«شهید امیررضا قربانی» درپنجم مهرماه ۱۳۶۶ در حال ساخت سنگر بر اثر اصابت ترکش و خون ریزی به درجه رفیع شهادت نائل گشت. ده سال است که محله شیخ حسن مشهد به نام «شهید قربانی» تغییر یافته است.
محله
شهید قربانی
محله شهید قربانی پرجمعیتترین محله مشهد است. بر اساس آخرین سرشماری، ۷۱ هزار و ۵۰۲ نفر در این محله سکونت دارند. محله شهیدقربانی تا حدود ۲۵سال پیش، همراه با محلههای اطرافش به محدوده التیمورمعروف بود. بعد از تقسیمبندی محلات بهدلیل سکونت شهید امیررضا قربانی، بهنام «شهید قربانی» نامگذاری شد.
سابقه آشنایی لیلا خسروی با جامعه مخاطبان بهزیستی به برادر معلولی برمیگردد که دیگر درمیان خانواده نیست. شاید همینها باعث شد که توانمندکردن افراد توانیاب به فهرست آرزوهای اولویتدار لیلا تبدیل شود.
همهچیز از یک اتفاق شروع شد؛ اتفاقی که برای سیدهمریم حسینیان به منزله ورود به مسیری تازه و خیرخواهانه در زندگیاش بود؛ «در صف نماز، خانمی دخترم را که فقط پانزدهسال داشت، برای پسرش پسندید.»
برای محسن خردمندروشن قابلی ندارد، تعارف نیست. سررسید مقابلش، این را تأیید میکند. صفحات آن پر است از نام همسایههایی که گوشت را به نسیه بردهاند.
بیبی کبری معمر ۷۰ سال دارد و بیشاز سی سال است که هر روز صبح به رفتگران محله صبحانه میدهد. او میگوید: توانایی مالی چندانی نداریم، اما آنچه در سفره داشته باشیم با رفتگران تقسیم میکنیم.
علیاصغر اکبری یک روز برای کار رفت، مغازه اوستا رضا. او کنار دست اوستا کار یاد گرفت و حالا خودش یکی از استادهای موفق سیم کشی خودرو است.
فاطمه بارویی میگوید: از همان بچگی که دائم با مدادرنگیهایم سرگرم بودم. توی اینترنت میگشتم و تصویر موردعلاقهام را دانلود میکردم، میگذاشتم مقابلم و میکشیدم.
اسرا طایی در هنرستان آلطاها جزو استعدادهای معماری به شمار میرود و کسب هفتمدال در سه سال فعالیتش در رشته کونگفو، گواه قابلیتهایش در ورزش است.
محمدرضا فروهی نهفقط برای کمک به مسجد از دادن خواروبار مضایقه نمیکند، بلکه با صرف وقت خود برای برنامههای مسجد، به حال خوب محلهاش هم خدمت میکند. با افتخار میگوید که وردست آشپز است.
مهدیار حسینی میگوید: بابای من قبلا در طبرسی شمالی۳۰ خادم مسجد حسین بنعلی (ع) بود. از همان بچگی به من خیمهداری را یاد داد؛ چهجوری چایریختن و اینجورچیزها را.
عمق نیاز منطقه به فعالیتهای جهادی، سیدمحمدرضا انباییحسینی را که در رشته ریاضی فیزیک تحصیل میکرد، به این باور رساند که باید انتخاب رشتههای مهندسی در دانشگاه را بیخیال شود.
حسینیه حضرت ابوالفضل (ع) حدفاصل پنجتن ۶۲ و ۶۴ یکی از مراکز چهارگانه کانونهای فرهنگیتبلیغی جهادی بلاغ در نواحی کمبرخوردار مشهد به شمار میرود.
میگوید: مادرم روزی با دلی شکسته نذر کرد که اگر خدا پسری به او بدهد و برایش نگه دارد، اسم حضرت رضا (ع) را رویش بگذارد و او را بفرستد برای خادمی امام رضا (ع).
بسیاری از دانشآموزان مدارس چهاردهمعصوم (ع)، حجاب و نرجس با کوچه شهیدقربانی۱۶ خاطرهها دارند. صبحها و ظهرها که گذرتان به این کوچه بیفتد، مملو از دانشآموزان پسر و دختر است. این کوچه اصلیترین معبر محله شهیدقربانی است.
عضو شورای اجتماعی محله شهید قربانی میگوید: زمانیکه با خانوادههای نیازمند در ارتباط بودم، متوجه شدم که یکی از اصلیترین دغدغههای این خانوادهها هزینههای سرسامآور جهیزیه است.
ساجده خانبوداغی تعریف میکند: یادم است وقتی اولین مدالم را که نقره بود، گرفتم خیلی ناراحت شدم. فکر میکردم نمیشود، اما وقتی هدفم را جدی گرفتم دیدم فقط باید بها و هزینهاش را داد.
امیرحسین نوروزی میگوید: نقاشیهای کودکانه برایم جذابیت نداشت و از مادرم میخواستم برایم نقاشیهای پیچیده را دانلود کند. در ۹ سالگی اولین نقاشی چهره را کشیدم، بدون اینکه آموزش دیده باشم.
«اگر بنای تعطیلکردن مغازهتان را داشتیم، از شما دعوت نمیکردیم اینجا تشریف بیاورید.» این جمله، آغاز تلاش اعضای شورای حل اختلاف است که رویه دیگری برای رسیدگی به پروندههای ارجاعشده در پیش گرفتهاند!
آسنا مقدسی، نوجوان محله التیمور از کمترین امکانات بیشترین بهره را برده است.
کمتر کسی باورش میشد، علیاکبر زوار، که نبوغ و استعدادش سرآمد بود، برای رزم عازم جبهه مقاومت ّشده باشد. اغلب اطرافیان معتقد بودند او به سوریه رفته تا از آنجا به کشورهای اروپایی پناهنده شود.