حقیقت این است که «هیچ» خانهای را نه در روستای پاژ و نه در هیچجای دیگر نمیتوان به فردوسی بزرگ نسبت داد؛ زیرا هزار سال از زمان حیات فردوسی میگذرد و اکنون دیگر نشانی از خانههای آن زمان باقی نمانده است.
همه آن کلهقندی مثلثشکلِ تراشخورده و شاقولی که ۵۰ سال است بالا و دور و بر مقبره فردوسی تکان نخوردهاند کار دست آقای امیری است و کارگرهایش.
دکتر ابوالقاسم بختیاری اولین ایرانی است که در آمریکا درس پزشکی خواند. او در بروجن به دنیا آمد، در اصفهان، تهران، خوزستان و آمریکا زندگی کرد، اما سرانجام به خاطر عشق به فردوسی پیکرش را به توس آوردند.
رضا برادرانفر مداح قدیمی محله نوده میگوید: در خانه ما یک صندوق بزرگ وجود داشت که پر از کتابهای مذهبی و ادبی بود. بزرگترین کتاب این صندوق، شاهنامهای بود که با خط نستعلیق و جوهر سیاه نوشته شده بود.
پس از اینکه دکتر اصغر مینو، یکی از فرهیختگان محله فارغالتحصیلان، منزل مسکونی خود را وقف فردوسی کرد، خردسرای فردوسی به محله ما آمد.
نام ابوالحسن خان صدیقی که ایتالیاییها به او لقب میکلآنژ ثانی شرق را دادهاند، در ذهن مشهدیها با مجسمه فردوسی در آرامگاه فردوسی و مجسمه نادرشاه در باغ نادری گره خورده است.
هنر دوستان فرهاد هوشیار را با آهنگ «آفرینِ فردوسی» میشناسند؛ خواننده و نوازنده جوانی که تلاش میکند تا در دنیای علاقهاش یعنی موسیقی به آنچه میخواسته و میخواهد برسد.
«گزارش مکتب شاهپور» به سیمای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی مشهد در ابتدای قرن چهاردهم خورشیدی میپردازد و بنا بود همزمان با جشن هزاره فردوسی در سال ۱۳۱۳ خورشیدی انتشار یابد.
علی باقرزاده تعریف میکرد: وقتی داستان زندگی بخشدار هویزه را شنیدم، بسیار تحتتأثیر قرار گرفتم و همانجا در مدتی کوتاه، شعری سرودم که بعدها هرکار کردم، نه توانستم بیتی به آن اضافه و نه بیتی از آن کم کنم.
قرارگرفتن توس درزمره مراکز قالیبافی ایران، حاصل تلاش بیبیربابه تقویشاندیزی معروف به بیبی شاه حسینی و همسرش بوده است.
ازآنجاکه بهجز شاهنامه، سند دیگری برای اطلاع از روزگار فردوسی وجود ندارد، شاهنامهخوانها برای ارضای تشنگی شنوندگان، ناچار خبرهای مبهمی را که از گوشهوکنار شنیده بودند، با آبوتاب روایت میکردند.
سیدحسن موسوی مجموعهدار نامآشنای کشور و بانی مجموعه فرهنگیموزهای «باغ شاهنامه»، شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۲ چهره در نقاب خاک کشید.
اولین دیدار فردوسی و سلطان محمود غزنوی در جنگ اندرخ روی داده است. همینجاست که فردوسی بر دلاوری سلطان محمود در دلش درود میفرستند. این دیدار به احتمال زیاد یک طرفه بوده است.
این گزارش روایتی است از دکتر ابوالقاسم بختیار، پزشک بختیاری عاشق فردوسی که برطبق وصیتش، همجوار حکیم سخن در آرامستان قدیمی محله فردوسی به خاک سپرده شد.
حامد مهراد متولد ۱۳۶۵ است، دکتری ادبیات حماسی دارد و درباره «عید باستانی نوروز» در داستانهای شاهنامه مطالعات زیادی انجام داده است. او درحال حاضر استاد ادبیات دانشگاه فردوسی است.
فائقه احتشام معلم خلاقی است که حتی جرقههای ذهنش را هم به خدمت کلاسهایش درمیآورد. خلاقیتهایی که بیشتر میخواهد بدون هزینه باشد.
فیروزه خراسانی هم کارشناسی ارشد ادبیاتفارسی دارد و هم موسیقیدان و عاشق شاهنامه است. او شاهنامهخوانی را با ریتم، موسیقی، بازی، نمایش، نقاشی و عروسکسازی به بچهها میآموزد.
حمیدرضا نویدیمهر سعی دارد مردم و به مخصوص نوجوانان و جوانان را با گنجینه ادبی ایران آشتی دهد.
آصفالدوله مینویسد که جای قبر را معین کرده، یک سنگ هم برای نصب روی قبر، نذر و حتی یک ملک دارای درآمد را وقف آن میکند.
شاهنامه بیشترین مخاطب بزرگسال را میان صد جلد کتاب کتابخانه نواب صفوی دارد؛ مخاطبانی که اغلب بهمناسبت شب یلدا یا سال تحویل شاهنامه را به امانت میبرند.