دوره قاجار

در میان صد‌ها اثر سنگی بر جای مانده در حرم مطهر رضوی، گروهی از کتیبه‌ها بیش از آنکه روایتگر تاریخ بنا‌ها و رویداد‌ها باشند، بازتاب‌دهنده باورها، دعا‌ها و آموزه‌های دینی‌اند.
در دوره قاجاریه برگزاری مراسم جشن‌ها و سوگواری‌های مذهبی در قشون خراسان رایج بوده تا آنجاکه برای انجام نورافشانی و آتش‌بازی به مناسبت جشن میلاد امام حسین(ع) مقداری باروت طبق روال سالیان قبل در اختیار مسئولان آستان قدس رضوی قرار داده شده است.
کارشناسان، قدمت اغلب این کتیبه‌های سنگی را از دوره صفویه تا اواخر دوره پهلوی تخمین می‌زنند؛ با این حال، نمونه‌هایی نیز وجود دارد که به دوره‌های افشاریه، زندیه و حتی سلجوقی و تیموری تعلق دارند.
قراولخانه بیش از آنکه مانند نظمیه نهادی نوین باشد، ساختاری سنتی و برخاسته از تجربه‌های ایرانی داشت. مأموران فعال در قراولخانه‌ها، معمولا گزمه‌های کارآزموده‌ای بودند که علاوه بر توان جسمی و مهارت‌های نظامی می‌توانستند از عهده تأمین امنیت شهری به‌خوبی برآیند.
دستمزد کحالان به عنوان چشم‌پزشکان سنتی مانند پزشکان نبود و آنها ناچار بودند به مبلغی بسیار کمتر از آنچه اطبا دریافت می‌کردند، رضایت دهند. در مقابل، کحالانی هم بودند که با استفاده از همان دانش محدود، درمان‌های مؤثری برای بیماری‌های چشمی ارائه می‌دادند.
سنگ مقام امام‌رضا (ع)، از کهن‌ترین نمونه‌های شناخته‌شده در میان کتیبه‌های حرم است که اکنون در موزه آستان‌قدس‌رضوی نگهداری شده و در معرض نمایش زائران و علاقه‌مندان حضرت قرار گرفته است.
دستکم طی ۲۵۰ سال گذشته، مسیر ارتباطی مشهد به سمت غرب ایران و تهران به عنوان جاده زیارت و البته با کاربری‌های سیاحتی، نظامی، سیاسی و تجاری، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار بوده و حفظ امنیت و تسهیل عبور و مرور در آن از سوی حکام دنبال می‌شده‌است.
قدمت ساخت صابون و صنعت صابون‌پزی در مشهد معلوم نیست، اما به نظر می‌رسد که نیاز دائمی به این محصول، باعث شده‌بود که کارگاه‌های مربوط به آن همیشه در شهر دایر باشد و به همین دلیل آگهی فروش صابون اولین‌بار در روزنامه «ادب» منتشر شد.
شهر مشهد در دوران تیموریان شاهد رشد و شکوفایی فرهنگی و تحولات جدی در پیدایش معماری اسلامی بود. به قول پروفسور هیلن براند، دوران تیموریان بی‌تردید دوران طلایی مدارس ایرانی است. خراسان و ماوراءالنهر زمینه تحولات جدی بودند.
مسجد پل سنگی آن‌قدر در طول سالیان دچار تغییر و ساخت‌و‌ساز شده که جز کتیبه صد و چند ساله، چیزی از اصالت بنای آن باقی نمانده، مسجدی که وقف‌نامه‌های موجود گواهی به دویست سال سابقه آن دارند.
تاریخ گواه این است که در بسیاری مواقع هم، مدال‌های افتخار همیشه نصیب افتخارآفرینان و قهرمانان یک ملت نمی‌شود و گاهی بر گردن افرادی انداخته می‌شود که سر‌های بی‌گناه زیادی را به باد داده‌اند.
بخش مهمی از گزارش‌های محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه، وزیر انطباعات ناصرالدین‌شاه و نویسنده کتاب بسیار ارزشمند «مطلع‌الشمس» درباره توسعه و تزیین حرم رضوی، در کتاب دیگر او موسوم به «المآثر والآثار» درج شده است.
به استناد خبر روزنامه نوبهار ۲۸ جمادی الاول ۱۳۲۹ قمری پهلوانان دیگری که در این روزگار مسبب دزدی اموال مردم هستند، محمدرضا پهلوان و غلامحسین پهلوان نام دارند که در اطراف سبزوار کاروان‌های تاجران و زائران را لخت می‌کنند.
اگر نادر طولانی‌تر و عاقلانه‌تر حکومت می‌کرد و حکومتش را برای جانشینی شایسته به جا می‌گذاشت که ارتش او را رهبری کند، می‌توانست مدیریت کشور ایران و سرانجام اقتصاد را همان‌طور که در اروپا اتفاق افتاد دگرگون کند.
میرزامحمدحسین قوام‌الدوله، پدربزرگ دو تن از رجال شناخته شده دوره قاجار و پهلوی است؛ دو برادر که اتفاقا آنها هم خوشنام نیستند: وثوق‌الدوله (دلال قرارداد ۱۹۱۹ میلادی) و قوام‌السلطنه.
سلطان‌مرادمیرزا حسام‌السلطنه از این حکمرانانی بود که در دوران حکومتش، با وجود همه کاستی‌ها و ستم‌هایی که مانند دیگرحکمرانان عصر ناصری در خراسان بر مردم روا می‌داشت، دست‌کم در برقراری امنیت کار‌هایی استوار کرد.
در خراسان و مشهد نخستین‌باری که عنوان «گمرک» درج شده است در شماره‌۶ «سالنامه ایران» به سال‌۱۲۹۶‌قمری است که بدون اینکه نامی درج شود، عنوان می‌شود که «مأموران گمرک در خراسان» شامل رئیس و تحویلدار و مشرف هستند.
بخش عمده فعالیت انجمن خیریه سعادت بر توسعه رفاه عمومی و ترویج مؤسسات تمدنی جدید تمرکز داشت. آنها می‌کوشیدند ساختار مؤسسات تمدنی جدید مانند شیرخوارگاه و قرائت‌خانه را به مردم تفهیم و راه را برای افزایش آگاهی عمومی باز کنند.
در مشهد، نخستین آگهی یا خبر ترحیم، روز چهارشنبه، ۲۳‌شوال‌۱۳۱۸‌قمری (۲۴‌بهمن ۱۲۷۹‌خورشیدی) در صفحه آخر روزنامه «ادب» به مدیرمسئولی «میرزاصادق‌خان ادیب‌الممالک» انتشار یافت.
نامش حاج‌علي مرادي است. او می‌گوید: زمان ما شناسنامه نبود، شناسنامه زمان رضا‌شاه باب شد. اما آن‌طوري كه دخترم حساب كرده، حدود صدوده سال دارم. نوجواني‌اش را در زمان احمدشاه گذرانده‌ و در زمان حكومت رضاخان سرباز بوده است.