علیاصغر قاسمی، فروشنده ظروف مسی در محله سعدآباد است. او که از سال ۱۳۵۶ در حاشیه بولوار قرنی فعالیت دارد، سومین نسل از خانوادهای است که به این حرفه روی آوردهاند.
محله
سعدآباد
محله سعدآباد در میان اهالی بهواسطه خیابان معروفش، به نام سناباد نیز شناخته میشود. اما خیابان سناباد امروزی در زمینهای روستای سناباد قدیم قرار ندارد و فقط در مسیر رسیدن به قنات آن بوده است. مزرعه سعدآباد از قدیمیترین مزارع وقفی خراسان و شهر مشهد است. بنا بر وقفنامه گوهرشاد تمامی مزرعه سعدآباد وقف مسجد گوهرشاد شده است.
جعفر علیزادهگلستانی، کفشدار حرم ساکن محله سعدآباد در کتاب «وادی مقدس» که یکی از تألیفات اوست، خاطرات و یادداشتهای هشت سال خدمتش در بخش کفشداری حرم مطهر حضرت رضا (ع) را ثبت کرده است.
زهرا سهرابی دارنده مقام دوم کشوری شمشیربازی بچه محله سعدآباد است. او میگوید: شمشیربازی سه مدل اسلحه دارد که هرکدام رشتهای مجزا به خود دارد؛ سابِر، اِپه و فلوره که بازی با هرکدام از این شمشیرها فوتوفن و قوانین خاصی دارد.
عباس لطفی، حالوهوایی قرآنی به کلاسهای تکواندویش داده است او میگوید: در سالن کارگران مشهد کلاس تکواندو دارم. قبلاز شروع کلاس با همان لباس تکواندو بچهها دور هم جمع میشوند و قرآن میخوانیم.
آزاده درویش، نایبقهرمان مسابقات کاپ آزاد کوالالامپور مدالش را به خانواده شهدای مدافع حرم تقدیم کرد.
۲۴ شهریور ماه، جمعی از فارغالتحصیلان دانشگاه جهاددانشگاهی مشهد، ورودیهای سال ۱۳۶۲ یعنی نخستین گروه دانشجویان بعد از انقلاب فرهنگی، بعد از ۳۰ سال گرد هم آمدند.
حسین، محمدمهدی و محمد نوجوانان ساکن کوچه باباطاهر ۶ سال است در موکب کوچکشان پذیرای اهالی هستند.
سیدجواد سیدی، طلافروشی است که اهل کوهنوردی، دوچرخهسواری و طبیعتگردی بود او که صدها نفر را شیفته ورزش کرده بود ۱۸ آبان ۱۴۰۱ دار فانی را وداع گفت.
نسلی از عینکفروشان بنام امروز مشهد، شاگرد مهدی یوسفی صراف، صاحب عینکسازی هیمالیا در خیابان ارگ بودهاند. او میگوید: چند سالی طول کشید تا برای شناخت دقیق عینک کتابهای آلمانی را مطالعه کنم.
ابولقاسم عربزاده چراغ یکی از اولین مغازههای خیابان قرنی را روشن کرده است، او در نوجوانی به دلیل قدرت بدنی بسیار خود به پهلوان کوچه هشتآباد معروف بود.
اسدالله غفوریثانی داستان کتابفروششدنش را که در ادامه به راهاندازی جمعهبازار کتاب منتهی شد، اینطور روایت میکند: من و آقایان مقدسی، سیدآبادی، امیری، آخوندی و... در زیرزمین پاساژ مدرس مغازه داشتیم.
گلخانه نیری حدود ۴۰ سال است که در حدفاصل خیابان قرنی و چهارراه مجد، گل و گیاه مشهدیها را تأمین میکند.
علی فضلی میگوید: ما برای درستکردن شربت از این قارچ، از چند پیمانه چای آمادهشده و شکر استفاده کردیم و بعد از هفتروز توانستیم از شربتی که درست شده، استفاده کنیم و آن را در یخچال بگذاریم.
اهالی محل صاحب گلفروشی محله سعدآباد را با نام «مشممدعلی» میشناسند. اکنون او سالهاست که از دنیا رفته و مغازهاش توسط نسلهای بعد از او اداره میشود.
محمدجواد شیرزاد گرچه مدرس فیزیک، تاریخ و جغرافیا است، اما سالهاست که علم روباتیک را به علاقهمندان این حرفه میآموزد.
دکتر مهدی فرساد میگوید: روزهای اول حضور درکنار بچههای دارای معلولیت آسان نبود، اما عادت کردم. حالا بچهها من را بابا صدا میزنند. وقتی کنارشان هستم، ذوقزده میشوند.
دکتر کمیل مشایخی، ساکن محله سعدآباد، یکی از این دامپزشکان است که عشق به حیوانات در او باعث شده است به این حرفه روی آورد.
آرمیکا مهربان دوازده سال بیشتر ندارد، اما با همین سن کم توانسته است بیشاز بیست مدال طلا و نقره و حکم قهرمانی در کارنامه ورزشی خود ثبت کند.
احمد ماهوان نویسنده کتاب «تاریخ مشهد قدیم» دایرهالمعارفی ارزشمند از آداب و رسوم و اطلاعات مردمان مشهد دیروز است.
توی کوچه و حتی خانه ما از آب سناباد، جوی آبی روان بود و برای شستوشو مشکل کمآبی نداشتیم، اما آب شرب و پختوپز از کاریز باغ حاجی نادری بود.