند.»
رضا عطاریان میگوید: همیشه دوست داشتم از حالواحوال و سرنوشت دانشآموزانم باخبر شوم. دیدن دانشآموزان قدیمی که حالا بزرگ شده و مو سفید کردهاند، برایم عجیب و باورنکردنی است.
حاج محمدجعفرخان خاکساری، یکی از ۹واقف بزرگ خراسان است. او که صاحب یکچهارم اراضی امامیه بوده، به خاطر اعتقادات مذهبیاش، ثلث اموالش را وقف روضه سیدالشهدا (ع) میکند.
ابوالفضل حسینی میگوید: پسرها شیطنت میکردند. ناظم برای اینکه آنها را به کلاسهایشان هدایت کند، از شلنگ استفاده میکرد! در یک لحظه تا به خودم آمدم، بین جمعیت یک ضربه روی دوشم فرود آمد.