کد خبر: ۱۵۰۵۴
۲۶ تير ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۰
تاریخی

سفر مظفرالدین‌شاه به اروپا با درآمد آستان قدس

مشهد در دوره مشروطیت و پس از نخستین سفر مظفرالدین‌شاه شاهد درگیری‌های جدی بر سر مدیریت آستان قدس بود. مظفرالدین‌شاه که برای سفر‌هایش همواره با کمبود بودجه مواجه بود، به درآمد‌های آستان قدس چشم داشت.

مظفرالدین‌شاه قاجار در سال۱۹۰۰ میلادی (۱۲۷۹خورشیدی) نخستین سفر خود به اروپا را آغاز می‌کند. سفری چندماهه که با استقبال گسترده رسانه‌های اروپایی، به‌ویژه مطبوعات فرانسه، روبه‌رو می‌شود. یکی از مهم‌ترین نشریاتی که به پوشش مصور این رویداد می‌پردازد، هفته‌نامه «ایلوستراسیون» است که با تصاویری دقیق و گزارش‌هایی مفصل، صفحات متعددی را به این سفر اختصاص می‌دهد.

اما در حالی که صفحات «ایلوستراسیون» مملو از تصاویر پرشکوه کالسکه سلطنتی و استقبال گرم مقامات فرانسوی از مظفرالدین‌شاه قاجار است، مشهد، روزگاری سخت و پرآشوب را سپری می‌کند. 

این گزارش به بررسی اوضاع بحرانی مشهد و خراسان در ایام سفر هزینه‌بر شاه به فرنگستان می‌پردازد؛ سفری که هزینه‌اش از محل وام ۲۳ میلیون روبلی روسیه تأمین می‌شود.

 

عکس شاه در نشریه مصور

ایلوستراسیون، روزنامه‌ای هفتگی و مصور در فرانسه است که از سال ۱۸۴۳ تا ۱۹۴۴ در پاریس منتشر می‌شود. این نشریه را ادوار شارتون بنیان می‌گذارد و نخستین شماره‌اش در۴ مارس ۱۸۴۳ چاپ می‌شود تا نخستین روزنامه مصور فرانسه منتشر شود.

انتشار نخستین عکس و عکس رنگی در مطبوعات فرانسه و همکاری با نویسندگان، عکاسان و هنرمندان برجسته، از جمله ویژگی‌های این نشریه است و می‌توان گفت که در تاریخ روزنامه‌نگاری تصویری نقشی پیشگامانه دارد.

شماره ۲۹۹۶ این هفته‌نامه مصور، مورخ ۲۸ ژوئیه ۱۹۰۰ میلادی (۶ مرداد ۱۲۷۹ خورشیدی) از منابع تصویری و مطبوعاتی ارزشمند درباره نخستین سفر اروپایی مظفرالدین‌شاه قاجار محسوب می‌شود؛ چرا که به مناسبت حضور شاه ایران در اروپا، پرونده‌ای ویژه به شرح مسیر سفر، هیئت همراه و جلوه‌های دربار قاجار اختصاص داده است.

گزارش این شماره با عنوان «شاه در فرانسه» آغاز می‌شود و نویسنده ضمن شرح حرکت شاه از تهران، تبریز و قفقاز به سوی اروپا، اطلاعاتی درباره سازمان دربار، تشریفات سلطنتی و همراهان او ارائه می‌دهد. در کنار متن، تصویر ورود شاه به تبریز منتشر شده است؛ تصویری که ازدحام مردم، سواران قاجاری و فضای استقبال رسمی از پادشاه را نشان می‌دهد.

همچنین در صفحه‌ای دیگر، عکسی از مظفرالدین‌شاه و جمعی از رجال بلندپایه دولت قاجار در ورشو به چاپ رسیده و تصاویر علی‌اصغرخان اتابک اعظم، مشهور به امین‌السلطان، و نصرالله خان ناظم‌الملک، وزیر مختار ایران در پاریس، نیز به خوانندگان فرانسوی معرفی شده است.

از مهم‌ترین بخش‌های این مجموعه، تصویر تمام‌صفحه «کالسکه سفر شاه ایران» است که کاروان سلطنتی را در حال حرکت نشان می‌دهد. این تصویر نه تنها بازتابی از تشریفات و شکوه دربار قاجار است، بلکه از نگاه اروپاییان به «شرق» و نمایش عناصر پرشکوه و نمایشی قدرت سلطنتی نیز پرده برمی‌دارد. هنرمند با ترسیم سواران، محافظان، خدمتگزاران، چادر‌های همراه و جمعیت انبوه، کوشیده است عظمت موکب شاهی را برای مخاطب فرانسوی مجسم سازد.

تصاویر متعددی از دیدار شاه با مقامات فرانسوی، حضور در مراسم رسمی و گشت‌وگذار در خیابان‌های پاریس منتشر شده است. همچنین این نشریه تصاویری از بازدید شاه از نمایشگاه جهانی ۱۹۰۰میلادی پاریس را پوشش داده است. در ضمیمه آن نیز، نت موسیقی

«سلام شاه» یا همان «سرود ملی ایران»، ساخته آلفرد لومر منتشر شده که از نمونه‌های اولیه معرفی موسیقی رسمی دربار ایران به اروپاییان است.

 

ترور فرانسوی

جالب آن است که ۵ روز بعد از انتشار گزارش این روزنامه، سوءقصدی به جان مظفرالدین‌شاه در پاریس رخ می‌دهد که ضارب در کار خود موفق نیست و آسیبی به شاه ایران نمی‌رسد. داستان این سوءقصد در سواد نامه‌اى که از زبان مظفرالدین‌شاه به معتمدالحرم، رئیس خواجه‌سرایان حرم مظفری نوشته شده، چنین نقل شده است: «معتمدالحرم ان‌شاءالله احوال شما خوب است و امورات از هر جهت منظم و مرتب است. ما هم بحمدالله با کمال خوبى و خوشى چند روز است در پاریس هستیم که فى‌الحقیقه جاى شما خالى است. چند روز قبل حادثه [اى]به ما رخ نموده بود که خدا نخواست و فضل به عنایت الهى با ما همراه بود.

خشک‌سالی‌های پیاپی به اوج رسید و احتکار غلات قیمت‌ها را در مشهد سرسام‌آور کرد به خصوص قیمت گندم را

بحمدالله به خیر گذشت و تفصیل این است: در روز پنجشنبه پنجم شهر ربیع‌الثانى مهمان وزیر امور خارجه و به «ورسایل» موعود و نهار را مى‌بایست به آنجا برویم و البته شنیده‌اید که [کاخ]ورسایل از جاهاى دیدنى و با راه‌آهن و یا با کشتى بخار یک ساعت راه است که عمارت ناپلیان و ابنیه قدیم و آستانه سلطنتى دولت فرانسه در آنجاست. روز مزبور ... در همان بیرون عمارت [با]ملاحظه سوار کالسکه شدیم که رو باز بود. 

جناب اشرف صدراعظم و وزیر دربار و خیوان فرانسه مهاندار خودمان را هم در کالسکه نشانده بودیم. از عمارت که بیرون آمدیم، تماشاچى هم زیاد بود و دم خیابان ازدحام کرده بودند. ما مشغول تماشاى اتوموبیل‌ها شدیم و متوجه آن‎ها بودیم، یک دفعه پدرسوخته مثل برق به سمت کالسکه ما جست و خیز نموده رولور را کشیده و دستش را تا توى کالسکه ما آورد و پهلوى ما را نشانه کرده بود. طورى از جاى خود حرکت نکرد که انسان از اطراف کسى ملتفت او بشود.

پدرسوخته مثل این بود که پر داشت و یک مرتبه پرید. چون خدا نخواسته بود وزیر دربار هم الحق جرئت و کمال رشادت را نمود فى‌الحقیقه جان خود را سپر ما قرار داد و از خود گذشته و در نهایت چابکى و تردستى فورا بند دست آن را گرفته و امان و مجال نداد و هر چه تقلا کرد که طپانچه را از دست وزیر دربار بیرون بیاورد نتوانست. تا این که پلیس‌ها جمع شده پدرسوخته را گرفته و گرفتار شد و معلوم شد که بسیار پر قوت و پرزور بود که این پلیس‌ها جمع شدند با هزار زحمت گرفته و محقق گردید که وزیر دربار وقتى بند دست این پدرسوخته را گرفته و کشاکش مى‌کردند خیلى هنر کرده است....»

 

شکوه پاریس و قحطی مشهد

در ایامی که موکب ملوکانه به همراهی امین‌السلطان (اتابک اعظم) در خیابان‌های پاریس مورد توجه رسانه‌هاست، مشهد با بحران شدید نان و قحطی دست‌وپنجه نرم می‌کند. خشک‌سالی‌های پیاپی که از سال۱۲۷۶ خورشیدی آغاز شده، در این سال به اوج می‌رسد و احتکار غلات توسط برخی تجار بانفوذ و خرید گسترده گندم توسط مأموران کنسولگری‌های روس و انگلیس برای تأمین آذوقه نیرو‌های مرزی‌شان، قیمت‌ها را در مشهد سرسام‌آور می‌کند به خصوص قیمت گندم را.

این وضعیت به فقر فزاینده در محلات کم‌برخوردار نظیر «پایین‌خیابان» و مهاجرت روستاییان گرسنه به حاشیه حرم مطهر منجر می‌گردد. همه اینها در حالی است که عایدات گمرکات ایران- ممر اصلی درآمد کشور- برای تأمین مخارج سفر شاه در وثیقه روسیه قرار گرفته است. موضوع از این قرار است که امین‌السلطان، صدراعظم وقت، برای تأمین هزینه این سفر، قراردادی برای دریافت ۲۳میلیون و ۵۰۰ هزار روبل قرضه از روسیه امضا می‌کند و عایدات گمرکات ایران را به وثیقه می‌گذارد.

تضاد میان شکوه موکب شاهی منتشره در نشریات فرانسوی با واقعیت‌های جاری در کوچه پس‌کوچه‌های مشهد، حکایت از شکافی عمیق میان دولت و ملت دارد. روسیه تزاری پس از تصرف مرو و سرخس، نفوذ خود را تا نزدیکی مرز‌های خراسان گسترش داده و با تثبیت پایگاه‌های خود در مرز‌های شمال شرقی از سه سال پیش، هراس عمیقی در دل اهالی مشهد ایجاد کرده است.

خود شهر مشهد نیز در این دوران، به صحنه رقابت اطلاعاتی دو قدرت بزرگ تبدیل شده است. یک سو کنسولگری روسیه است که از سال ۱۲۶۷خورشیدی تأسیس شده و با تأسیس بانک استقراضی در مشهد در سال ۱۲۷۳خورشیدی و ساخت جاده‌های نظامی به سمت مرز، نبض اقتصادی شهر را در دست دارد. در یک سو هم کنسولگری انگلیس است که از سال ۱۲۶۸خورشیدی فعال شده و برای مقابله با نفوذ روس‌ها، بر مسیر‌های تجاری منتهی به سیستان و هند نظارت می‌کند.

 

تاریخی

تصویری از مظفرالدین‌شاه در یکی از سفرهای اروپایی‌اش

 

میراث ناامنی سالارالدوله

تنها یک سال پیش از آنکه شاه راهی اروپا شود، مشهد و اطراف آن هنوز از تبعات شورش ابوالفتح‌میرزا سالارالدوله (پسر ظل‌السلطان و نوه ناصرالدین‌شاه) رنج می‌برد. او در سال ۱۲۷۶خورشیدی با بهره‌برداری از ضعف حکومت مرکزی و نارضایتی‌های عمومی، در خراسان علم طغیان برافراشته و موفق می‌شود با جلب حمایت برخی از سران ایلات کرد و ترکمن، بخش‌های وسیعی از شمال و غرب خراسان از جمله نواحی قوچان، بجنورد و سبزوار را به تصرف خود درآورد.

این شورش تا نزدیکی دروازه‌های شهر مشهد پیشروی می‌کند. حضور نیرو‌های شورشی در حومه شهر، وحشت بزرگی میان اهالی ایجاد می‌کند، اما مهم‌ترین تأثیر این شورش، ناامنی شدید جاده‌های خراسان است. مسیر‌های حیاتی تجارت و زیارت، به‌ویژه جاده‌های دامغان-سبزوار، نیشابور-مشهد و قوچان-مشهد، عملا برای کاروان‌های تجاری و زائران غیرقابل استفاده شده و زائران حرم امام رضا (ع) ناچار می‌شوند برای در امان ماندن از غارت، با کاروان‌های مسلح سفر کنند و به خوانین محلی باج بپردازند.

مظفرالدین‌شاه در سفرنامه‌‌اش نوشت: چراغ‌های نفتی خیلی بلندی خوبی داشت که خیلی روشنایی می‌داد

دولت مرکزی که توان سرکوب مستقل این طغیان را ندارد، ناچار به درخواست کمک از روسیه می‌شود. روس‌ها در ازای کمک به سرکوب شورش، امتیازات سیاسی و اقتصادی بیشتری در خراسان به دست می‌آوردند که نفوذ آنها را در مشهد دوچندان می‌کند.

اگرچه سرکوب کامل این شورش تا سال ۱۲۷۸خورشیدی به طول می‌انجامد، اما آثار تخریبی آن بر امنیت منطقه و گسست پیوند میان دولت مرکزی و ایالت خراسان، تا زمان حرکت مظفرالدین‌شاه به سمت اروپا در سال ۱۲۷۹خورشیدی همچنان باقی می‌ماند.

در تأکید همین مورد می‌توان به ترور نافرجام حاکم وقت خراسان در حوالی نیشابور (یک سال پیش از سفر شاه) اشاره کرد که نشان‌دهنده تداوم جو بی‌قانونی پس از شورش سالارالدوله است. این ناامنی‌ها که تأثیرات عمیقی بر ثبات شهر مشهد و ایالت خراسان بر جای می‌گذارد، در کنار بحران نان و قحطی، مشهد را در آستانه سفر شاه به فرنگ، به شهری پرتنش و ناآرام تبدیل می‌کند.

 

خیز مشروطیت

مشهد در این دوره و پس از نخستین سفر مظفرالدین‌شاه شاهد درگیری‌های جدی بر سر مدیریت آستان قدس رضوی است. آستان قدس رضوی در ایام سفر‌های شاه، نه تنها یک نهاد مذهبی، بلکه قدرتمندترین سازمان اداری و اقتصادی خراسان است و مظفرالدین‌شاه که برای سفر‌های بعدی خود (نظیر سفر دوم در ۲۲ فروردین ۱۲۸۲ و سفر سوم در ۱۶ خرداد ۱۲۸۴خورشیدی) همواره با کمبود بودجه مواجه است، به درآمد‌های آستان قدس چشم دارد و درصدد انتصاب افراد وفادار به خود برمی‌آید.

این مسئله به کشمکش‌های شدیدی میان دولت مرکزی و نخبگان محلی مشهد منجر می‌شود برای نمونه تغییرات مکرر متولیان، از جمله انتصاب اسدالله خان علم و میرزا علی‌اکبر قوام‌الملک، با مقاومت علما و رجال محلی همچون میرزا مهدی مجتهد روبه‌رو می‌شود که بر استقلال مالی آستان تأکید دارند و با هرگونه سوءاستفاده مالی از موقوفات توسط متولیان اعزامی از تهران مخالفت می‌کنند. این کشمکش‌ها خدمات آستان را مختل کرده و بر نارضایتی عمومی می‌افزاید.

در آن سوی میدان، مظفرالدین‌شاه پس از بازگشت از سفر اول، برای تأمین مخارج دربار و سفر‌های بعدی، در ۷ خرداد ۱۲۸۰خورشیدی امتیاز نفت جنوب را به ویلیام نکس دارسی واگذار می‌کند. سفر‌های دوم و سوم او همچنین با وام‌های جدید از روسیه (۱۰ میلیون روبل) و بانک شاهی انگلیس (۲۹۰ هزار لیره) صورت می‌گیرد؛ مجموعه اقداماتی که تنها بر فقر عمومی و نارضایتی در شهرهایی، چون مشهد می‌افزاید.

از جمله می‌توان گفت که فشار مالی ناشی از افزایش حقوق گمرکی توسط مسیو نوز بلژیکی برای تأمین مخارج سفر سوم شاه در خرداد ۱۲۸۴خورشیدی، نهایتا مشهد را نیز به موج نارضایتی‌های سراسری پیوند می‌زند که به صدور فرمان مشروطیت منتهی می‌شود؛ فرمانی که شاه تنها ۱۰ روز پیش از مرگش در ۱۸ دی ۱۲۸۵ آن را نهایی می‌کند.

 

خرید اولین چراغ الکتریکی حرم

بازگشت مظفرالدین‌شاه از نخستین سفر اروپایی در نخستین شماره روزنامه ادب به تاریخ ۴ رمضان ۱۳۱۸ قمری (برابر با ۶ دی ۱۲۷۹ خورشیدی) انعکاس یافته و آمده که پس از بازگشت شاه جشن مفصلی ترتیب داده شده است، اما علاوه بر این جشن، نخستین سفر مظفرالدین‌شاه سوغات دیگری هم برای مشهد دارد؛ شاه در این سفر چراغ الکتریک و چراغ نفتی را می‌شناسد. او در سفرنامه‌اش درباره چراغ‌های نفتی نوشته است: «چراغ‌های نفتی خیلی بلندی خوبی داشت که خیلی روشنایی می‌داد از این نوع چراغ ان‌شا‌ءالله چند عدد خواهیم خرید.»

او سپس به وزیر اعظم دستور بازدید و سپس خرید آنها را می‌دهد. در همین سفر و در بروکسل دستگاه چراغ برق را هم می‌بیند و آن را برای آستان‌قدس می‌خرد. طبق اسناد آستان قدس رضوی و نامه نصرالله مشیرالدوله، وزیر امور خارجه، در تاریخ ۲۶ خرداد سال ۱۲۸۰خورشیدی اسباب چراغ الکتریسیته و همه ملزومات آن از بروکسل برای روضه مطهره حضرت رضا (ع) خریداری شده است. همچنین شاه در بازگشت از سفر در ایستگاه قطار خاچماس با حاجی محمدباقر تاجرباشی دیدار می‌کند و مسئولیت دایرکردن چراغ برق آستانه را به او می‌سپارد.

روزنامه ادب در ۱۲ اسفند سال ۱۲۷۹خورشیدی در این‌باره می‌نویسد: «به جهت تزئین رواق منوره آستان مطهر حضرت ثامن‌الائمه و دستگاه چراغ الکتریکی به حرم هدیه و راه‌آورد تقدیم نمودند و چراغ مزبور به توسط جناب حاجی محمدباقر رضایوف به مبالغی خطیر و ثمنی گزاف خریداری گشته در پنجم ذی‌القعده وارد مشهد گردید.»

 

* این گزارش پنج‌شنبه ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۸۰۹ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام