سوغاتی

مجتبی دارچینی، مردی از نسل آب‌نبات‌پز‌های قدیمی مشهد، بیشتر از سه‌دهه می‌شود که در خیابان شیخ صدوق، شغل آباواجدادی‌اش را ادامه می‌دهد.
مسعود بحرودی می‌گوید: آن موقع کوچه حمام باغ خاکی بود. ۳ هزارو ۵۰۰ تومان دادم و مغازه را از حاجی‌صباغ خریدم. بعد حسن‌آقا اعتمادی شیرینی‌پز آمد و بعد کوکب‌خانم آرایشگاه زد.
گذری بر جاذبه‌های گردشگری و ظرفیت‌ها و فضا‌های قدیمی محله‌‎های کارمندان، مصلی و چهنو که زیبایی‌بخش منطقه ۶ هستند.
خانه‌ای بزرگ در سناباد یک است که حدود یک‌سالی می‌شود به فضایی هنری تبدیل شده و کارگاه‌های رشته‌های مختلف هنری از‌جمله سفالگری، معرق‌کاری، ویترای، قالی‌بافی، نقاشی، حکاکی روی سنگ و خوش‌نویسی در این خانه فعال است.
یک جرقه باعث می‌شود این جوان خلاق عروسک‌های نخودی را بسازد. او تعریف می‌کند: یکی از دغدغه‌های من طراحی عروسک ایرانی بود. از عروسک‌های دارا و سارا خوشم نمی‌آمد.
دبستان حضرت زینب(س) برای هفتمین سال جشنواره «ایران، سرزمین من» را اجرا کرد. این جشنواره با هدف آشنایی دانش‌آموزان با فرهنگ دیگر شهر‌های کشور، نوع پوشش، سنت‌ها، صنایع دستی، مفاخر و‌... اجرا شد.
زائران غیرایرانی دوست‌دار سوغاتی با موضوع سردار سلیمانی هستند.کالا‌هایی مانند تندیس، قاب‌عکس، فرش دست‌بافت، بج سینه و... را بسیاری از عرب‌هایی که به مشهد سفر می‌کنند، می‌پسندند و می‌خرند.
پدر و مادرم گفته‌اند آن‌هایی که به شهرمان می‌آیند، برای سوغاتی مهر و تسبیح تبرک می‌برند. می‌خواهم با ساختن این مهر و تسبیح، خاطره زیارت مشهد همیشه در ذهنشان باشد.
زهرا و زهره همتی‌پور از سال ۹۵ تصمیم به ساخت عروسک‌های نمدی گرفته‌اند و به‌خاطر علاقه‌شان به کاردستی همراه با خاله بزرگشان به کلاس‌های آموزشی ساخت عروسک رفتند.
تابستان‌ها از حرارت زیاد کارگاه نفس بالا نمی‌آ‌مد، اما مجبور بودیم بمانیم و کار کنیم، بلکه چیزی یاد بگیریم و برای خودمان استادکار شویم.
سوهان جزو خوردنی‌هایی است که باید تازه‌خوری شود. اشتیاق مردم و زائران به خرید سوهان بیشتر می‌شد، تا آنجا که در کنار زرشک و زعفران و نخود و کشمش، سوهان هم جایش را به‌عنوان سوغات مشهد باز کرد. درخواست‌ها زیاد شده بود. کلید سروسامان‌دادن به این نیاز و انتظار ایجادشده در دست حاجی‌‌محمدی بود؛ مردی که سال‌ها از کاسبان خوش‌نام بازاررضا(ع) بود. او در پس رفت‌وآمدهای مداوم به شهر قم و دوستی با سوهان‌پزهای مجرب قمی، سرانجام مجاب شد اولین کارگاه سوهان‌پزی را در مشهد راه بیندازد.
مسعود صنوبری می‌گوید: تا جایی که می‌دانم پدر پدربزرگم هم شغل نبات و آبنبات‌پزی داشت. از سال1300 تاکنون این شغل در خانواده ما موروثی است.نبات، آبنبات و شکرپنیر همیشه مشتریان خود را دارد و شاید جزو معدود خوراکی‌هایی باشد که از گذشته تا به امروز توانسته جایگاهش را در سبد خرید تمام نسل‌ها حفظ کند. ولی فروشندگان و تولیدکنندگان آن در گذر سال‌ها تغییر کرده‌اند .دلیل اصلی‌اش هم این است که در این‌کار، کیفیت حرف اول را می‌زند.
محمد حداد، زابلی است، اما به قول خودش از وقتی چشم باز کرده، در مشهد بوده است، در محله قلعه‌ساختمان. کارگاه دوتارسازی او همیشه خدا، زیر تلی از تراشه‌های چوب گم است؛ زیر‌انبوهی از کاسه‌های دوتار. یک دوتار کنده‌کاری نگین‌شده هم به دیوار آویزان است که نشانه هنرنمایی اوست. استاد حداد، سرشنا‌س‌ترین دوتارساز مشهدی است. بسیاری از دوتارسازهای دیگر افتخار می‌کنند که شاگرد او بوده‌اند. او دوتارسازی را از یک هنردستی به یک صنعت نزدیک کرده است.
قدم‌زدن زیر سقف آسمان همراه با خنکای مطبوع تابستانی آن هم در نزدیک‌ترین نقطه به حرم‌مطهر شرایط را مهیا می‌کند تا شب‌بازار قدیمی مشهد رونق بگیرد.اینجا شارستان شهید شوشتری است که یک‌طرف آن به‌واسطه شب‌بازار پر از جمعیت است. شب‌بازاری که با همه سختی‌ها و جابه‌جایی‌هایش هنوز بعد از هجده سال زنده است. همه‌چیز در این بازار پیدا می‌شود؛ از عروسک و اسباب‌بازی بگیرید تا لباس و بدلیجات و ابزار کار.
تولید سوغات زیارت از آن موضوعاتی است که همیشه از حد حرف فراتر نرفته و کمتر مشهدی به‌صورت تخصصی به آن ورود کرده است. به‌همین ‌دلیل وقتی تولیدات یک گروه جوان مشهدی را در فضای مجازی می‌بینیم، توجهمان جلب می‌شود. ساخت گنبد و بارگاه امام رضا(ع)، زینبیه، تندیس سردار سلیمانی، شمعدان رضوان تنها بخشی از محصولات آن‌هاست که ازسوی زائران با استقبال روبه‌رو شده است.
همه آن‌هایی که از سر ارادت هدیه‌ای به امام‌رضا(ع) می‌دهند، خودشان هم می‌دانند اگر قرار به استفاده از آن هدیه در حرم مطهر است، باید به‌نحوی تبدیل به احسن شود. فرقی هم نمی‌کند هدیه طلا باشد یا تکه پارچه دست‌باف. هدیه هرچه باشد بعد از جمع‌آوری و قیمت‌گذاری به‌نحوی فروخته می‌شود تا پول آن صرف حرم مطهر شود. از زبان حسین حاجی‌زاده روایت‌هایی خواهیم خواند که از هدیه‌های متبرک در مغازه او آغاز می‌شود و در نهایت به خانه علاقه‌مندان می‌رسد.
داستان تسبیح‌فروش معروف خیابان امام‌رضا (ع) و کارآفرینی را می‌خوانید که تسبیح‌های دست‌ساز و صنعتی‌اش در بازار سوغات مشهد و بازار‌های مذهبی کشور‌های همسایه حرف اول را می‌زند. محمد فیروزی، کوچک‌ترین پسر حاج‌جعفر (نوه پسری حاج‌میرزای تسبیح‌فروش) است که به نمایندگی از پدر و برادرانش با ما به گفتگو نشسته است.
او پارچه و پرده‌فروش محله مهرآباد و رابط کسبه این محله در شورای اجتماعی است. هم‌محله‌ای‌ها را خوب می‌شناسد و اخلاق نیکویی هم دارد. چراغ مغازه حسن آقا غیب‌علی سال‌های سال است که در این محله روشن مانده است و پر از طاقه‌های پارچه، حوله‌ها، پرده‌ها و لوازم جانبی پرده است. تقریبا هر چیزی که مشتری‌های محلی‌اش در این شغل نیاز دارند.
در گذشته نه‌چندان‌دور، بیشتر کسانی که این دیگ‌های سنگی یا هرکاره را می‌ساختند، اهل نوغان بودند. کارگرها با بیل و کلنگ به‌سختی سنگ‌های کوهسنگی را استخراج می‌کردند و آن‌ها را به کارگاه‌های سنگ‌تراشی و هرکاره‌سازی در نوغان می‌آوردند. شاید الان دیگر خبری از این کارگاه‌های تولیدی نباشد، اما هنوز هم مغازه‌های صنایع‌دستی در محله نوغان قرار دارند که دیگ‌های سنگی را به زائر و مجاور می‌فروشند
در این روزهایی که هنوز در حال دست و پنجه نرم‌کردن با کرونا هستیم، برخلاف تصورمان بازار رضا خیلی شلوغ است و شور و حال عجیبی در آن موج می‌زند. انگار همه به دنبال خریدن سوغات هستند. برخی قیمت می‌گیرند و برای خرید می‌مانند و برخی هم فقط قیمت می‌پرسند و گذر می‌کنند. وضعیت تسبیح‌فروشان فرق می‌کند، تنوع رنگ و شکل تسبیح‌ها و قیمت ارزان برخی از آن‌ سبب می‌شود تا مشتریانش حداقل تعدادی تسبیح بخرند و دست خالی نروند.