ناصرالدینشاه قاجار در طول حکومت و فرمانرواییاش دو سفر به مشهد دارد. اولی در بیستویکمین سال سلطنتش است که شرح آن را علینقیخان حکیمالممالک به رشته تحریر درآورده است.
خاطرات ستوان «آلکس بارنز» تصویری از مشهد در دوره سلطنت فتحعلی شاه قاجار را پیش روی مخاطب قرار میدهد. او افسری انگلیسی بود که در سال ۱۸۳۱ میلادی به مأموریت شناسایی در غرب آسیا فرستاده شد.
سابقه سانسور فقط مختص امروز نیست و شاید باورتان نشود اگر بشنوید که این موضوع هزارانسال سابقه دارد. زمان قاجار که با جنگ، قحطی و کشتار همراه بود، نامهها پیش از گیرنده، توسط افراد دیگری خوانده میشدند.
عباسمیرزا پیش از ورود به مشهد، از بیماری رنج میبرده است و روایتهای تاریخی میگویند که او درگیر نوعی بیماری کبدی بوده است. نایبالسلطنه برای فرار از بیماری و مرگ، پزشکان متعددی را به کار گرفت.
نخستین شیوع «آنفلوانزا» و آشنایی با این واژه در ادبیات طبی مشهد مربوط به سال ۱۲۷۰ خورشیدی است. پیش از دوره قاجار از آنفلوانزا با عنوان «بیماری همهگیر» یاد شده است.
طبق مستندات درجشده در روزنامههای دوره قاجار، از اوایل حکومت احمدشاه قاجار، حمامهای زیادی به دوش مجهز بودهاند و در عصر رضاخان نهتنها دوش در حمامها اجباری میشود که خزینهها نیز برچیده میشوند.
عینالسلطنه در توصیف مشهد مینویسد: مشهد شهر کوچکی نیست. بازارش معمور و رو به ترقی و آبادی است. ترکها خانههای خوب ساخته و میسازند. تجارت روس از راه عشقآباد رواج دارد. قونسول روس و انگلیس عمارت و باغ عالی دارند.
جنگ جهانی اول تنها در سنگرهای اروپا جریان نداشت. شعلههای آن نبرد ویرانگر که ۱۰۷سال پیش در چنین روزهایی پایان یافت، به خاک ما هم کشیده شد؛ اما نهفقط با توپ و تفنگ، بلکه حتی با اسکناس!
سرشماری انجامشده در مشهد شامل شش محله اصلی بود: نوغان، سرشور، عیدگاه، سراب، پایینخیابان و بالاخیابان. براساس این سرشماری، جمعیت کل مشهد ۵۷هزارو۲۸۷ نفر و تعداد خانهها ۷هزارو۶۶۷ باب ثبت شده بود.
دارالشرع یک مَسنَد حقوقی بود؛ مسندی که یک مجتهد صاحبفتوا آن را در اختیار داشت. این مجتهدان معمولا دانشآموختگان حوزههای بزرگ علمیه در اصفهان، تهران، نجف و همچنین مشهد بودند و از مراجع اعلم و مشهور اجازه فتوا داشتند.
سفرنامه سیدحسن موسویاصفهانی از مشهد، مکه و عتبات مصادف با سفر او به این سرزمینهای مقدس به خط خودش نگاشته شده است. مهمترین امتیاز این سفرنامه آن است که نویسنده طی آن مرقد یازده امام را زیارت کرده است.
سالار در دوره نخست میکوشید تا شرایط مشهد را دستخوش تغییر نکند. شواهد میدانی نشان میدهند که بازسازی و توسعه حرمرضوی رونق خوبی داشت و مردم نیز، باوجود همه مشکلات، وضعیت عادی داشتند.
یکی از مستشاران بلژیکی که برای اداره امور پستی ایالت خراسان راهی مشهد شده بود، در این شهر دست به اقدامی خارج از حدود وظایفش زد که تبعات سنگینی برایش بهدنبال داشت.
نامیدن کوچه به نام کربلا بهدلیل تجمع کاروانسالارهای کربلاست و در سالهای قبل از سده ۱۴ هجری که زائران کاروانی و با استفاده از شتر و اسب و قاطر عازم کربلا میشدهاند، این کوچه محلی بوده است برای آغاز سفر زیارتی.
این تصویر بسیار مهم و جذاب از صحن عتیق حرمرضوی بوده؛ منحصربهفرد و پر از شواهد تاریخی ناب و متعدد است. اهمیت محتوای این تصویر همین بس که به احتمال زیاد، قدیمیترین تصویری است که کبوتران حرم در آن ثبت شدهاند.
ناصرالدینشاه قاجار، در مجموع، سه بار به مشهد سفر کرد و برای بار سوم، سفرنامه مفصلی نوشت. برای بهبود اوضاع فرمانهایی صادر کرد و دستورهای سفر قبل را نیز با دقتی فراوان ارزیابی و از اجرای آنها مطمئن میشد.
اسناد میگویند که وضع مساعد پرورش گوسفند در خراسان و روابط نزدیک با افغانستان سبب شد کارگران ایرانی این هنر را از مهاجران افغان بیاموزند و بهاینصورت خراسان به یکی از مراکز مهم پوستیندوزی تبدیل شود.
با اتکا به دو شاهد میتوان بیان داشت که آب خیابان در سالهای بعد از دوره صفویه از جمله در دوره افشاریه و حتی در زمان اوج زمامداری نادرشاه، دستکم پس از ورود به صحن عتیق دیگر کیفیت مناسبی نداشت.
مشهور است که زیر این گنبد، سنگاب قدیمی و مشهور «خوارزمشاهی» قرار داشته است که امروزه بهعنوان قدیمیترین سنگاب حرمرضوی در موزه آستانقدس نگهداری میشود.
ظاهرا اجتماع در گورستان، ختم قرآن و توزیع انواع مواد غذایی بهعنوان بخش مهمی از رسم قدیمی چراغبرات برقرار بوده است؛ اما طبق تصویر چادرهای برپا شده در گورستان هم تعدادشان کم نیست.