ارتش - صفحه 2

روز بعد از عملیات فتح‌المبین، جسم خونین او را روی بقیه پیکرهای نیمه‌جان رزمنده‌ها انداختند. این سرآغاز بود تا ۹‌سال اسارت برایش رقم بخورد؛ او که پیش از این هم به دست دموکرات‌های کردستان، اسیر شده بود.
محمداسماعیل حیدری یکی از ساکنان خیابان طلوع در محله رسالت است که در نبرد ظفار حضور داشته است. او روایتی متفاوت از آن روز‌ها دارد.
محله امام خمینی (ره) که نامش را از اصلی‌ترین خیابان آن گرفته است، پیش از انقلاب با نام خیابان عدل پهلوی شناخته می‌شد و بعد از انقلاب به امام خمینی (ره) تغییر نام داد.
محمد صادقی ۸۵ ماه سابقه حضور در جبهه دارد، از این میان ۵۷ ماه آن را در زمان جنگ سپری کرده و مدتی هم در اردوگاه اسرای عراقی در پادگان تربت جام خدمت کرده است.
محمدرضا حافظ‌نیا متولد‌۱۳۳۴ بیرجند، لیسانس رشته جغرافیای طبیعی، در سال‌۵۶ می‌شود فرمانده یکی از دسته‌های تانک لشکر خراسان. روحیه انقلابی او، اما تاب حضور در این فضا و تحمل رنج‌های مردم را ندارد.
سردار شهیدغلامرضا سمائی، از پیش‌کسوتان دفاع مقدس است که پنجم آبان ۱۳۹۵ در سوریه به درجه رفیع شهادت رسید.
احمد شرفخانی تعریف می‌کند: سر خیابان منتظر تاکسی ایستادم. مسیر را می‌گفتم و پول را نشانشان می‌دادم، اما ماشینی با این پول کم توقف نمی‌کرد.
سرهنگ محمد باری، از فرماندهان جبهه و جنگ، از روز‌های سرد دی‌ماه ۶۰ تا ۲۹‌مرداد‌۶۹ همراه هشت‌سربازش اسیر شد؛ اسارتی که دردش از درد‌های بسیار زمان رزمندگی‌اش چندین‌برابر بدتر بود.
رمضان‌علی خردمند می‌گوید: یکی از موضوعاتی که سبب ناراحتی سربازان شده بود، نان بی‌کیفیت بودکه هفتگی از تهران می‌آمد. درجریان بازدید فرماندهان عالی‌رتبه ارتش، موضوع نان آجری مطرح شد.
سال‌۱۳۷۵ بود که واقعه تلخ سقوط هواپیمای ارتش جمهوری اسلامی ایران در اثر برخورد با کوه‌های بینالود رخ داد و ۸۸ نفر به شهادت رسیدند. امیر سرتیپ محمدمهدی گلابچی یکی از شهدای آن حادثه بود.
«علی‌اکبر مقیمی» بخشی از تاریخ گذشته است، با خاطره جنگ‌ها، مهاجرت‌ها، رفتن‌ها، آمدن‌ها، اعتصاب‌ها، پیروزی‌ها؛ پیرمردی که با‌وجود سن‌و‌سالش، حافظه نسبتا خوبی دارد.
سبحان ایراندوست، ارتشی محکوم به اعدامی است که در چندقدمی مرگ، خبر یک آزادی بزرگ، او را از اسارت چندساله ساواک نجات داد تا او ۲۱ بهمن ۵۷، را هیچ‌وقت فراموش نکند.
سرهنگ پیاده بازنشسته، محمد مهدی فرمنش، فرمانده تیپ ۳ لشکر ۷۷ خراسان در زمان عملیات ثامن الائمه (ع) بود و در عملیات شکست حصر آبادان نقش ویژه‌ای ارائه کرد.
غلامحسین لورزئی ارتشی زمان شاه است که مسئول حفظ امنیت نقاط حساسی می‌شود؛ از جمله صدا و سیما و باغ ملک‌آباد که محل اقامت شاه و خانواده‌اش در زمان آمدن به مشهد بوده است.
نام «سردادور» هنوز هم برای برخی آشناست. «سردادور» همان خیابان هم‌جوار با پادگان ارتش است که  پس از فتح تاریخی لشکر ۷۷ و شکستن حصر آبادان با نام «ثامن‌الائمه (ع)» نام‌گذاری شد.
تک‌تک دسته‌ها با قدم‌های کوتاه جلوی جایگاه می‌آیند و هر‌چه به فرماندهان نزدیک می‌شوند، قدم‌ها را بلندتر و محکم‌تر برمی‌دارند؛ به‌طوری‌که می‌توان گرد‌و‌غبار را زیر پایشان به‌وضوح مشاهده کرد.
محمدحسین قویدل می‌گوید: دوقان‌ها الاغ‌هایی بودند که قاچاقچی‌ها تربیت می‌کردند. حیوان بدون سوار از سرخس به افغانستان می‌رفت. آن سوی مرز مواد بارش می‌کردند و دوباره همین راه را برمی‌گشت.
مسابقات نظامی در ۲۸ رشته در پنج کشور آذربایجان، بلاروس، قزاقستان، چین و روسیه برگزار شد که در بخش مسابقات پهپاد، تیم نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی به‌عنوان نماینده نیرو‌های مسلح ایران پس از قزاقستان و روسیه مقام سوم را کسب کرد.
سرهنگ سیدکاظم فرتاش، فرماندار نظامی سوسنگرد در جنگ تحمیلی بوده، او کسی است که سال‌ها با دکتر چمران در جبهه‌ها خدمت کرده و خاطرات آن دوران را به‌خوبی به یاد دارد.
ستوان حسن کریمی از همرزمان شهید صیاد شیرازی است. او از سال ۵۰ در ارتش خدمت می‌کند و شش سال را در جبهه‌های جنگ حضور داشته است.