بررسیها نشان میدهد حیات نهر خیابان مشهد با وجود همه فراز و نشیبهای تاریخی تا پایان دوره قاجار، تداوم داشته و با وجود خرابیهای فراوان به جزئی ناگسستنی از ساختار آبرسانی شهر تبدیل شده است.
مشهد در سال۱۳۱۳ بیش از ۲۳ یخدان داشته است که همه بهمرور تخریب شده. در این میان در روستای چهاربرج یخدانی قاجاری وجود دارد که، چون در ملک شخصی قرار داشته و وقفعام بوده، تقریبا سالم باقی مانده است!
سیدجواد ظهیرالاسلام در اوج دوران قحطی بزرگ متولیباشی آستانقدسرضوی شد و یکی از تاریکترین ادوار مدیریتی در اماکن متبرکه است. در این دوره بدهیهای آستانقدس بهصورت تصاعدی افزایش یافت.
خانه اکبرزاده تنها یک باد و باران تا تخریب کامل فاصله دارد؛ خانهای قاجاری که نمای سردرش منحصربه فردترین نمونه معماری از سردرهای تاریخی در میان اندک خانههای قدیمی باقی مانده شهر است.
آرتور کانولی مدتی را در مشهد گذراند. همزمانی این حضور با سکونت عباسمیرزا نایبالسلطنه در مشهد از یکسو و آغاز ماه محرم از دیگرسو عاملی شد تا او بتواند گزارش کاملی از آیینهای مردم مشهد در ماه محرم تهیه کند.
وجهتسمیه نام نوغان برگرفته از نوغانداری (پرورش کرم ابریشم) است؛ پیشهای که بر اساس اسناد دوره قاجار در مشهد و خراسان، قدیمی و کهن بوده است و بعدها نیز به یک صنعت تبدیل میشود.
ایوان شمالی صحن نو (آزادی) به ایوان «تلگرافخانه» شهرت دارد. دلیل این نامگذاری، قرار گرفتن تلگرافخانه و سپس مخابرات حرمرضوی در ساختمان مجاور این ایوان بوده است.
در طول تاریخ، افراد بسیاری کوشیدند با تزریق آب قناتهای اطراف مشهد به محدوده حرمرضوی و محلات مشهد، مشکل آب را تاحدودی مرتفع کنند اما برای همیشه ممکن نبود و استفاده از چاه آب،جایگزین شد.
ادیبالممالکفراهانی وقتی برای تصدی موقوفه خانوادگی قائم مقامیها به مشهد میآید، نخستین روزنامه مشهد را با عنوان «ادب» منتشر میکند؛ او یک سیاستمدار زبده و شاعری توانا در سبک عراقی نیز است.
ایوان غربی صحن نو (آزادی)، مشهور به ایوان طلای ناصری و ایوان طلای «دارالسعاده»، یکی از مشهورترین ایوانهای حرممطهررضوی است که قدمت ساخت و تزیین آن به دوره قاجار باز میگردد.
مشهد در طول عمر هزارودویستساله خود، با وجود باغهای سرسبز فراوان، خشکسالیهای بسیاری را تجربه کرده و هربار هم برای رفع این مشکل راهکارهایی اندیشیده شده که سدسازی یکی از آنها بوده است.
«ذوالفقار مهندس» در سال ۱۲۸۴ قمری یک نقشه از شهر مشهد کشیده که جزئیات بسیار زیادی از وضعیت ساختاری حرم و محیط شهری اطراف آن ارائه میدهد. او اولین ایرانی است که نقشه شهرهای کشور را ترسیم کرده است.
کوچه شهیدهاشمینژاد ۱۰، پس از انقلاب شاهد تخریب بناهای ویلایی بسیاری بوده که جایشان را به آپارتمانهای چندطبقه دادهاند. اکنون از بدنه اولیه کوچه تنها یک پلاک مخروبه دیده میشود.
«کوشک مهدی» احتمالا یکی از قدیمیترین و درعینحال ناشناختهترین مکانهای تاریخی حاشیه مشهد است؛ روستایی کهنسال که اراضی آن بر کرانههای کشفرود باستانی قرار دارد
باوجود سندی قدیمی که میگوید متولی وقف از حدود صد سال پیش، سقای دهستانی بوده، ساکنان قدیمی کوچه بهادرخان معتقدند این محدوده دستکم صدسال است که بهنام بهادرخان و تکیه نیز به همین نام شناخته میشود.
روزنامه «نوبهار» مورخ ۱۹ دیماه سال ۱۲۸۹ خورشیدی گزارش داده است که مردم در مجالس تعزیه اباعبدالله بهجای قند و چای، قهوه با عسل مینوشیدند. مردم حتی در خلوت خود هم به این موضوع پایبند و از چای و قند رویگردان بودند.
۲۷ بهمن ۱۲۸۵، مجلس شورای ملی دوره اول، شاهد قرائت نامهای بود که جمعیت حاضر بار رنج و ذلت آن را تحمل نکردند و به تلخی گریستند. اینبار ناموس ایرانی به غارت رفته بود و در کریهترین حالت ممکن، ننگینترین واقعه تاریخ معاصر ایران را رقم میزد.
بهار و تابستان سال ۱۳۰۸ مرزهای مشهد و خراسان در قرق راهزنان بود. یکی از این راهزنان بزرگ، زلفو است که با همدستی سه برادرش، برای چندسال در اطراف خراسان و مشهد دست به چپاول اموال مردم زد.
اصل بوته چای از آسیای شرقی است، اما از دوران مظفرالدینشاه به کوشش شاهزاده محمدمیرزا، ملقب به کاشفالسلطنه(شاهزاده قاجاری) در ایران نیز کشت شد و محمدمیرزا با آوردن نهال چای از هند و کشت آن، پایهگذار این محصول در ایران میشود.
قرار داشتن مسجدی کوچک که روی نخستین حوضانبار در این کوچه ساخته شده بود، سبب شد در سالهای بعد، ابتدا کوچه به عنوان کوچه «مسجد روحوضی» شناخته شود، اما با تکمیل و گسترش مسجد، نام جدید به کوچه «مسجد دوازدهامامیها» تغییر کرد.