شهباز پاشازاده از نسل مردانی است که زندگیشان با راهآهن گره خورده بود؛ نسلی که توسعه را نه در کتابها، بلکه در صدای سوت قطارها و امتداد ریلها میدید. او بخش بزرگی از عمرش را در ایستگاههای راهآهن خراسان گذراند.
ریل راهآهن نزدیک خانه، خاطرات بسیاری برای ما ساخت. در نوجوانی یکبار متوجه شدم پیرزنی صدای سوت قطاری را که نزدیکش میشد، نمیشنود. با عجله رفتم و او را هل دادم. از روی ریل به آن سو پرت شد و خوشبختانه جان سالم به در برد.
عبدالحسین دربندی فقط یک کارمند بازنشسته نیست، بلکه بهخاطر سابقه و اینکه جزو اولین کارکنان راهآهن مشهد بوده، به حافظه تاریخ شفاهی راهآهن این شهر تبدیل شده است؛ کسی که شاهد رشد یکی از مهمترین خطوط ریلی کشور بوده است.
«احمدروشنضمیر» یکی از جوانهای ورزشکار شهرک شهیدرجایی است. خاطره ریلهای راهآهن ۲۹سال پیش با تصویر کودکی او گره خورده که عشقش دویدن پا بهپای ترنهای قطار بود.
اهل تهران است، حوالی پاسداران. پس از آنکه زندگی و چندتکه وسایلی را که داشت در بمباران دشمن صهیونی از دست داد با دل شکسته و دست و پایی که نای چندانی ندارد، راهی مشهد شد.
در یکی از روزهای بهاری سال ۴۵ و نزدیکیهای ظهر بود که صدای مهیبی توی کوچهها پیچید، و پس از آن همهمه مردم که با شنیدن این صدا به کوچهها آمده بودند. این صدای اولین بوق قطاری است که به مشهد میرسد.
از زمستان ۱۳۳۵ تا زمستان ۱۳۸۹ حوادث زیادی اتفاق افتاد و کارهای بیشماری در مشهدالرضا (ع) صورتگرفت تا امروز چهاردهمین سالگرد فعالیت قطارشهری مشهد باشد.
مرحوم عبدالهادی قلمبُر که اسفند سال گذشته از میان ما رفت، نخستین مدیر امور اداری و مالی راهآهن مشهد بود؛ او که سرد و گرم ۱۰۳ سال زندگی را پشت سر گذاشت، تاریخ شفاهی راهآهن مشهد بود.
از ۲۳ مرکز دیالیز سطح شهر مشهد، ۴۳ نفر بهصورت کاملا تصادفی انتخاب شدهاند. البته افرادی از هر مرکز انتخاب شدهاند که حالشان درمقایسه با دیگران بهتر بوده و پرستارها تشخیص دادهاند که تحمل این سفر ۵ روزه را دارند.
مسافرت با قطار لذتبخش است و اگر از هر کسی بخواهی که فهرستی از بهترین سفرهایی را که تا به حال رفته آماده کند بهاحتمال زیاد مسافرتهایی که با قطار رفته جزء همان چند تای اول خواهد بود.
دیدن قطار آنهم درحال گذر از تونل شستوشو، تجربه تازهای است. شاید شبیه وقتی که نخستینبار آب در کارواش به تن خودرو خورد، ولی اینجا از کف و پودر خبری نیست.
با صدای مأمور قطار بیدار شدیم. لو رفته بودیم. در ایستگاه شاهرود، ما را تحویل کلانتری دادند. پلیس خوشاخلاقی بود و برایمان توضیح داد که ممکن بود توسط منافقین دزدیده شویم.
ساختمان ایستگاه راهآهن مشهد سال ۱۳۴۵ بهعنوان یکی از بیست شاهکار معماری بعد از جنگ جهانی دوم در آسیا و زیباترین و مجهزترین ایستگاه راهآهن ایران افتتاح شد.
داستان سه دوست لوکوموتیو ران قطار که وقتی به اقتضای کارشان سفر میروند، کوله کوهنوردی جزو ضروریات فراموشنشدنی مسافرتشان است.
کار ساخت راه آهن سراسری هنوز تمام نشده بوده که دستور می رسد نخستین خطی که باید احداث شود، گرمسار-مشهد است. 24 اسفند 1316 کار زیرسازی و ریل گذاری این خط با تشریفات رسمی آغاز می شود. هم زمان با رسیدن ریل ها به شاهرود و تکمیل شدن 315 کیلومتر از خط گرمسار- مشهد، آتش جنگ جهانی دوم دامن ایران را هم می گیرد و کار راه آهن مشهد نیمه تمام می ماند.
لوکوموتیورانی کاری است که در آن هر لحظه در سفر هستی؛ سکون ندارد. هر روزش یک خاطره و اتفاق خاص برایت پیش میآید. درست است سختیها و مشکلات خاص خودش را دارد، اما همین تنوع به من احساس رضایت شغلی حداکثری میدهد. این را مهدی شیرازی لوکوموتیورانان مشهدی میگوید.
آنهایی که فرصت حضور از طریق خطوط ریلی را برای بودن و ماندن در مشهد انتخاب میکنند از این ایستگاه دل نمیکنند. راهآهن مشهد در همه فصلهای سال شلوغ است اما در تابستان و با تعطیلی مدارس، این شلوغی بیشتر میشود. تابستان راهآهن تماشایی است.
ربابهخانم از همهچیز مشهد راضی است. این را بدون تعارف میگوید و ادامه میدهد: «معمولا با قطار مسافرت میکنیم. خیلی هم راضی هستیم. زمان حرکت قطار دقیق و سر وقت است. هیچوقت معطل نشدهایم.» راهآهن مشهد به اعتقاد او یکی از خاطرهانگزترین ایستگاهها را دارد. شاید بخشی از آن به حرم مطهر و زیارت امام رضا(ع) برگردد اما یک بخش هم به تلاش مدیران شهری ربط دارد.
مسئولان حوزه فرهنگی واجتماعی شهرداری مشهد المان های موقت و دائم را در شهر با توجه به موقعیت معابر، بافت محدوده و جمعیت حاضر برای نصب جای گذاری می کردند. عرصه ایستگاه راه آهن مشهد به دلیل جنبه گردشگری و همچنین نزدیک بودن به بافت حرم مطهر، نقطه راهبردی و حساسی است. علاوه بر این، ایستگاه راه آهن مشهد المان ثابتی دارد؛ المانی به نام «همیشه به سوی او» اثر یعقوب دانش دوست که سال1351 نصب شده و سال1397 بازطراحی و استحکام بخشی شده است تا جذابیتی دوباره پیدا کند.