حسن شیدا را محلیها خوب میشناسند. چشمش به یک غریبه هم که میافتد سلام و علیکش را دارد. این شاید به همان مرام پهلوانی بر میگردد که با آن بزرگ شده است.
اینجا گود زورخانه چهارراه آزادشهر است که در طبقه زیرین بانک ملی قرار دارد و از سال۸۲ که احداث شده، پهلوانهای بسیاری را در تاریخ بیستساله خود پرورش داده است.
حسن بامشکی، مربی پیشکسوت کشتی میگوید: داشمشتیهای هر محله مانند پاسبان و نگهبان آن محله بودند، چون امنیت کوچه و خیابان محله زندگیشان را تأمین میکردند.
مسعود ریاضی، کشتیگیر مشهدی ساکن خیابان فردوسی میگوید: زمانی کشتی در استان قهرمانان زیادی داشت و این افراد الگویی برای نوجوانان بودند درنتیجه تنور کشتی در استان داغ بود.
مرشد سید علیاصغر بزازیان، متولد ۱۳۴۵ است و از ۱۳ سالگی وارد گود زورخانه شدهاست. تمام خاطرات و لحظات کودکیاش به زورخانه میرسد. به خاطر گلریزانهای بیشمارش از شمال مشهد تا جنوب شهر همه مرشد بزازیان را میشناسند.
خیلیها پهلوان «غلامعلی عاقلتر» را بهعنوان پدر پیشکسوتان کشتی استان میشناسند.
امیرحامد چوبدار به هر زورخانهای که وارد شود، مرشد موظف خواهد بود با همراهی زنگ و ضرب، آمدنش را به دیگران اطلاع دهد.
حسینعلی ابراهیمی روزگاری «اول کشتیگیر» بوده و در هر مجلسی و با هر کسی که ادعای کشتی داشته، سرشاخ میشده است. خودش میگوید، پشتش به خاک نخورده است.
وقتی احمد وفادار بازوبند پهلوانی را به شاه نداد، آزار و اذیت دولتیها و وابستگان حکومت آغاز شد. اول از همه حق سفرهاش را که امتیاز ویژه پهلوان کشور بود، قطع کردند.
یوسف جوانبرگ هشتاد ساله را میتوان به چند شیوه معرفی کرد؛ پهلوان قدیمی گود کشتیباچوخه، کارگر فعال در ساخت آرامگاه فردوسی و.. اما خودش ترجیح میدهد شاگرد جهانپهلوان تختی بنامیمش.
محمدرضا کیهانی یزدی پهلوان نود ساله محله راه آهن یکی از معدود پهلوانان صاحب زنگ در زورخانه است.
مرشد مجید جهان معتقد است که مرشدی و توسل به مولا معجزات زیادی در زندگی برای او بههمراه داشته است و میگوید: «بهدلیل عارضه شیمیایی گاهی نفسم میگیرد، اما نام مولا را که میبرم نفسم تازه میشود.»
مهدییار شاهینفر از سهسالگی همراه پدرش به گود زورخانه رفته و درکنار بزرگترها تمرین کرده است.
حسین تقدمی بیشاز ۴۵ سال روی تشک همین سالن تمرین کرده، کشتی گرفته و مدالهای زیادی کسب کرده است.
من هر چه دارم از کشتی است؛ کنار همین کشتی لیسانس و فوقلیسانس تربیتبدنیام را گرفتهام؛ حتی دانشجوی دکترا بودم که به خاطر شرایط کاری انصراف دادم.
بزرگترین گود کشتی مشهد که روزگاری پر از شور و غوغا بود، حالا سه سالی میشود که ساکت و خاموش شده است.
محمد تیموری معروف به پلنگ سیاه میگوید: از نقطه صفر به اینجا رسیدم که مردم احترامم را دارند. خراسانیها کشتی باچوخه را دوست دارند.
پهلوان اسماعیل جاوید، یکی از این پهلوانان بامرام و گمنام است که قدرت بازوی خود را در راه حمایت از حقیقت و جوانمردی به کار بست و سرانجام در این راه جان خود را از دست داد.
فرزندان کیومرث مقدساوغاز نیز همچون پدر، قدم در مسیر قهرمانی ورزش پهلوانی گذاشتهاند و رتبههای استانی و کشوری مختلفی کسب کردهاند.
وقتی که استخوان خرد کرده باستانی پایش را از در باشگاه داخل میگذارد، زنگ به صدا در میآید تا همه بفهمند که فلان ورزشکار باسابقه وارد زورخانه شده است.