کد خبر: ۱۵۱۱۱
۰۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۰
تاریخی

تلاش محمدولی خان اسدی برای بهبود نخستین خیابان مشهد

وقتی به وسعت‌دادن خیابان در دوره محمدولی‌خان اسدی نگاه می‌کنیم، شاید در تصورمان یک کار ساده دستوری باشد که به‌راحتی انجام شده است؛ اما بررسی اخبار و اسناد پیش از آن دوره، نشان می‌دهد که چنین نبوده است.

امروزه معبر شهری تعریف مشخصی دارد؛ یعنی حریمی که عابر پیاده به راحتی می‌تواند در آن قدم بزند. در اغلب خیابان‌های امروزی، محدوده‌ای که خودرو‌ها می‌توانند در آن رفت و آمد کنند و همچنین فضایی که در اختیار مغازه‌ها و فروشگاه‌ها قرار گرفته، کاملا مشخص است؛ موضوعی که در گذشته چندان مورد توجه نبوده است.

معبر‌های اغلب شهر‌های ایران حدود صد سال پیش چنین تصویری دارند؛ خیابان باریک است و جمعیت در رفت‌وآمد بسیار. چنان‌که خودروها، گاری‌ها، چهارپایان، دوچرخه‌ها و مردم در هم می‌لولند. در این فضای تنگ، دست‌فروشانی نشسته‌اند و کالای خود را می‌فروشند. در فاصله‌ای چند سانتی‌متری از آنهاهم مغازه‌هایی قرار دارد که بعضی به‌دلیل کوچکی فضای داخل، ناچار شده‌اند بیش از نیمی از اجناسشان را دم در حجره بگذارند و همان راه اندک عبور و مرور را هم بر رهگذران ببندند و اینجاست که راه رفتن در این معابر، گیجی و کلافگی عجیبی دارد.

چنین تصویری را در مشهد دوره قاجار و اوایل پهلوی نیز می‌توان دید؛ آن هم با شدتی بیشتر؛ زیرا در آن دوران تنها خیابان شهر (بالاخیابان، پایین خیابان) نه تنها به‌دلیل وجود مغازه‌های بسیار، مسدود است بلکه قرار گرفتن این اجناس، آن هم به مدت طولانی در معبر با توجه به نبود نظارت، سبب می‌شود تا مغازه‌دار‌ها روی آنها را بپوشانند و مکانی آلونک مانند بسازند و بر آن احساس مالکیت داشته باشند. 

اسناد تاریخی نشان می‌دهد این آلونک‌ها که با تصرف معبر ایجاد شده بودند، پس از مدتی، نه تنها توسط مغازه‌داران خرید و فروش می‌شده که در برخی مواقع قیمت آن از خودِ حجره‌ها گران‌تر بوده و سبب دردسر‌های بی‌شماری می‌شده است. این اوضاع تا پیش از آمدن محمدولی‌خان اسدی وجود داشته تا اینکه او تصمیم‌می‌گیرد فضای معبر در تنها خیابان شهررا وسعت ببخشد و سبب و تسهیل عبور و مرور در آن شود.

سطر‌های بعدی، روایت تلاش‌های او در مقام والی و نایب‌التولیه خراسان برای رفع این معضل است.

 

کاری که فقط اسدی از پس انجامش برآمد

وقتی به وسعت‌دادن خیابان در دوره محمدولی‌خان اسدی نگاه می‌کنیم، شاید در تصورمان یک کار ساده دستوری باشد که به‌راحتی انجام شده است؛ اما بررسی اخبار و اسناد پیش از آن دوره، نشان می‌دهد که چنین نبوده است، زیرا که در طول سالیان، دکان‌ها و حجره‌های اطراف خیابان اندک‌اندک اجناس خود را بیرون گذاشتند، سپس رویش را پوشاندند و در نهایت سازه‌ای دائمی روی آن بنا کردند. به این صورت، عرض تنها خیابان شهر کم شد و از سوی دیگر، روی نهر و اطراف آن نیز آلونک‌هایی برای فروش اجناس ساخته شد تا بلبشویی برپا شود که آستانه، نظمیه و بلدیه حریف آن نباشند.

 

بلدیه نوپا؛ حریف خیابان‌گیر‌ها نیست

حقیقت آن است که بلدیه در سال‌های شروع قرن، کودک یک‌ساله نوپایی است که تازه دارد قانون‌گذاری می‌کند و تجربه می‌اندوزد و به قول روزنامه «تازه‌بهار»، مردم آن را به عنوان «چراغ‌روشن‌کن» و «خاشاک‌جمع‌کن» می‌شناسند. آستانه نیز آن‌قدر در سهم‌خواهی و بی‌انضباطی غرق است که نمی‌تواند چنین ماجرایی را جمع‌وجور کند و برای پایان دادن به این مشکلات، در خرداد سال ۱۲۹۹ خورشیدی «کمیسیون اصلاحات آستانه» شکل می‌گیرد که تا مدتی خودش را پیدا نکرده است و از سوی دیگر زورش به ریشه‌های تبانی و فساد هم نمی‌رسد.

نظمیه نیز همیشه از نبود نیروی کافی و سرقت‌های شبانه و روزانه نالان است و، چون وظیفه آتش‌نشانی را نیز به گردن دارد، پیش‌آمدگی املاک در خیابان برایش اولویت ندارد. این وقایع را می‌توان در میان اخبار جراید در سال‌های پیش از اسدی پیگیری کرد. برای مثال روزنامه «خورشید» گلایه یک شهروند را از ساخت دکان در معبر عمومی و خیابان تاریخی درج می‌کند.

او با لحنی اعتراضی می‌نویسد که عرض خیابانِ به آن وسعت، حتی از دالان کنار منزل فلان آقا هم تنگ‌تر شده است و با کنایه به عملکرد آستانه ادامه می‌دهد: «کمیسیون اصلاح آستانه هم زورش به احمدآباد می‌رسد که خراب کند و به آنجا [خیابان اصلی]، نه…»

در توصیف وضعیت بازار و پیش‌آمدگی‌های آن در خیابان و مشکلاتی که برای مردم ایجاد می‌کرده، باید این نامه را که در اول دی‌ماه سال ۱۳۰۳ خورشیدی به روزنامه «خورشید» فرستاده شده است، خواند: «در پایین‌خیابان یعنی خیابان پنج شش قرن قبل که با این وسعت برای امروز تهیه شده تا بتواند فکر ایرانی را ثابت کند، فلان طماع دکان روی نهر بنا کرده و صرفه آستانه حساب می‌کند. فلان آقا در بازارچه سراب دکان ساخته است، دو ذرع از معبر عمومی را گرفته و بنا گذارده؛ به این هم قانع نیست که مستأجر کیسه نخود و لوبیا را در زمستان یا هندوانه و خربزه را در تابستان جلو راه می‌گذارد.

در این بین گاری چهاراسبه می‌خواهد عبور کند، بیچاره زنِ عابر ناچار است خود را به یک مرد متصل کند که اسب گاری به او صدمه نزند، یا اگر اتومبیل آمد فلان زنِ مریض شده و از ترسِ صدمه خود را ببازد. آیا خجالت نمی‌کشید تمام اهالی سراب از اینکه طفل دو ساله زمان عبور اتومبیل یا گاری متوحش می‌شود؟»

 

سنگ‌اندازی در مسیر اصلاح راه

در سال ۱۲۹۹ خورشیدی، بلدیه‌ای که نه بودجه کافی دارد و نه عایدات درست و حسابی، تصمیم به اصلاح خیابان‌ها و راه‌های شهر می‌گیرد و چاله‌های عمیق رفت‌وآمد درشکه‌ها را با سنگ پر می‌کند؛ کار را از پایین خیابان شروع می‌کند و به بالا خیابان می‌رساند.

۱۱ اردیبهشت همین سال، روزنامه «تازه‌بهار» با دادن این خبر می‌نویسد: «نمی‌دانیم تکلیف بنا‌های روی نهر چه خواهد بود، خراب خواهد شد یا یک نمونه از عهد عتیق برای اصلاحات خیابان باقی خواهد ماند؟» ظاهرا همین جاست که نیاز به قدرت نظامی هم خودش را نشان می‌دهد و امیرلشکر شرق به کمک بلدیه می‌آید.

در سال ۱۳۰۳ خورشیدی با این حربه، بلدیه تا حدودی موفق به برچیدن آلونک‌های روی نهر می‌شود؛ زیرا روزنامه «خورشید» در مطلبی خطاب به امیرلشکر شرق که هم‌زمان رئیس بلدیه نیز هست، متنی با این مضمون می‌نویسد: «بلدیه اعلام کرده بود، چون با تعمیر خیابان سفلی و خراب کردن بنا‌های روی نهر، قیمت دکان‌های اطراف بالا رفته است، مالکان دکان‌ها باید در هزینه سنگ‌فرش خیابان کمک کنند. نویسنده پیشنهاد می‌کند همین کار درباره اطراف مقبره نادری هم انجام شود.»

البته امیرلشکر با حواشی زیادی روبه‌رو می‌شود که بخشی از آن در ۷ دی‌ماه سال ۱۳۰۳ در جراید بازتاب پیدا می‌کند: «حال امیرلشکر شرق می‌خواهد یک کوچه را وسعت بدهد؛ یکی می‌گوید فلان سید بدبخت شد، یکی می‌گوید بیچاره مردم در زمستان چه خاکی بر سر کنند و هزار‌ها معایب شرعی و عرفی برای یک کار مقدس می‌تراشیم که ایشان را از تصمیم خود منصرف کنیم.»

در این میان شایعاتی نیز علیه «ناظم» (مهندس رسمی بلدیه که مسئول تعیین حریم تخریب است) شکل می‌گیرد؛ می‌گویند او به دلیل چهل باب منزلی که در نوغان دارد، دست به این تخریب‌ها می‌زند. او هم ۱۶ دی ۱۳۰۳ در مقام پاسخ‌گویی برمی‌آید: «اینجانب مأمور رنگ‌ریزی وسعت خیابان‌ها هستم نه مأمور خرابی… دو نقشه رنگ‌ریزی شده؛ یک نقشه وسعت دادن کوچه‌های سابق با همان حالت پیچ‌وخم‌ها و دیگری خیابان مستقیم (خیابان صفوی و نادری) است تا آن پیچ‌وخم‌ها موقوف شود… مطابق تصدیق معماران شهری، [بعد از تخریب پیش‌آمدگی‌ها]قیمت نازل دو طرف خیابان مذکور، هر تومانی پنج تومان افزایش خواهد یافت.»

سخت‌گیری و جدال‌ها سهم جان‌محمدخان می‌شود و اسدی محصول آن را برداشت می‌کند

 

معیار خیابان؛ سردر صحن عتیق

امیرلشکر شرق یا همان جان‌محمدخان با استفاده از قدرت نظامی و فرماندهی‌اش در لشکر می‌تواند بخش زیادی از بار تخریب‌ها برای تعریض معابر قدیمی شهر را بر گردن بگیرد، اما این کار در نهایت به نام محمدولی‌خان اسدی به ثبت می‌رسد. در واقع سخت‌گیری و جدال‌ها سهم جان‌محمدخان می‌شود و اسدی محصول آن را برداشت می‌کند.

اسدی، اهل بیرجند و متمایل به خاندان علم، پس از سه دوره نمایندگی مجلس، در سال ۱۳۰۵ نایب‌التولیه آستانه می‌شود و اصلاحات اداری و کالبدی را آغاز می‌کند. اسدی در یکی از اقداماتش به سراغ پیش‌راندن مغازه‌ها و بنا‌های خیابان (بالاخیابان و پایین خیابان- نخستین خیابان مشهد که شاه عباس صفوی آن را ساخته است) می‌رود.

طبق گزارش‌های مندرج در روزنامه «آزادی» در سال ۱۳۰۸ و ۱۳۰۹، معیار مهندسی برای عرض خیابان، نه براساس سلیقه شخصی، بلکه بر مبنای معماری حرم مطهر تعریف می‌شود. طبق اخبار، دستور ابلاغی به رئیس ساختمان بلدیه صادر می‌گردد تا تمام نقاطی که عرضی کمتر از «۲۸ ذرع (معادل عرض سردر صحن عتیق)» دارند، شناسایی و به مالکین جهت عقب‌نشینی اخطار داده شود.

این تصمیم، نخستین گام برای ایجاد یک عمق بصری منظم به سوی گنبد مطهر است. ۲۲ مهر سال ۱۳۰۸، روزنامه «اطلاعات» از تصمیم آستان قدس رضوی و متولی آستانه برای اصلاحات اساسی در خیابان‌های علیا و سفلی خبر می‌دهد. به ظاهر به دکان‌های دو طرف بالاخیابان و پایین‌خیابان که چند متری را از حد واقعی ملک خود پیشروی کرده و ساختمان ساخته‌اند، دستور داده می‌شود که این سازه‌های پیش‌آمده را تخریب کنند و مغازه‌های خود را به سبک جدید و با قوانین تازه هماهنگ سازند.

اسدی، شوشتری (مفتش کل آستانه) را مأمور این کار می‌کند تا با جدیت پیشرفت این مسئله را زیر نظر بگیرد و نیز جدیت خودش را برای اجرای این کار نشان بدهد.

 

مقاومت کاسبان و اقتدار اسدی

وقتی جان‌محمدخان شروع به پیش‌راندن املاک می‌کند، با مقاومت زیادی میان خواص، عوام، بازاری‌ها و دیگر اقشار جامعه روبه‌رو می‌شود. همان‌طور که روایت شد، روزنامه‌ها هر روز گزارشی از میان موافقان و مخالفان چاپ می‌کنند و افراد مختلف متهم به منفعت داشتن از اجرای این طرح می‌شوند.

باید این اتفاقات بیفتد تا جاده برای اجرای طرح در زمانه اسدی صاف شود. اما با این حال، چند سال بعد و در زمان نیابت اسدی بر آستان قدس هنوز عده زیادی هستند که در برابر عقب‌نشینی مقاومت می‌کنند. از آن جمله می‌توان به ماجرای درگیری و قشون‌کشی حاج محمدابراهیم حکاک برای مأموران آستانه اشاره کرد.

این اتفاق در ۱۹ دی‌ماه سال ۱۳۰۸ رخ می‌دهد و روزنامه «آزادی» آن را روایت می‌کند. وقتی پتک و کلنگ کارگران بر بدنه دیوار‌های پیش‌آمده فرود می‌آید، حاج محمدابراهیم به همراه برادرانش در محل حاضر می‌شوند؛ او مدعی است طبق یک اجازه‌نامه خطی (که همان زمان شایعه می‌شود مجعول و ساختگی است)، این ملک را در اجاره خود دارد و آستانه حق تخریب آن را ندارد. اما حکاک به جای پیگیری قانونی در عدلیه، به سبک «ارباب‌رعیتی» دهه‌های گذشته عمل می‌کند.

او گروهی از زارعین و عوامل خود را از خارج شهر به داخل دروازه‌های مشهد می‌کشاند تا با زور بازو، مقابل اراده اسدی و آستانه بایستد. آنها عمله‌جات را به شدت زیر باد کتک می‌گیرند و حتی به دربانان آستانه هم رحم نمی‌کنند تا اینکه نظمیه وارد عمل می‌شود تا بساط درگیری را جمع کند.

روزنامه «آزادی» نیز با بیان این روایت و اشاره به گذر از زورگویی به قانون‌گرایی می‌نویسد: «قدرت دولت و قوانین ایران این طومار‌های سنگین را درهم نوردیده و اجازه این قبیل عملیات زشت را به کسی نمی‌دهد.»

شدت برخورد با افراد معترض، راه برای بازگشایی معبر تصرف‌شده خیابان را باز می‌کند.

۱۲ خرداد سال ۱۳۰۹ نیز روزنامه «بهار» از شروع خرابی خبر می‌دهد و می‌نویسد: «خیابان علیا از کوچه چهارباغ الی درب دروازه مطابق قسمت صحن عتیق از طرف باغ تولیت وسعت می‌یابد؛ از دیروز شروع خرابی کرده‌اند.»

۱۴ خرداد نیز روزنامه «بهار» همین خبر را با ادبیاتی متفاوت تأیید می‌کند و می‌نویسد: «از روز شنبه دکاکین و پیش‌طُره‌های دکاکین خیابان علیا را از طرف اداره بلدیه و آستانه شروع به خرابی نموده‌اند. به قراری که معروف است در نظر گرفته شده که ساختن پیاده‌رو، خیابان و نهر را به صاحبان دکاکین تحمیل نموده و وسط خیابان از طرف بلدیه ساخته شود و سنگ‌های جلو دکاکین باید سنگ سفید باشد.»

 

* این گزارش سه‌شنبه ۶ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۸۱۹ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام